English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fraction U 1-بخشی از یک واحد
fractions U 1-بخشی از یک واحد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
byte U که کامپیوتر در یک واحد روی آنها کار میکند
bytes U که کامپیوتر در یک واحد روی آنها کار میکند
overrun U هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning U هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overruns U هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
grain U واحد وزن در سیستم غیرمتریک معادل 8460/0گرم
marker U دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
markers U دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
therm U واحد گرما حمام
therms U واحد گرما حمام
half U ارسال داده در یک جهت در واحد زمان روی کانال یک سویه
half U مجموعه بیتتها که نیمی از کلمه استاندارد را می گیرند ولی به عنوان واحد مجزا قابل دسترسی اند
direct objects U که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
indirect objects U که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
object U که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objected U که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objecting U که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objects U که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
barn U واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barns U واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
carat U واحد وزن جواهرات
carats U واحد وزن جواهرات
enhance U حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhanced U حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhances U حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhancing U حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
join U ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joined U ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joins U ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
job U یک واحد پردازش درون یک کار
job U کار یا تعداد کارهایی که به عنوان یک واحد انجام می شوند
jobs U یک واحد پردازش درون یک کار
jobs U کار یا تعداد کارهایی که به عنوان یک واحد انجام می شوند
machine U زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machined U زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machines U زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
cable U واحد طول دریایی برابر 022 یارد
cabled U واحد طول دریایی برابر 022 یارد
atmosphere U واحد فشار هوا
atmospheres U واحد فشار هوا
logical U واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
highway U اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
highway U باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
highways U اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
highways U باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
string U سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
clearing U تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
clearings U تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
bus U باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bus U اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bused U باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bused U اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
buses U باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
buses U اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busing U باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busing U اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussed U باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussed U اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busses U باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busses U اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussing U باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussing U اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
decimal U نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimals U نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
central U گروهی از مدارها که توابع اولیه یک کامپیوتر را انجام می دهند واز سه بخش تشکیل شده اند واحد کنترل
central U واحد محاسبات و منط ق
central U واحد ورودی و خروجی
monitor U واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
monitored U واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
monitors U واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
knot U واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knots U واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
component U تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
components U تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
mono U پیشوند بمعنی " یک "و " تک " و " واحد"
Mon U پیشوند بمعنی " یک "و " تک " و " واحد"
high U تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highest U تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highs U تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
power U واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered U واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering U واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers U واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
connect U هزینه در واحد دقیقه برای ارتباط داشتن با کامپیوتر راه دور
connects U هزینه در واحد دقیقه برای ارتباط داشتن با کامپیوتر راه دور
measure U واحد میزان
measure U واحد
trinity U معتقدبوجود سه اقنوم در خدای واحد
European Currency Unit U واحد پول اروپایی
pint U واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
pints U واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
firm U واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firmer U واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firmest U واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firms U واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
volt U واحد نیروی محرکه برقی
volt U واحد نیروی محرکه الکتریکی در سیستم متریک
volt U واحد SI توان الکتریکی که به عنوان ولتاژ یک مقاومت یک اهمی که جریان یک آمپر از آن می گذرد و تعریف میشود
volts U واحد نیروی محرکه برقی
volts U واحد نیروی محرکه الکتریکی در سیستم متریک
Other Matches
ecosystems U بخشی از جامعه و بوم که تشکیل یک واحد فاعله درطبیعت بدهد
ecosystem U بخشی از جامعه و بوم که تشکیل یک واحد فاعله درطبیعت بدهد
arithmetic logic unit U بخشی از CPU که عملیات محاسباتی را انجام میدهد واحد محاسبه و منطق
radix U نقط های که تقسیم بین واحد کمی و بخشی اعشاری را نشان میدهد
alu U Unit Logic Arithmetic بخشی از CPU که عملیات محاسباتی را انجام میدهد واحد محاسبه و منطق
internal store U بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
internal memory U بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
knot U نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
cpu U واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
morpheme U واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
scissoring U 1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
functional unit U واحد در حال کار واحد تابعی
knot U گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot U میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
sextet U شش بخشی
sectorial U بخشی
portion U بخشی
portions U بخشی
triplet U سه بخشی
sextets U شش بخشی
fraction U بخشی از
fractions U بخشی از
regional <adj.> U بخشی
local <adj.> U بخشی
parochial U بخشی
triarchy U سه بخشی
hexaploid U شش بخشی
divisor U بخشی
tripartite U سه بخشی
Centigrade U صد بخشی
partial U بخشی
as part of U بخشی از
ninefold U نه بخشی
bisection U دو بخشی
trichotomous U سه بخشی
sectoral U بخشی
dichotomous U دو بخشی
healthfulness U صحت بخشی
stanine scale U مقیاس نه بخشی
haxamerous U شش بخشی شش قسمتی
pleasurability U لذت بخشی
animations U جان بخشی
fytte U بخشی ازشعر
genbraliztion U کلیت بخشی
drill tang بخشی از مته
animation U جان بخشی
refreshment U نیرو بخشی
refreshments U نیرو بخشی
part way U بخشی از راه
pleasurableness U فرح بخشی
heptamerous U هفت بخشی
stanine score U نمره نه بخشی
stens U مقیاس ده بخشی
contributes U هم بخشی کردن
contributing U هم بخشی کردن
contribute U هم بخشی کردن
physical medicine U طب توان بخشی
personification U شخصیت بخشی
polychotomy U چند بخشی
trichotomy U سه بخشی بودن
triploid U سه قسمتی سه بخشی
two sector economy U اقتصاد دو بخشی
rehabilitation U توان بخشی
two sector model U الگوی دو بخشی
efficiency U اثر بخشی
vitalization U حیات بخشی
vivification U حیات بخشی
contributed U هم بخشی کردن
effectiveness U تاثیر بخشی
equipartition principle U اصل هم بخشی
satisfactoriness U رضایت بخشی
effectiveness U اثر بخشی
slice U بخشی از چیزی
slices U بخشی از چیزی
part U بخشی از چیزی
sectoral integation U ادغام بخشی
stanzas U بخشی از بازی
sectoral integation U یکپارچگی بخشی
stanza U بخشی از بازی
partial U بخشی قسمتی
dezincification U فرسودگی بخشی
staves U مقیاس پنج بخشی
flushes U فایل یا بخشی از حافظه
flushing U فایل یا بخشی از حافظه
charitableness U خیرخواهی صدقه بخشی
cost effectiveness U تاثیر بخشی هزینه
fetch U دستیابی به بخشی از حافظه
tag U بخشی از دستور کامپیوتری
revivification U باز جان بخشی
coursed U بخشی از غذا اموزه
flush U فایل یا بخشی از حافظه
nose band U بخشی از کلگی اسب
array U بخشی از داده در آرایه
lobes U بخشی از عضله یا مغز
lobe U بخشی از عضله یا مغز
contributions U هم بخشی همکاری وکمک
contribution U هم بخشی همکاری وکمک
partial U نیمه کاره بخشی از
tags U بخشی از دستور کامپیوتری
stanzas U بخشی ازبازی هاکی
phases U بخشی از فرآیند بزرگتر
vocational rehabilitation U توان بخشی شغلی
subsegment U بخشی کوچک یک سگمنت
course U بخشی از غذا اموزه
a rosy future U آینده امید بخشی
phase U بخشی از فرآیند بزرگتر
phased U بخشی از فرآیند بزرگتر
courses U بخشی از غذا اموزه
sectoral planning U برنامه ریزی بخشی
fetched U دستیابی به بخشی از حافظه
arrays U بخشی از داده در آرایه
barge-course U [بخشی از سفال بام]
fetches U دستیابی به بخشی از حافظه
stanza U بخشی ازبازی هاکی
selective U نمایش یا چاپ بخشی از حافظه
cost effectiveness analysis U تحلیل تاثیر بخشی هزینه ها
the pale U بخشی از ایرلند که در قلمردانگلیس است
selectively U نمایش یا چاپ بخشی از حافظه
reviviscence U بهوش اوری نیرو بخشی
building unit U جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
box section leg U ساق یا پایه بخشی از جعبه
moto U بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
palm of a glove U بخشی از دستگش که کف دست را می پوشاند
overlapped U پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
file U بخشی از داده روی کامپیوتر
inter sectoral planning U برنامه ریزی بین بخشی
filed U بخشی از داده روی کامپیوتر
A part of Iranian territory. U بخشی از خاک ( سرزمین) ایران
physical medicine U درمان بدنی و توان بخشی
overlaps U پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
overlap U پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
parterre U بخشی ازتماشاخانه که پشت سرنوازندگان است
zeroes U پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
moto scramble U مسابقه چند بخشی درمسیرهای گوناگون
rehabilitation U تجدید قوا کردن توان بخشی
to put in a piece of work U بخشی از کار دیگران را انجام دادن
branch U جهش از بخشی از برنامه به بخش دیگر
branches U جهش از بخشی از برنامه به بخش دیگر
zero U پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
zeros U پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
internal U دستوری که بخشی از سیستم عامل است
usenet U بخشی از اینترنت که حاوی مجمعی است
highlights U جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
beginning U حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
beginnings U حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
municipality U شهریا بخشی که دارای شهرداری است
satellites U کامپیوترکوچک که بخشی ازسیستم بزرگتر است
intussusception U دخول بخشی از روده در بخش دیگر
municipalities U شهریا بخشی که دارای شهرداری است
introsusception U دخول بخشی از روده در بخش دیگر
bung U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
bungs U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
titillate U بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillated U بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillates U بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillating U بطور لذت بخشی تحریک کردن
selective U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
selectively U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
highlighted U جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
highlight U جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
satellite U کامپیوترکوچک که بخشی ازسیستم بزرگتر است
carriers U وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
carrier U وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
front U بخشی از چیزی که از عقب به نظر آید
fronting U بخشی از چیزی که از عقب به نظر آید
storage U بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
bunging U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
bunged U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
maiden over U بخشی از بازی کریکت بدون امتیاز
metaplasm U بخشی ازسفیده که موادیاخته ساز درانست
front line U 9 بخش اول زمین 81 بخشی گلف
module U واحد
units U واحد
one U واحد
singlets U خط واحد
singlet U خط واحد
ones U واحد
at the same time U در ان واحد
unit U واحد
unilinear U در یک خط واحد
univalent U واحد
monad U واحد
unitage U یک واحد
plank U واحد
single U واحد
modules U واحد
drive U بخشی ازکامپیوتر که نوار یا دیسک را راه می اندازد
drives U بخشی ازکامپیوتر که نوار یا دیسک را راه می اندازد
shirt-tails U بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
elimination U بخشی از داده هنوز استفاده نشده است
operation U بخشی از حلقه ماشین در حین اجرای دستور
executing U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
executes U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
descender U بخشی از حرف چاپ شده که زیر خط است
absolute address برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
executed U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
backplane U بخشی از ساختمان کامپیوتر که حاوی تختههای مدار
nasopharynx U بخشی از گلو گاه که بابینی راه دارد
electron gun U بخشی از CRT که یک اشعه الکترونی ایجاد میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com