Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
overlap
U
رویهم افتادن
overlap
U
اصطکاک داشتن
overlap
U
اشتراک داشتن
overlap
U
بر روی هم قرار گرفتن فصل مشترک
overlap
U
همپوشی
overlap
U
تطابق کردن
overlap
U
پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlap
U
روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
overlap
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap
U
همپوشانی
overlap
U
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlap
U
پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
overlap
U
جایی که چیزی بخشی از دیگری را بپوشاند یا در بخش داده روی هم قرا رگیرند
overlap
U
روی هم افتادن
overlap
U
تداخل رنگ ها
[خصوصا در لبه طرح ها و موقع تعویض رنگ در نقشه]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overlap tell
U
پوشش رله اطلاعات
overlap tell
U
رله اطلاعات مربوط به هدف یا دشمن به ایستگاههای مجاور
side overlap
U
پوشش جانبی عکس هوایی
overlap processing
U
پردازش و خروجی توسط یک سیستم کامپیوتری
overlap processing
U
اجرای همزمان فعالیتهای ورودی
overlap joint
U
اتصال نیمانیم
overlap angle
U
زاویه همپوشی
orbital overlap
U
همپوشانی محوری
multipass overlap
U
بنابراین نقاط کمتر به نظر می آیند
multipass overlap
U
سیستمی که چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matria-dot ایجاد میکند با تکرا خط حروف ولی تغییر مکان به آرامی
forward overlap
U
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
overlap of distillat curves
U
رویهم افتادگی منحنیهای تقطیر
principle of miximum overlap
U
اصل حداکثر همپوشانی
sliding overlap arm
U
بازویپوشش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com