English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
anti-theft U دزدگیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
theft U بردن متقلبانه مال غیر به قصد محروم کردن دائمی مالک از ان
theft U سرقت
theft U دزدی
victim of theft U مسروق منه
theft bote U استرداد مال مسروقه ازسارق به این شرط که مال باخته از تعقیب سارق منصرف شود
theft and pilferage U دزدی و دله دزدی
aggravated theft U دزدی مشدد
open theft U سرقت مشهود
commit theft U دزدی کردن
commit theft U سرقت کردن
attempted theft U سرقت ناتمام
attempted theft U شروع به سرقت
aggravated theft U سرقت مشدد
theft, pilferage, non delivery U دله دزدی
theft, pilferage, non delivery U سرقت
theft, pilferage, non delivery U عدم تحویل
The motor vehicle is covered by theft insurance. U این خودرو برابر سرقت بیمه شده است.
anti U ضد
anti U :پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
anti U انتی
anti U در مقابل
anti U مخالف علیه
anti U پاد
anti- U سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
anti- U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یکی
anti- U ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
anti- U به معنای "مخالف "
anti- U روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
anti- U برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
anti semitic U ضد یهودی
anti g suit U لباس ضد فشار ثقل
anti g suit U لباس ضد اثر سرعت ثقل
anti thesis U انتی تز
anti icing U ضد یخ
anti-pollutant U پادآلودگی
anti knock U ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
anti thesis U وضع مقابل
anti matter U ضد ماده
anti thesis U نقیض
anti submarine U هواپیمای ضد زیردریایی
anti particle U ضد ذره
anti socialist U ضد سوسیالیستی
anti skid U ضد لغزش
anti sepsis U جلوگیری از رشد وازدیاد میکربها در اثر موادضدعفونی
anti spin U سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
anti thesis U برابر نهاد
anti-moth U مواد ضد بید فرش
anti-histamine U ضد هیستامین
anti-histamine U آنتی هیستامین
anti-histamine U داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamines U ضد هیستامین
anti-histamines U آنتی هیستامین
anti-hero U نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-freeze U پاد یخ
anti-freeze U آبگونهی ضد یخ
anti-freeze U ضد یخ
anti-clockwise U بر خلافجهتعقربههایساعت
anti-histamines U داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-pollutants U پادآلودگی
anti-tank U ضد تانک
anti wear U مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
anti-heroes U نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti capitalist U ضد سرمایه داری
anti dumping U مخالفت تبعیض قیمت بین بازار داخل و خارج از کشور
anti dumping U ضد دامپینگ
anti social U ضد اجتماعی
anti-Semite U ضد یهود
anti-Semite U مخالف اقوام سامی
anti-Semites U ضد یهود
anti-Semites U مخالف اقوام سامی
anti-social U ضد اجتماعی
anti tr switch U کلید ضد فرگیر
anti-aircraft U ضد هواپیما
anti detonation U ضد بدسوزی
anti air U ضد هواپیمایی
anti air U ضد برتری هوایی دشمن
anti detonant U مایع ضد بدسوزی
anti derivative U ضد مشتق
anti aircraft U ضد هوایی
anti aircraft U پدافند هوایی
anti semite U مخالف اقوام سامی
anti federalist U اشخاصی که درسال 88-7871 مخالف اساس حکومت امریکا بودند
anti semite U ضد یهود
anti-Semitic U مخالف نژاد سامی
anti freezer U ضد انجماد
anti freezer U ضد یخ
anti-Semitic U مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
anti semitism U مخالف با یهودیان
anti cyclical U ضد دورهای
anti-Semitism U مخالف با یهودیان
anti induction cable U کابل ضد القا
anti-aircraft missile U گلولهموشکضدهوایی
anti blush tinner U ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
anti balance tab U بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
anti aircraft defense U پدافند ضد هوایی
anti aircraft artillery U توپخانه پدافند هوایی
anti aircraft artillery U توپخانه ضد هوایی
anti-friction pad U لایهضداصطکاک
anti-radar missile U گلولهموشکضدرادار
anti-ship missile U گلولهموشکضدناو
anti-skating device U دستگاهضدلفزش
anti-slip foot پایه ضد لغزش
anti-slip shoe U پایهضدلغزش
anti-vibration handle U دستهضدلغزش
anti-tank rocket U موشکضدتانک
anti-tank missile U گلولهموشکضدتانک
Anti – corruption campaign . U مبارزه با فساد
anti collision light U چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
anti servo tab U بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
anti friction bearing U یاطاقان غلطکی
anti propeller end U انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
anti parallel feeding U تغذیه مخالف
anti meran gambit U گامبی ضد مران در دفاع اسلاو شطرنج
anti menchanized defense U دفاع ضدمکانیزه
anti menchanized defense U پدافند ضد مکانیزه
anti flood valve U شیر اطمینان مانع طغیان
anti knock property U خاصیت ضدضربه
anti knock property U درجه اکتان
anti flouing paint U رنگ ضد خزه
anti interference capacitor U خازن ضد تداخل
anti inflationary policy U ضد تورمی
anti hum condenser U خازن ضد پارازیت
anti inflationary policy U سیاست انقباضی
anti freeze mixture U مخلوط ضد یخ
anti icing fluid U مایع ضد یخ
anti drumming sheet U ورق ضد تورم
anti skid chain U زنجیر محافظ در برابر لغزش
anti comintern pact U ...anti
anti corrosion composition U رنگ ضد زنگ
anti interference device U دستگاه ضد تداخل
anti dazzle screen U شیشه نورگیر
anti dazzle screen U شیشه ضد نور
anti trust law U قانون ضد تراست
anti dazzle vizor U افتابگیر
anti dazzle vizor U سایه بان شیشه جلوی اتومبیل
anti tear strips U باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
anti submarine carrier U ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
anti strokes line U خط انتی استوکسی
anti development policy U سیاست ضد توسعه
anti drag wire U اجزاء بست کاری ساختمانی
anti slip plate U ورقه ضد لغزش
anti skid system U سیستم ضد لغزش
anti skid protection U حفافت از لغزش
anti freeze pump U پمپ ضد یخ
anti-torque tail rotor U دم چرخانضدلفزش
service anti gas respirator U ماسک ضد گاز
sherman anti trust act U قانون ضد تراست شرمن درایالات متحده امریکا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com