Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
anti-clockwise
U
بر خلافجهتعقربههایساعت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clockwise
U
در جهت ساعت
clockwise
U
مطابق گردش عقربههای ساعت راستگرد
clockwise
U
مطابق گردش عقربه ساعت در جهت عقربه ساعت
clockwise
U
درجهت گردش عقربههای ساعت
clockwise
U
درجهت ساعت
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
clockwise rotation
U
گردش براست
clockwise rotation
U
گردش به راست
rotation in a clockwise direction
U
گردش در جهت عقربه ساعت
rotation in a clockwise direction
U
گردش به راست
anti
U
پاد
anti
U
مخالف علیه
anti
U
:پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
anti
U
انتی
anti
U
در مقابل
anti
U
ضد
anti-
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یکی
anti-
U
ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
anti-
U
به معنای "مخالف "
anti-
U
روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
anti-
U
سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
anti-
U
برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
anti thesis
U
وضع مقابل
anti thesis
U
نقیض
anti spin
U
سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
anti freezer
U
ضد یخ
anti socialist
U
ضد سوسیالیستی
anti skid
U
ضد لغزش
anti submarine
U
هواپیمای ضد زیردریایی
anti knock
U
ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
anti matter
U
ضد ماده
anti semite
U
مخالف اقوام سامی
anti icing
U
ضد یخ
anti semitic
U
ضد یهودی
anti g suit
U
لباس ضد اثر سرعت ثقل
anti g suit
U
لباس ضد فشار ثقل
anti particle
U
ضد ذره
anti freezer
U
ضد انجماد
anti sepsis
U
جلوگیری از رشد وازدیاد میکربها در اثر موادضدعفونی
anti thesis
U
انتی تز
anti thesis
U
برابر نهاد
anti-moth
U
مواد ضد بید فرش
anti wear
U
مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
anti-theft
U
دزدگیر
anti-pollutants
U
پادآلودگی
anti-pollutant
U
پادآلودگی
anti-histamines
U
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamines
U
آنتی هیستامین
anti-histamines
U
ضد هیستامین
anti-histamine
U
آنتی هیستامین
anti-histamine
U
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamine
U
ضد هیستامین
anti-heroes
U
نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-hero
U
نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-freeze
U
پاد یخ
anti-freeze
U
آبگونهی ضد یخ
anti-freeze
U
ضد یخ
anti-tank
U
ضد تانک
anti cyclical
U
ضد دورهای
anti capitalist
U
ضد سرمایه داری
anti-Semite
U
ضد یهود
anti detonation
U
ضد بدسوزی
anti-Semite
U
مخالف اقوام سامی
anti detonant
U
مایع ضد بدسوزی
anti-Semites
U
ضد یهود
anti-Semites
U
مخالف اقوام سامی
anti social
U
ضد اجتماعی
anti-social
U
ضد اجتماعی
anti tr switch
U
کلید ضد فرگیر
anti air
U
ضد هواپیمایی
anti air
U
ضد برتری هوایی دشمن
anti aircraft
U
ضد هوایی
anti aircraft
U
پدافند هوایی
anti derivative
U
ضد مشتق
anti dumping
U
مخالفت تبعیض قیمت بین بازار داخل و خارج از کشور
anti federalist
U
اشخاصی که درسال 88-7871 مخالف اساس حکومت امریکا بودند
anti dumping
U
ضد دامپینگ
anti semite
U
ضد یهود
anti-Semitism
U
مخالف با یهودیان
anti semitism
U
مخالف با یهودیان
anti-Semitic
U
مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
anti-Semitic
U
مخالف نژاد سامی
anti-aircraft
U
ضد هواپیما
anti aircraft artillery
U
توپخانه ضد هوایی
anti icing fluid
U
مایع ضد یخ
anti aircraft defense
U
پدافند ضد هوایی
anti balance tab
U
بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
anti blush tinner
U
ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
anti-slip foot
پایه ضد لغزش
Anti – corruption campaign .
U
مبارزه با فساد
anti-ship missile
U
گلولهموشکضدناو
anti-radar missile
U
گلولهموشکضدرادار
anti-friction pad
U
لایهضداصطکاک
anti-aircraft missile
U
گلولهموشکضدهوایی
anti-slip shoe
U
پایهضدلغزش
anti induction cable
U
کابل ضد القا
anti-tank rocket
U
موشکضدتانک
anti-vibration handle
U
دستهضدلغزش
anti-tank missile
U
گلولهموشکضدتانک
anti-skating device
U
دستگاهضدلفزش
anti aircraft artillery
U
توپخانه پدافند هوایی
anti trust law
U
قانون ضد تراست
anti collision light
U
چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
anti menchanized defense
U
دفاع ضدمکانیزه
anti menchanized defense
U
پدافند ضد مکانیزه
anti development policy
U
سیاست ضد توسعه
anti knock property
U
خاصیت ضدضربه
anti knock property
U
درجه اکتان
anti drag wire
U
اجزاء بست کاری ساختمانی
anti interference device
U
دستگاه ضد تداخل
anti interference capacitor
U
خازن ضد تداخل
anti inflationary policy
U
ضد تورمی
anti inflationary policy
U
سیاست انقباضی
anti drumming sheet
U
ورق ضد تورم
anti hum condenser
U
خازن ضد پارازیت
anti friction bearing
U
یاطاقان غلطکی
anti flood valve
U
شیر اطمینان مانع طغیان
anti flouing paint
U
رنگ ضد خزه
anti freeze pump
U
پمپ ضد یخ
anti meran gambit
U
گامبی ضد مران در دفاع اسلاو شطرنج
anti parallel feeding
U
تغذیه مخالف
anti propeller end
U
انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
anti comintern pact
U
...anti
anti corrosion composition
U
رنگ ضد زنگ
anti tear strips
U
باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
anti submarine carrier
U
ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
anti dazzle screen
U
شیشه نورگیر
anti strokes line
U
خط انتی استوکسی
anti dazzle screen
U
شیشه ضد نور
anti dazzle vizor
U
افتابگیر
anti servo tab
U
بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
anti dazzle vizor
U
سایه بان شیشه جلوی اتومبیل
anti skid chain
U
زنجیر محافظ در برابر لغزش
anti skid protection
U
حفافت از لغزش
anti skid system
U
سیستم ضد لغزش
anti slip plate
U
ورقه ضد لغزش
anti freeze mixture
U
مخلوط ضد یخ
sherman anti trust act
U
قانون ضد تراست شرمن درایالات متحده امریکا
service anti gas respirator
U
ماسک ضد گاز
anti-torque tail rotor
U
دم چرخانضدلفزش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com