English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
anti-pollutant U پادآلودگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pollutant U الاینده
pollutant U الوده کننده
non degradable pollutant U الاینده تجزیه پذیر
air pollutant U الاینده هوا
airborne pollutant U الاینده هواویز
non degradable pollutant U الاینده ناشکننده
non thershold pollutant U الاینده بی استانه
anti U :پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
anti U مخالف علیه
anti U در مقابل
anti U پاد
anti U انتی
anti U ضد
anti- U روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
anti- U سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
anti- U ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
anti- U برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
anti- U به معنای "مخالف "
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
anti- U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یکی
anti freezer U ضد انجماد
anti submarine U هواپیمای ضد زیردریایی
anti thesis U انتی تز
anti thesis U برابر نهاد
anti freezer U ضد یخ
anti thesis U نقیض
anti spin U سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
anti semitic U ضد یهودی
anti skid U ضد لغزش
anti socialist U ضد سوسیالیستی
anti particle U ضد ذره
anti matter U ضد ماده
anti knock U ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
anti icing U ضد یخ
anti g suit U لباس ضد اثر سرعت ثقل
anti sepsis U جلوگیری از رشد وازدیاد میکربها در اثر موادضدعفونی
anti g suit U لباس ضد فشار ثقل
anti thesis U وضع مقابل
anti-clockwise U بر خلافجهتعقربههایساعت
anti-theft U دزدگیر
anti-moth U مواد ضد بید فرش
anti-tank U ضد تانک
anti-pollutants U پادآلودگی
anti-Semites U مخالف اقوام سامی
anti-histamines U داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamines U آنتی هیستامین
anti-histamines U ضد هیستامین
anti-histamine U داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamine U آنتی هیستامین
anti-histamine U ضد هیستامین
anti-heroes U نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-hero U نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-freeze U پاد یخ
anti-freeze U آبگونهی ضد یخ
anti-freeze U ضد یخ
anti wear U مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
anti federalist U اشخاصی که درسال 88-7871 مخالف اساس حکومت امریکا بودند
anti capitalist U ضد سرمایه داری
anti semitism U مخالف با یهودیان
anti-Semitism U مخالف با یهودیان
anti semite U ضد یهود
anti semite U مخالف اقوام سامی
anti-Semite U ضد یهود
anti-Semite U مخالف اقوام سامی
anti derivative U ضد مشتق
anti social U ضد اجتماعی
anti-social U ضد اجتماعی
anti tr switch U کلید ضد فرگیر
anti air U ضد هواپیمایی
anti air U ضد برتری هوایی دشمن
anti aircraft U ضد هوایی
anti aircraft U پدافند هوایی
anti cyclical U ضد دورهای
anti detonation U ضد بدسوزی
anti-Semites U ضد یهود
anti-Semitic U مخالف نژاد سامی
anti dumping U مخالفت تبعیض قیمت بین بازار داخل و خارج از کشور
anti dumping U ضد دامپینگ
anti-Semitic U مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
anti-aircraft U ضد هواپیما
anti detonant U مایع ضد بدسوزی
anti blush tinner U ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
anti trust law U قانون ضد تراست
anti balance tab U بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
anti aircraft defense U پدافند ضد هوایی
anti-skating device U دستگاهضدلفزش
anti aircraft artillery U توپخانه پدافند هوایی
anti aircraft artillery U توپخانه ضد هوایی
anti-aircraft missile U گلولهموشکضدهوایی
Anti – corruption campaign . U مبارزه با فساد
anti-radar missile U گلولهموشکضدرادار
anti-ship missile U گلولهموشکضدناو
anti development policy U سیاست ضد توسعه
anti-vibration handle U دستهضدلغزش
anti-tank rocket U موشکضدتانک
anti-friction pad U لایهضداصطکاک
anti-tank missile U گلولهموشکضدتانک
anti-slip foot پایه ضد لغزش
anti-slip shoe U پایهضدلغزش
anti collision light U چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
anti comintern pact U ...anti
anti menchanized defense U پدافند ضد مکانیزه
anti flood valve U شیر اطمینان مانع طغیان
anti knock property U خاصیت ضدضربه
anti knock property U درجه اکتان
anti interference device U دستگاه ضد تداخل
anti interference capacitor U خازن ضد تداخل
anti inflationary policy U ضد تورمی
anti inflationary policy U سیاست انقباضی
anti induction cable U کابل ضد القا
anti icing fluid U مایع ضد یخ
anti hum condenser U خازن ضد پارازیت
anti drag wire U اجزاء بست کاری ساختمانی
anti drumming sheet U ورق ضد تورم
anti friction bearing U یاطاقان غلطکی
anti freeze pump U پمپ ضد یخ
anti freeze mixture U مخلوط ضد یخ
anti menchanized defense U دفاع ضدمکانیزه
anti meran gambit U گامبی ضد مران در دفاع اسلاو شطرنج
anti parallel feeding U تغذیه مخالف
anti tear strips U باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
anti submarine carrier U ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
anti corrosion composition U رنگ ضد زنگ
anti strokes line U خط انتی استوکسی
anti dazzle screen U شیشه نورگیر
anti slip plate U ورقه ضد لغزش
anti skid system U سیستم ضد لغزش
anti skid protection U حفافت از لغزش
anti propeller end U انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
anti dazzle vizor U سایه بان شیشه جلوی اتومبیل
anti dazzle vizor U افتابگیر
anti servo tab U بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
anti flouing paint U رنگ ضد خزه
anti dazzle screen U شیشه ضد نور
anti skid chain U زنجیر محافظ در برابر لغزش
service anti gas respirator U ماسک ضد گاز
sherman anti trust act U قانون ضد تراست شرمن درایالات متحده امریکا
anti-torque tail rotor U دم چرخانضدلفزش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com