English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
anti-Semite U ضد یهود
anti-Semite U مخالف اقوام سامی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
anti semite U مخالف اقوام سامی
anti semite U ضد یهود
semite U سامی
semite U کسی که از نسل سام بن نوح باشد
anti U پاد
anti U مخالف علیه
anti U ضد
anti U :پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
anti U در مقابل
anti U انتی
anti- U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یکی
anti- U برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
anti- U سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
anti- U روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
anti- U ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
anti- U به معنای "مخالف "
anti knock U ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
anti thesis U وضع مقابل
anti thesis U نقیض
anti submarine U هواپیمای ضد زیردریایی
anti spin U سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
anti socialist U ضد سوسیالیستی
anti skid U ضد لغزش
anti semitic U ضد یهودی
anti particle U ضد ذره
anti freezer U ضد یخ
anti freezer U ضد انجماد
anti g suit U لباس ضد فشار ثقل
anti g suit U لباس ضد اثر سرعت ثقل
anti matter U ضد ماده
anti icing U ضد یخ
anti-pollutant U پادآلودگی
anti thesis U انتی تز
anti thesis U برابر نهاد
anti-moth U مواد ضد بید فرش
anti-histamines U ضد هیستامین
anti-histamine U داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamine U آنتی هیستامین
anti-histamine U ضد هیستامین
anti-histamines U داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-pollutants U پادآلودگی
anti wear U مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
anti-heroes U نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-hero U نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-freeze U پاد یخ
anti-freeze U آبگونهی ضد یخ
anti-freeze U ضد یخ
anti-clockwise U بر خلافجهتعقربههایساعت
anti-tank U ضد تانک
anti-theft U دزدگیر
anti-histamines U آنتی هیستامین
anti capitalist U ضد سرمایه داری
anti detonation U ضد بدسوزی
anti-Semitic U مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
anti semitism U مخالف با یهودیان
anti-Semitism U مخالف با یهودیان
anti-Semites U ضد یهود
anti derivative U ضد مشتق
anti social U ضد اجتماعی
anti-social U ضد اجتماعی
anti tr switch U کلید ضد فرگیر
anti air U ضد هواپیمایی
anti air U ضد برتری هوایی دشمن
anti aircraft U ضد هوایی
anti aircraft U پدافند هوایی
anti cyclical U ضد دورهای
anti-Semites U مخالف اقوام سامی
anti-Semitic U مخالف نژاد سامی
anti dumping U ضد دامپینگ
anti federalist U اشخاصی که درسال 88-7871 مخالف اساس حکومت امریکا بودند
anti-aircraft U ضد هواپیما
anti sepsis U جلوگیری از رشد وازدیاد میکربها در اثر موادضدعفونی
anti detonant U مایع ضد بدسوزی
anti dumping U مخالفت تبعیض قیمت بین بازار داخل و خارج از کشور
anti aircraft defense U پدافند ضد هوایی
anti aircraft artillery U توپخانه پدافند هوایی
anti balance tab U بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
anti aircraft artillery U توپخانه ضد هوایی
anti trust law U قانون ضد تراست
Anti – corruption campaign . U مبارزه با فساد
anti blush tinner U ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
anti-ship missile U گلولهموشکضدناو
anti-skating device U دستگاهضدلفزش
anti-friction pad U لایهضداصطکاک
anti-aircraft missile U گلولهموشکضدهوایی
anti-slip foot پایه ضد لغزش
anti-slip shoe U پایهضدلغزش
anti icing fluid U مایع ضد یخ
anti-tank missile U گلولهموشکضدتانک
anti-tank rocket U موشکضدتانک
anti-radar missile U گلولهموشکضدرادار
anti-vibration handle U دستهضدلغزش
anti collision light U چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
anti comintern pact U ...anti
anti corrosion composition U رنگ ضد زنگ
anti menchanized defense U دفاع ضدمکانیزه
anti menchanized defense U پدافند ضد مکانیزه
anti flood valve U شیر اطمینان مانع طغیان
anti knock property U خاصیت ضدضربه
anti knock property U درجه اکتان
anti interference device U دستگاه ضد تداخل
anti interference capacitor U خازن ضد تداخل
anti inflationary policy U ضد تورمی
anti inflationary policy U سیاست انقباضی
anti induction cable U کابل ضد القا
anti drag wire U اجزاء بست کاری ساختمانی
anti hum condenser U خازن ضد پارازیت
anti drumming sheet U ورق ضد تورم
anti friction bearing U یاطاقان غلطکی
anti freeze pump U پمپ ضد یخ
anti freeze mixture U مخلوط ضد یخ
anti meran gambit U گامبی ضد مران در دفاع اسلاو شطرنج
anti parallel feeding U تغذیه مخالف
anti tear strips U باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
anti submarine carrier U ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
anti strokes line U خط انتی استوکسی
anti dazzle screen U شیشه نورگیر
anti dazzle screen U شیشه ضد نور
anti slip plate U ورقه ضد لغزش
anti skid system U سیستم ضد لغزش
anti skid protection U حفافت از لغزش
anti propeller end U انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
anti dazzle vizor U سایه بان شیشه جلوی اتومبیل
anti development policy U سیاست ضد توسعه
anti servo tab U بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
anti flouing paint U رنگ ضد خزه
anti dazzle vizor U افتابگیر
anti skid chain U زنجیر محافظ در برابر لغزش
service anti gas respirator U ماسک ضد گاز
sherman anti trust act U قانون ضد تراست شرمن درایالات متحده امریکا
anti-torque tail rotor U دم چرخانضدلفزش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com