English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 132 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
anti-Semites U ضد یهود
anti-Semites U مخالف اقوام سامی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
anti U در مقابل
anti U :پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
anti U ضد
anti U مخالف علیه
anti U پاد
anti U انتی
anti- U به معنای "مخالف "
anti- U برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
anti- U سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
anti- U روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
anti- U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یکی
anti- U ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
anti-pollutants U پادآلودگی
anti thesis U نقیض
anti submarine U هواپیمای ضد زیردریایی
anti spin U سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
anti socialist U ضد سوسیالیستی
anti skid U ضد لغزش
anti sepsis U جلوگیری از رشد وازدیاد میکربها در اثر موادضدعفونی
anti semitic U ضد یهودی
anti dumping U مخالفت تبعیض قیمت بین بازار داخل و خارج از کشور
anti federalist U اشخاصی که درسال 88-7871 مخالف اساس حکومت امریکا بودند
anti freezer U ضد یخ
anti freezer U ضد انجماد
anti g suit U لباس ضد فشار ثقل
anti g suit U لباس ضد اثر سرعت ثقل
anti particle U ضد ذره
anti matter U ضد ماده
anti knock U ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
anti thesis U وضع مقابل
anti thesis U انتی تز
anti thesis U برابر نهاد
anti-histamines U آنتی هیستامین
anti-histamines U ضد هیستامین
anti-histamine U داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamine U آنتی هیستامین
anti-tank U ضد تانک
anti-histamine U ضد هیستامین
anti-heroes U نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-hero U نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-pollutant U پادآلودگی
anti-theft U دزدگیر
anti wear U مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
anti-freeze U پاد یخ
anti-freeze U آبگونهی ضد یخ
anti-freeze U ضد یخ
anti-clockwise U بر خلافجهتعقربههایساعت
anti-moth U مواد ضد بید فرش
anti-histamines U داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-Semitic U مخالف نژاد سامی
anti capitalist U ضد سرمایه داری
anti aircraft U پدافند هوایی
anti aircraft U ضد هوایی
anti air U ضد برتری هوایی دشمن
anti air U ضد هواپیمایی
anti tr switch U کلید ضد فرگیر
anti-social U ضد اجتماعی
anti social U ضد اجتماعی
anti-aircraft U ضد هواپیما
anti-Semite U مخالف اقوام سامی
anti-Semite U ضد یهود
anti semite U مخالف اقوام سامی
anti semite U ضد یهود
anti-Semitism U مخالف با یهودیان
anti semitism U مخالف با یهودیان
anti-Semitic U مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
anti cyclical U ضد دورهای
anti dumping U ضد دامپینگ
anti derivative U ضد مشتق
anti detonation U ضد بدسوزی
anti icing U ضد یخ
anti detonant U مایع ضد بدسوزی
anti trust law U قانون ضد تراست
anti freeze mixture U مخلوط ضد یخ
anti freeze pump U پمپ ضد یخ
anti drag wire U اجزاء بست کاری ساختمانی
anti friction bearing U یاطاقان غلطکی
anti hum condenser U خازن ضد پارازیت
anti icing fluid U مایع ضد یخ
anti induction cable U کابل ضد القا
anti inflationary policy U سیاست انقباضی
anti flouing paint U رنگ ضد خزه
anti development policy U سیاست ضد توسعه
anti flood valve U شیر اطمینان مانع طغیان
Anti – corruption campaign . U مبارزه با فساد
anti drumming sheet U ورق ضد تورم
anti-vibration handle U دستهضدلغزش
anti-tank rocket U موشکضدتانک
anti-tank missile U گلولهموشکضدتانک
anti-slip shoe U پایهضدلغزش
anti-slip foot پایه ضد لغزش
anti-skating device U دستگاهضدلفزش
anti-ship missile U گلولهموشکضدناو
anti-radar missile U گلولهموشکضدرادار
anti-friction pad U لایهضداصطکاک
anti-aircraft missile U گلولهموشکضدهوایی
anti tear strips U باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
anti interference device U دستگاه ضد تداخل
anti servo tab U بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
anti interference capacitor U خازن ضد تداخل
anti dazzle screen U شیشه نورگیر
anti propeller end U انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
anti dazzle screen U شیشه ضد نور
anti parallel feeding U تغذیه مخالف
anti meran gambit U گامبی ضد مران در دفاع اسلاو شطرنج
anti menchanized defense U دفاع ضدمکانیزه
anti menchanized defense U پدافند ضد مکانیزه
anti dazzle vizor U افتابگیر
anti knock property U خاصیت ضدضربه
anti knock property U درجه اکتان
anti dazzle vizor U سایه بان شیشه جلوی اتومبیل
anti corrosion composition U رنگ ضد زنگ
anti skid chain U زنجیر محافظ در برابر لغزش
anti skid protection U حفافت از لغزش
anti aircraft artillery U توپخانه ضد هوایی
anti aircraft artillery U توپخانه پدافند هوایی
anti aircraft defense U پدافند ضد هوایی
anti balance tab U بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
anti blush tinner U ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
anti submarine carrier U ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
anti inflationary policy U ضد تورمی
anti strokes line U خط انتی استوکسی
anti collision light U چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
anti comintern pact U ...anti
anti slip plate U ورقه ضد لغزش
anti skid system U سیستم ضد لغزش
sherman anti trust act U قانون ضد تراست شرمن درایالات متحده امریکا
anti-torque tail rotor U دم چرخانضدلفزش
service anti gas respirator U ماسک ضد گاز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com