English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 147 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
anti freezer U ضد یخ
anti freezer U ضد انجماد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
freezer U یخدان
freezer U منجمدکننده
freezer U یخچال خیلی سرد
freezer U فریزر [غذا و آشپزخانه]
deep freezer U فریزر [غذا و آشپزخانه]
food freezer U فریزر
food freezer U یخچال فریزر
freezer compartment U قسمتفریزر
freezer door U درفریزر
deep-freezer U فریزر [غذا و آشپزخانه]
deep-freezer U فریزر صندوقی [غذا و آشپزخانه]
deep freezer U فریزر صندوقی [غذا و آشپزخانه]
chest freezer U فریزر صندوقی [غذا و آشپزخانه]
freezer [chest-type] U فریزر صندوقی [غذا و آشپزخانه]
ice cream freezer U فرف بستنی سازی
anti- U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یکی
anti U انتی
anti U :پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
anti U ضد
anti U مخالف علیه
anti U پاد
anti- U به معنای "مخالف "
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
anti- U سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
anti- U روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
anti U در مقابل
anti- U ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
anti- U برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
anti-histamine U داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-freeze U آبگونهی ضد یخ
anti-histamine U آنتی هیستامین
anti-histamine U ضد هیستامین
anti-freeze U پاد یخ
anti-hero U نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti socialist U ضد سوسیالیستی
anti-heroes U نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti spin U سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
anti submarine U هواپیمای ضد زیردریایی
anti thesis U نقیض
anti thesis U وضع مقابل
anti thesis U انتی تز
anti thesis U برابر نهاد
anti particle U ضد ذره
anti air U ضد هواپیمایی
anti-clockwise U بر خلافجهتعقربههایساعت
anti-freeze U ضد یخ
anti-histamines U ضد هیستامین
anti-histamines U آنتی هیستامین
anti-histamines U داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-Semites U مخالف اقوام سامی
anti-Semites U ضد یهود
anti-Semite U ضد یهود
anti semite U مخالف اقوام سامی
anti semite U ضد یهود
anti-Semitism U مخالف با یهودیان
anti semitism U مخالف با یهودیان
anti-Semitic U مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
anti-social U ضد اجتماعی
anti tr switch U کلید ضد فرگیر
anti-pollutant U پادآلودگی
anti-pollutants U پادآلودگی
anti-tank U ضد تانک
anti-aircraft U ضد هواپیما
anti-theft U دزدگیر
anti wear U مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
anti-moth U مواد ضد بید فرش
anti social U ضد اجتماعی
anti-Semitic U مخالف نژاد سامی
anti sepsis U جلوگیری از رشد وازدیاد میکربها در اثر موادضدعفونی
anti cyclical U ضد دورهای
anti g suit U لباس ضد فشار ثقل
anti g suit U لباس ضد اثر سرعت ثقل
anti federalist U اشخاصی که درسال 88-7871 مخالف اساس حکومت امریکا بودند
anti derivative U ضد مشتق
anti matter U ضد ماده
anti icing U ضد یخ
anti detonant U مایع ضد بدسوزی
anti knock U ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
anti-Semite U مخالف اقوام سامی
anti dumping U مخالفت تبعیض قیمت بین بازار داخل و خارج از کشور
anti air U ضد برتری هوایی دشمن
anti dumping U ضد دامپینگ
anti detonation U ضد بدسوزی
anti aircraft U ضد هوایی
anti skid U ضد لغزش
anti aircraft U پدافند هوایی
anti capitalist U ضد سرمایه داری
anti semitic U ضد یهودی
Anti – corruption campaign . U مبارزه با فساد
anti freeze pump U پمپ ضد یخ
anti flood valve U شیر اطمینان مانع طغیان
anti friction bearing U یاطاقان غلطکی
anti freeze mixture U مخلوط ضد یخ
anti-vibration handle U دستهضدلغزش
anti flouing paint U رنگ ضد خزه
anti drumming sheet U ورق ضد تورم
anti drag wire U اجزاء بست کاری ساختمانی
anti aircraft artillery U توپخانه پدافند هوایی
anti aircraft defense U پدافند ضد هوایی
anti balance tab U بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
anti blush tinner U ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
anti collision light U چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
anti comintern pact U ...anti
anti corrosion composition U رنگ ضد زنگ
anti dazzle screen U شیشه نورگیر
anti dazzle screen U شیشه ضد نور
anti dazzle vizor U افتابگیر
anti dazzle vizor U سایه بان شیشه جلوی اتومبیل
anti aircraft artillery U توپخانه ضد هوایی
anti development policy U سیاست ضد توسعه
anti-friction pad U لایهضداصطکاک
anti slip plate U ورقه ضد لغزش
anti knock property U خاصیت ضدضربه
anti menchanized defense U پدافند ضد مکانیزه
anti menchanized defense U دفاع ضدمکانیزه
anti meran gambit U گامبی ضد مران در دفاع اسلاو شطرنج
anti parallel feeding U تغذیه مخالف
anti trust law U قانون ضد تراست
anti propeller end U انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
anti skid system U سیستم ضد لغزش
anti servo tab U بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
anti tear strips U باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
anti submarine carrier U ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
anti strokes line U خط انتی استوکسی
anti skid chain U زنجیر محافظ در برابر لغزش
anti skid protection U حفافت از لغزش
anti knock property U درجه اکتان
anti interference device U دستگاه ضد تداخل
anti-tank rocket U موشکضدتانک
anti-tank missile U گلولهموشکضدتانک
anti-slip shoe U پایهضدلغزش
anti-slip foot پایه ضد لغزش
anti-skating device U دستگاهضدلفزش
anti-ship missile U گلولهموشکضدناو
anti-radar missile U گلولهموشکضدرادار
anti-aircraft missile U گلولهموشکضدهوایی
anti hum condenser U خازن ضد پارازیت
anti icing fluid U مایع ضد یخ
anti induction cable U کابل ضد القا
anti inflationary policy U سیاست انقباضی
anti inflationary policy U ضد تورمی
anti interference capacitor U خازن ضد تداخل
service anti gas respirator U ماسک ضد گاز
sherman anti trust act U قانون ضد تراست شرمن درایالات متحده امریکا
anti-torque tail rotor U دم چرخانضدلفزش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com