Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
anti comintern pact
U
...anti
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
comintern
U
کومین ترن
comintern
U
بین الملل کمونیست
pact
U
قاعده عمومی و مطلقی را برقرار وخود را ملزم به رعایت ان می کنند
pact
U
پیمان
pact
U
معاهده پیمان بستن
pact
U
نوع خاصی از ارتباطات سیاسی است که در ان تعدادی از دول به طور مشترک
pact
U
حلف
pact
U
میثاق
pact
U
عهد
pact
U
قرارداد
peace pact
U
پیمان صلح
quadruple pact
U
پیمان چهار جانبه
tripartite pact
U
قرارداد سه جانبه میثاق سه جانبه
tripartite pact
U
پیمان سه جانبه
quadruple pact
U
میثاق چهار جانبه
non aggression pact
U
قرارداد عدم تعرض
non aggression pact
U
قراردادعدم تجاوز
peace pact
U
میثاق دوستی میثاق تحریم جنگ
peace pact
U
قرارداد صلح صلح نامه
pact of non aggression
U
پیمان عدم تجاوز
pact of non aggression
U
قرار دادعدم تعرض
pacific security pact
U
پیمان امنیت پاسفیک
pacific security pact
U
Anzus
anti
U
:پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
anti
U
انتی
anti
U
در مقابل
anti
U
ضد
anti
U
مخالف علیه
anti
U
پاد
anti-
U
به معنای "مخالف "
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
anti-
U
ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
anti-
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یکی
anti-
U
روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
anti-
U
سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
anti-
U
برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
anti thesis
U
وضع مقابل
anti thesis
U
انتی تز
anti thesis
U
نقیض
anti submarine
U
هواپیمای ضد زیردریایی
anti spin
U
سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
anti g suit
U
لباس ضد اثر سرعت ثقل
anti icing
U
ضد یخ
anti-histamines
U
ضد هیستامین
anti knock
U
ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
anti matter
U
ضد ماده
anti particle
U
ضد ذره
anti semitic
U
ضد یهودی
anti sepsis
U
جلوگیری از رشد وازدیاد میکربها در اثر موادضدعفونی
anti skid
U
ضد لغزش
anti socialist
U
ضد سوسیالیستی
anti thesis
U
برابر نهاد
anti-moth
U
مواد ضد بید فرش
anti wear
U
مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
anti-heroes
U
نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-histamine
U
آنتی هیستامین
anti-histamine
U
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamines
U
آنتی هیستامین
anti-freeze
U
پاد یخ
anti-freeze
U
آبگونهی ضد یخ
anti-freeze
U
ضد یخ
anti-clockwise
U
بر خلافجهتعقربههایساعت
anti-histamines
U
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-pollutant
U
پادآلودگی
anti-pollutants
U
پادآلودگی
anti-histamine
U
ضد هیستامین
anti-theft
U
دزدگیر
anti-tank
U
ضد تانک
anti-hero
U
نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti cyclical
U
ضد دورهای
anti-social
U
ضد اجتماعی
anti dumping
U
ضد دامپینگ
anti dumping
U
مخالفت تبعیض قیمت بین بازار داخل و خارج از کشور
anti social
U
ضد اجتماعی
anti-Semites
U
مخالف اقوام سامی
anti-Semites
U
ضد یهود
anti-Semitic
U
مخالف نژاد سامی
anti federalist
U
اشخاصی که درسال 88-7871 مخالف اساس حکومت امریکا بودند
anti tr switch
U
کلید ضد فرگیر
anti-aircraft
U
ضد هواپیما
anti capitalist
U
ضد سرمایه داری
anti derivative
U
ضد مشتق
anti aircraft
U
پدافند هوایی
anti detonant
U
مایع ضد بدسوزی
anti detonation
U
ضد بدسوزی
anti aircraft
U
ضد هوایی
anti air
U
ضد برتری هوایی دشمن
anti air
U
ضد هواپیمایی
anti-Semite
U
مخالف اقوام سامی
anti-Semite
U
ضد یهود
anti semite
U
مخالف اقوام سامی
anti freezer
U
ضد انجماد
anti freezer
U
ضد یخ
anti-Semitic
U
مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
anti semitism
U
مخالف با یهودیان
anti g suit
U
لباس ضد فشار ثقل
anti-Semitism
U
مخالف با یهودیان
anti semite
U
ضد یهود
anti balance tab
U
بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
anti aircraft defense
U
پدافند ضد هوایی
anti aircraft artillery
U
توپخانه ضد هوایی
anti blush tinner
U
ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
Anti – corruption campaign .
U
مبارزه با فساد
anti induction cable
U
کابل ضد القا
anti-vibration handle
U
دستهضدلغزش
anti-aircraft missile
U
گلولهموشکضدهوایی
anti-friction pad
U
لایهضداصطکاک
anti-radar missile
U
گلولهموشکضدرادار
anti-ship missile
U
گلولهموشکضدناو
anti-skating device
U
دستگاهضدلفزش
anti-slip foot
پایه ضد لغزش
anti-slip shoe
U
پایهضدلغزش
anti-tank missile
U
گلولهموشکضدتانک
anti-tank rocket
U
موشکضدتانک
anti aircraft artillery
U
توپخانه پدافند هوایی
anti collision light
U
چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
anti flood valve
U
شیر اطمینان مانع طغیان
anti flouing paint
U
رنگ ضد خزه
anti propeller end
U
انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
anti freeze mixture
U
مخلوط ضد یخ
anti parallel feeding
U
تغذیه مخالف
anti meran gambit
U
گامبی ضد مران در دفاع اسلاو شطرنج
anti menchanized defense
U
دفاع ضدمکانیزه
anti menchanized defense
U
پدافند ضد مکانیزه
anti freeze pump
U
پمپ ضد یخ
anti knock property
U
خاصیت ضدضربه
anti knock property
U
درجه اکتان
anti interference device
U
دستگاه ضد تداخل
anti interference capacitor
U
خازن ضد تداخل
anti inflationary policy
U
ضد تورمی
anti inflationary policy
U
سیاست انقباضی
anti icing fluid
U
مایع ضد یخ
anti friction bearing
U
یاطاقان غلطکی
anti servo tab
U
بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
anti skid chain
U
زنجیر محافظ در برابر لغزش
anti corrosion composition
U
رنگ ضد زنگ
anti dazzle screen
U
شیشه نورگیر
anti dazzle screen
U
شیشه ضد نور
anti dazzle vizor
U
افتابگیر
anti dazzle vizor
U
سایه بان شیشه جلوی اتومبیل
anti trust law
U
قانون ضد تراست
anti development policy
U
سیاست ضد توسعه
anti drag wire
U
اجزاء بست کاری ساختمانی
anti tear strips
U
باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
anti skid protection
U
حفافت از لغزش
anti skid system
U
سیستم ضد لغزش
anti slip plate
U
ورقه ضد لغزش
anti strokes line
U
خط انتی استوکسی
anti hum condenser
U
خازن ضد پارازیت
anti drumming sheet
U
ورق ضد تورم
anti submarine carrier
U
ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
service anti gas respirator
U
ماسک ضد گاز
sherman anti trust act
U
قانون ضد تراست شرمن درایالات متحده امریکا
anti-torque tail rotor
U
دم چرخانضدلفزش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com