Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
unit elasticity
U
کشش واحد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
byte
U
که کامپیوتر در یک واحد روی آنها کار میکند
bytes
U
که کامپیوتر در یک واحد روی آنها کار میکند
overrun
U
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning
U
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overruns
U
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
grain
U
واحد وزن در سیستم غیرمتریک معادل 8460/0گرم
marker
U
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
markers
U
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
therm
U
واحد گرما حمام
therms
U
واحد گرما حمام
half
U
ارسال داده در یک جهت در واحد زمان روی کانال یک سویه
half
U
مجموعه بیتتها که نیمی از کلمه استاندارد را می گیرند ولی به عنوان واحد مجزا قابل دسترسی اند
direct objects
U
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
indirect objects
U
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
object
U
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objected
U
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objecting
U
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objects
U
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
barn
U
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barns
U
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
carat
U
واحد وزن جواهرات
carats
U
واحد وزن جواهرات
enhance
U
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhanced
U
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhances
U
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhancing
U
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
join
U
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joined
U
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joins
U
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
job
U
یک واحد پردازش درون یک کار
job
U
کار یا تعداد کارهایی که به عنوان یک واحد انجام می شوند
jobs
U
یک واحد پردازش درون یک کار
jobs
U
کار یا تعداد کارهایی که به عنوان یک واحد انجام می شوند
machine
U
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machined
U
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machines
U
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
cable
U
واحد طول دریایی برابر 022 یارد
cabled
U
واحد طول دریایی برابر 022 یارد
atmosphere
U
واحد فشار هوا
atmospheres
U
واحد فشار هوا
logical
U
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
highway
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
highway
U
باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
highways
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
highways
U
باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
string
U
سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
clearing
U
تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
clearings
U
تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
bus
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bus
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bused
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bused
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
buses
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
buses
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busing
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busing
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussed
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussed
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busses
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busses
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussing
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussing
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
decimal
U
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimals
U
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
central
U
گروهی از مدارها که توابع اولیه یک کامپیوتر را انجام می دهند واز سه بخش تشکیل شده اند واحد کنترل
central
U
واحد محاسبات و منط ق
central
U
واحد ورودی و خروجی
monitor
U
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
monitored
U
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
monitors
U
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
knot
U
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knots
U
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
component
U
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
components
U
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
mono
U
پیشوند بمعنی " یک "و " تک " و " واحد"
Mon
U
پیشوند بمعنی " یک "و " تک " و " واحد"
high
U
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highest
U
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highs
U
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
power
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
connect
U
هزینه در واحد دقیقه برای ارتباط داشتن با کامپیوتر راه دور
connects
U
هزینه در واحد دقیقه برای ارتباط داشتن با کامپیوتر راه دور
measure
U
واحد میزان
measure
U
واحد
trinity
U
معتقدبوجود سه اقنوم در خدای واحد
European Currency Unit
U
واحد پول اروپایی
pint
U
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
pints
U
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
firm
U
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firmer
U
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firmest
U
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firms
U
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
volt
U
واحد نیروی محرکه برقی
volt
U
واحد نیروی محرکه الکتریکی در سیستم متریک
volt
U
واحد SI توان الکتریکی که به عنوان ولتاژ یک مقاومت یک اهمی که جریان یک آمپر از آن می گذرد و تعریف میشود
volts
U
واحد نیروی محرکه برقی
volts
U
واحد نیروی محرکه الکتریکی در سیستم متریک
Other Matches
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
knot
U
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
morpheme
U
واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
cpu
U
واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
functional unit
U
واحد در حال کار واحد تابعی
knot
U
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
U
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
unit
U
واحد
units
U
واحد
one
U
واحد
unilinear
U
در یک خط واحد
monad
U
واحد
ones
U
واحد
plank
U
واحد
singlets
U
خط واحد
at the same time
U
در ان واحد
unitage
U
یک واحد
singlet
U
خط واحد
modules
U
واحد
module
U
واحد
single
U
واحد
univalent
U
واحد
command unit
U
واحد فرمان
memory module
U
واحد حافظه
fractions
U
1-بخشی از یک واحد
fraction
U
1-بخشی از یک واحد
basic shaft
U
محور واحد
bril
U
واحد درخشندگی
fee
U
بهای واحد
motifs
U
واحد تکراری
industrial unit
U
واحد صنعتی
motif
U
واحد تکراری
building unit
U
واحد ساختمانی
cost unit
U
قیمت واحد
control unit
U
واحد کنترل
measuring unit
U
واحد سنجش
contractors yard
U
واحد ساختمانی
basic construction unit
U
واحد ساختمانی
arithmetic unit
U
واحد حساب
angstrom unit
U
واحد انگستروم
concern
U
واحد اقتصادی
one
U
یک واحد یگانه
concerns
U
واحد اقتصادی
unity
U
شماره یک واحد
monomeric unit
U
واحد تکپار
absolute unit
U
واحد مطلق
motor unit
U
واحد حرکتی
bars
U
واحد فشار
ones
U
یک واحد یگانه
astronomical unit
U
واحد نجومی
arithmetic unit
U
واحد محاسبه
microcycle
U
واحد زمان
microprocessing unit
U
واحد ریزپردازنده
basis
U
قیمت واحد
gold standard
U
واحد طلا
monetary unit
U
واحد پولی
monetary unit
U
واحد پول
monitor unit
U
واحد مبصر
bar
U
واحد فشار
main unit
U
واحد اصلی
derived unit
U
واحد فرعی
dust arrester
U
واحد گردگیری
dyadic unit
U
واحد دو عضوی
datum
U
یک واحد داده
efficiency unit
U
واحد کارایی
electrostatic unit
U
واحد الکترواستاتیک
pounds
U
واحد وزن
pounding
U
واحد وزن
pounded
U
واحد وزن
pound
U
واحد وزن
driver unit
U
واحد محرک
plants
U
واحد صنعتی
plant
U
واحد صنعتی
secondary unit
U
واحد فرعی
stepping
U
واحد مجزا
step
U
واحد مجزا
disk unit
U
واحد گرده
disk unit
U
واحد دیسک
display unit
U
واحد نمایشگر
display unit
U
واحد نمایش
fuse element
U
واحد فیوز
fuse unit
U
واحد فیوز
ounces
U
واحد جرم
input block
U
واحد ورودی
input unit
U
واحد اولیه
input unit
U
واحد ورودی
interlocking directorate
U
مدیریت واحد
lambert
U
واحد روشنایی
lighting unit
U
واحد روشنایی
logic unit
U
واحد منطقی
logical unit
U
واحد منطقی
magnetic unit
U
واحد مغناطیسی
information unit
U
واحد اطلاعات
cpu
U
واحد کنترل
cu
U
واحد کنترل
ounce
U
واحد جرم
data unit
U
واحد داده
heat unit
U
واحد حرارت
henry
U
واحد خودالقایی
identity matrix
U
ماتریس واحد
imaginary unit
U
واحد موهومی
data item
U
واحد داده
unit of fire
U
واحد اتش
single tax
U
مالیات واحد
single precision
U
دقت واحد
work unit
U
واحد کار
unit of time
U
واحد زمانی
single density
U
با تراکم واحد
shipping unit
U
واحد حمل
unit of issue
U
واحد توزیع
sample
U
واحد نمونه
sampled
U
واحد نمونه
repeating unit
U
واحد تکراری
unit cell
U
سلول واحد
unit position
U
مکان واحد
unitization
U
تعیین واحد
unit weight
U
وزن واحد
storming column
U
واحد مامورحمله
unit tube
U
لوله واحد
terminal unit
U
واحد پایانه
terminal unit
U
واحد پایانی
tape unit
U
واحد نوار
storage unit
U
واحد انباره
unit record
U
رکورد واحد
unit price
U
بهای واحد
storage unit
U
واحد ذخیره
unified budget
U
بودجه واحد
unit price
U
قیمت واحد
unit price
U
واحد قیمت
unit price
U
واحد بهاء
rad
U
یک واحد دوزاتمی
quarterstaff
U
واحد یموت
phyton
U
واحد گیاهی
physical unit
U
واحد فیزیکی
phot
U
واحد روشنایی
unit hydrograph
U
هیدروگراف واحد
personality module
U
واحد شخصیت
unit cost
U
هزینه واحد
output unite
U
واحد خروجی
object module
U
واحد مقصد
object module
U
واحد مقصود
peripheral unit
U
واحد جنبی
gusts
U
واحد چشایی
unit distance
U
با فاصله واحد
processing unit
U
واحد پردازنده
unit of account
U
واحد محاسبه
processing unit
U
واحد پردازش
program module
U
واحد برنامه
mpu
U
واحد میکروپروسسور
unit matrix
U
ماتریس واحد
gust
U
واحد چشایی
unit load
U
واحد بار
pyramiding
U
مدیریت واحد
unit of currency
U
واحد پولی
unit solid angle
U
زاویه واحد فضایی
elastivity
U
واحد برق ناپذیری
decision making unit
U
واحد تصمیم گیرنده
disk storage unit
U
واحد انبارهای گردهای
assize
U
واحد وزن وپیمانه
dominant firm
U
واحد تجارتی مسلط
drilling unit
U
واحد مته کاری
disk unit enclosure
U
محفظه واحد دیسک
unit of measurement
U
واحد اندازه گیری
economic unit
U
واحد اقتصادی مانند
desulfurization unit
U
واحد گوگرد زدایی
desalination plant
U
واحد ملح گیری
inductance per unit length
U
اندوکتیویته در واحد طول
data display unit
U
واحد داده نما
autonomous
U
واحد کنترل داخلی
british thermal unit
U
واحد گرمایی بریتانیا
british thermal unit
U
واحد بریتانیایی گرما
calorie
U
واحد سنجس گرما
basic machine unit
U
واحد دستگاه مقدماتی
unit circle
U
دایره واحد
[ریاضی]
arithmetic logic unit
U
واحد حساب و منطق
blood sample
U
واحد نمونه خون
atomic mass unit
U
واحد اتمی جرم
auxiliary power unit
U
واحد قدرت کمکی
visual display unit
U
واحد نمایشگر بصری
visual display unit
U
واحد نمایش دیداری
video display unit
U
واحد نمایش تصویری
unity power factor
U
ضریب توان واحد
cost unit
U
واحد هزینه یابی
tod
U
واحد قدیمی وزن
cost unit
U
هزینه واحد تولید
coulomb
U
واحد اندازه الکتریسیته
calories
U
واحد سنجس گرما
unitas multiplex
U
واحد چند وجهی
communications control unit
U
واحد کنترل مخابراتی
volume unit
U
واحد بلندی صدا
Simultaneously. In a jiffy.
U
درآن واحد ( فورا")
work unit
U
یک واحد تقسیم کار
calory
U
واحد سنجس گرما
central processing unit
U
واحد پردازش مرکزی
vu
U
واحد بلندی صدا
unit record device
U
دستگاه ضبط واحد
chronaxie
U
واحد تحریک پذیری
chronaxy
U
واحد تحریک پذیری
agglomerating plant
U
واحد یا تاسیسات زینتر
uni
U
پیشوندیست بمعنی "یک " و"واحد" و "تک "
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com