Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
electric arc
U
قوس الکتریکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
current
U
جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
current
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
currents
U
جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
currents
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
field
U
محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
fielded
U
محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
fields
U
محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
induce
U
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induce
U
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced
U
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced
U
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces
U
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces
U
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing
U
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing
U
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
card
U
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود.
cards
U
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود.
alternating current
U
جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
grapnel
U
لنگر چهارشاخه چنگک مین چنگک الکتریکی
grapnels
U
لنگر چهارشاخه چنگک مین چنگک الکتریکی
hard
U
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
harder
U
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
hardest
U
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
socket
[سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
sockets
U
سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
cable
U
اتصال الکتریکی یا نوری انعط اف پذیر
cabled
U
اتصال الکتریکی یا نوری انعط اف پذیر
toggle
U
یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
toggles
U
یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
polarities
U
بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
polarities
U
تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
polarities
U
بیان اینکه نقط های منبع یا collector جریان الکتریکی است .
polarity
U
بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
polarity
U
تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
polarity
U
بیان اینکه نقط های منبع یا collector جریان الکتریکی است .
charge
U
بار الکتریکی
charge
U
مین وسایل با بار الکتریکی شارژ می شوند
charge
U
وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند
charges
U
بار الکتریکی
charges
U
مین وسایل با بار الکتریکی شارژ می شوند
charges
U
وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند
generator
U
دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
generators
U
دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
lead
U
سیر هدایت الکتریکی
leads
U
سیر هدایت الکتریکی
graphics
U
در کامپیوتر که دستورات نرم افزاری را به سگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند که گرافیک را روی صفحه تصور متصل نشان میدهد
analogue
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
component
U
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components
U
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
scanner
U
وسیله مبدل تصویر به سیگنال الکتریکی که قابل ذخیره سازی و نمایش در کامپیوتراست
scanner
U
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners
U
وسیله مبدل تصویر به سیگنال الکتریکی که قابل ذخیره سازی و نمایش در کامپیوتراست
scanners
U
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
circuit
U
جریان الکتریکی
circuit
U
اتصال الکتریکی
circuits
U
جریان الکتریکی
circuits
U
اتصال الکتریکی
corona
U
تخلیه بار الکتریکی که برای بار کردن تونر چاپگر لیزری به کار می رود
coronas
U
تخلیه بار الکتریکی که برای بار کردن تونر چاپگر لیزری به کار می رود
power
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
power
U
که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power
U
بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power
U
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power
U
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powered
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
powered
U
که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powered
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered
U
بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powered
U
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
powered
U
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powering
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
powering
U
که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powering
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powering
U
بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powering
U
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
powering
U
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powers
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
powers
U
که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powers
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powers
U
بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powers
U
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
powers
U
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
ground
U
اتصال مدار الکتریکی به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر.
flux
U
فلوی الکتریکی
flux
U
فلوی مغناطیسی شار الکتریکی یامغناطیسی
wire
U
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wires
U
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
cathode
U
ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
cathodes
U
ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
engine
U
موتورغیر الکتریکی
busied
U
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busier
U
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busies
U
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busiest
U
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busy
U
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busying
U
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
volt
U
واحد نیروی محرکه الکتریکی در سیستم متریک
volt
U
واحد SI توان الکتریکی که به عنوان ولتاژ یک مقاومت یک اهمی که جریان یک آمپر از آن می گذرد و تعریف میشود
Other Matches
electrostatic
U
ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
PSU
U
مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
electrical and otherwise
U
الکتریکی و غیر الکتریکی
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
gas electric generating set
U
مولد برق بنزینی- الکتریکی مولد برق گاز الکتریکی
electrotechnical
U
الکتریکی
electrical
U
الکتریکی
electric
U
الکتریکی
electric shocks
U
شوک الکتریکی
electrical breeze
U
وزش الکتریکی
voltage
U
فشار الکتریکی
discharge
U
تخلیه الکتریکی
electrical conductivity
U
رسانندگی الکتریکی
electrical transcription
U
ضبط الکتریکی
electrical conductivity
U
هدایت الکتریکی
electrical conduction
U
رسانش الکتریکی
electrical conductance
U
رسانایی الکتریکی
static breeze
U
وزش الکتریکی
electric shock
U
شوک الکتریکی
voltages
U
فشار الکتریکی
electrical bounding
U
اتصال الکتریکی
electrical angle
U
زاویه الکتریکی
resistor
U
مقاومت الکتریکی
air dielectric
U
دی الکتریکی هوا
all electric
U
تماما" الکتریکی
electric traction
U
قوه الکتریکی
electric traction
U
کشش الکتریکی
electric tension
U
فشار الکتریکی
specific conductance
U
رسانندگی الکتریکی
tachogenerator
U
دورسنج الکتریکی
resistors
U
مقاومت الکتریکی
electric unit
U
واحدهای الکتریکی
electric welding
U
جوشکاری الکتریکی
hot seat
U
صندلی الکتریکی
electrical analogue
U
مشابهات الکتریکی
images
U
تصویر الکتریکی
image
U
تصویر الکتریکی
electric wind
U
باد الکتریکی
electric wave
U
موج الکتریکی
conduction
U
رسانایی الکتریکی
electron bombbardment
U
بمباران الکتریکی
electropathy
U
مداوای الکتریکی
electrolytic iron
U
اهن الکتریکی
electrolytic capacitor
U
خازن الکتریکی
electrovalence
U
فرفیت الکتریکی
electrovalency
U
فرفیت الکتریکی
spark erossion
U
فرسایش الکتریکی
electro erosion
U
فرسایش الکتریکی
electrifying
U
الکتریکی کردن
electromotor
U
موتور الکتریکی
electromotor
U
محرک الکتریکی
isolating
U
به صورت الکتریکی
isolates
U
به صورت الکتریکی
isolate
U
به صورت الکتریکی
electromagnet
U
اهنربای الکتریکی
electrified
U
الکتریکی کردن
electrifies
U
الکتریکی کردن
electromigration
U
مهاجرت الکتریکی
electrify
U
الکتریکی کردن
flash fuze
U
چاشنی الکتریکی
electrise
U
الکتریکی کردن
electroplating
U
ابکاری الکتریکی
electrical interface
U
تداخل الکتریکی
electrical insulator
U
عایق الکتریکی
transcriptions
U
ضبط الکتریکی
transcription
U
ضبط الکتریکی
electrodes
U
قطب الکتریکی
electrode
U
قطب الکتریکی
electrical degree
U
درجه الکتریکی
electrolysis
U
تجزیه الکتریکی
electrical
U
سیستم الکتریکی
galvano cautery
U
داغ الکتریکی
gasoline electric
U
بنزین الکتریکی
gold contacts
U
اتصالات الکتریکی
gyro compass
U
قطبنمای الکتریکی
electrical schematic
U
نمودار الکتریکی
electrical resistivity
U
مقاومت الکتریکی
electrical prospecting
U
کاوش الکتریکی
electrical model
U
مدل الکتریکی
discharges
U
تخلیه الکتریکی
electric connection
U
اتصال الکتریکی
dielectric stress
U
بار دی الکتریکی
electric coupling
U
پیوست الکتریکی
electric coupling
U
تزویج الکتریکی
electric attraction
U
جاذبه الکتریکی
magic eye
U
چشم الکتریکی
electric eye
U
چشم الکتریکی
electric discharge
U
تخلیه الکتریکی
electric equipment
U
تجهیزات الکتریکی
electrical connections
U
اتصالات الکتریکی
electric apparatus
U
دستگاه الکتریکی
electric balance
U
تعادل الکتریکی
electric charge
U
بار الکتریکی
electric contact
U
کنتاکت الکتریکی
electric circuit
U
مدار الکتریکی
electric clock
U
ساعت الکتریکی
electric constant
U
ثابت الکتریکی
electric component
U
قطعه الکتریکی
electric brake
U
ترمز الکتریکی
electric break down
U
شکست الکتریکی
electric bulb
U
لامپ الکتریکی
electric control
U
کنترل الکتریکی
dielectric viscosity
U
لختی دی الکتریکی
electric field
U
میدان الکتریکی
corona discharge
U
تخلیه الکتریکی
voltaism
U
ولتاژ الکتریکی
electric primer
U
چاشنی الکتریکی
electric resistance
U
مقاومت الکتریکی
electric drive
U
محرکه الکتریکی
electric energy
U
انرژی الکتریکی
conductivity
U
رسانندگی الکتریکی
electric filter
U
صافی الکتریکی
electric flux
U
شار الکتریکی
electric force
U
نیروی الکتریکی
electric heater
U
گرم کن الکتریکی
capacitance
U
فرفیت الکتریکی
dielectric power
U
قدرت دی الکتریکی
dielectric strain
U
بار دی الکتریکی
dielectric strength
U
پایدار دی الکتریکی
dielectric polarization
U
قطبش دی الکتریکی
electric potential
U
پتانسیل الکتریکی
electric machine
U
ماشین الکتریکی
electroerosive
U
فرسایش قوس الکتریکی
electro erosion process
U
فرایند فرسایش الکتریکی
failure
U
مین توان الکتریکی
failures
U
مین توان الکتریکی
luminous discharge lamp
U
لامپ تخلیه الکتریکی
electro spark process
U
فرایند قوس الکتریکی
electric discharge lamp
U
لامپ تخلیه الکتریکی
collector
U
جاروی الکتریکی جارو
electrolytical
U
مربوط به افسادیاتحلیل الکتریکی
electric field strength
U
شدت میدان الکتریکی
electric horsepower
U
اسب بخار الکتریکی
coupler plug
U
دوشاخه وسایل الکتریکی
electric field intensity
U
شدت میدان الکتریکی
collectors
U
جاروی الکتریکی جارو
absolute electrical units
U
واحدهای الکتریکی مطلق
contact potential
U
فشار الکتریکی تماسی
conservation of charge
U
بقای بار الکتریکی
connector
U
مین مسیر الکتریکی
electric flux density
U
چگالی شار الکتریکی
dielectric loss angle
U
زاویه اتلاف دی الکتریکی
dielectric loss factor
U
ضریب اتلاف دی الکتریکی
dielectric phase angle
U
زاویه فاز دی الکتریکی
electrically operated chuck
U
سه نظام با عملکرد الکتریکی
klaxon
U
بوق الکتریکی پرصدا
klaxons
U
بوق الکتریکی پرصدا
electric chair
U
صندلی اعدام الکتریکی
electric arc current
U
جریان قوس الکتریکی
constant voltage
U
فشار الکتریکی ثابت
electrical insulation
U
عایق سازی الکتریکی
electrical double layer
U
لایه مضاعف الکتریکی
echo sounding machine
U
عمق یاب الکتریکی
dielectric resistance
U
مقدار مقاومت دی الکتریکی
dielectric power factor
U
ضریب قدرت دی الکتریکی
back voltage
U
نیروی ضد محرکه الکتریکی
strobe
U
پاس مدار الکتریکی
voltage drop
U
افت فشار الکتریکی
rheostat
U
جنبه مقاومت الکتریکی
low loss ceramics
U
سرامیک با تلفات دی الکتریکی کم
terminal
U
نقطه اتصال الکتریکی
terminals
U
نقطه اتصال الکتریکی
line of electric field strength
U
خط شدت میدان الکتریکی
latent electronic image
U
تصویر الکتریکی پنهان
internal electerical potential
U
پتانسیل الکتریکی داخلی
intensity of electric field
U
شدت میدان الکتریکی
intensity of current
U
شدت جریان الکتریکی
discharge
U
اخراج تخلیه الکتریکی
discharges
U
اخراج تخلیه الکتریکی
industrial electric locomotive
U
لکوموتیو الکتریکی صنعتی
inductor
U
اندوکتور جاروی الکتریکی
mechanical energy reservoir
U
منبع انرژی الکتریکی
voltage source
U
منبع فشار الکتریکی
voltage stability
U
ثبات فشار الکتریکی
shielded arc welding
U
جوشکاری قوسی الکتریکی
voltage stabilization
U
تثبیت فشار الکتریکی
residual charge
U
بار الکتریکی مانده
brainwave
U
موج الکتریکی مغز
portable electric tool
U
ابزار الکتریکی دستی
photoelectric reader
U
خواننده فتو الکتریکی
contact
U
اتصال الکتریکی برخورد
specific electrical conductivity
U
هدایت الکتریکی مخصوص
contacted
U
اتصال الکتریکی برخورد
permitivity
U
نفوذ پذیری الکتریکی
contacting
U
اتصال الکتریکی برخورد
full-load adjustment screw
پیچ تنظیم الکتریکی
pelorus
U
پایه قطبنمای الکتریکی
contacts
U
اتصال الکتریکی برخورد
oil filled cable
U
کابل روغنی الکتریکی
electric potential difference
U
اختلاف پتانسیل الکتریکی
a dedicated wiring circuit
U
یک مدار الکتریکی اختصاصی
bias
U
سطح مرجع الکتریکی
galvano cautery
U
داغ کردن الکتریکی
electric current intensity
U
شدت جریان الکتریکی
biases
U
سطح مرجع الکتریکی
electromotive force
U
نیروی محرکه الکتریکی
conduction
U
رسانش الکتریکی هدایت
flash fuze
U
ماسوره الکتریکی یا جرقهای
intensity electric field
U
شدت میدان الکتریکی
ignition voltage
U
فشار الکتریکی احتراق
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com