Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
socket
حفره
socket
جا
socket
خانه
socket
کاسه
socket
گوده حدقه
socket
پریز
socket
بوشن
socket
جای شمع
socket
کاسه چشم
socket
[در حدقه یا سرپیچ قرار دادن]
socket
سرپیچ
socket
[محل اتصال کابل]
socket
کام
[سقف دهان]
socket
مادگی
socket
بست لوله
socket
محل اتصال برق
socket
پریز برق
socket
[سرپیچ خانه]
socket
پایه
socket
گوده
socket
کاسه بندگاه
socket
سوکت
socket
مفصل
socket
U
موف
socket
[سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
socket
[وسیله با سوراخ هایی که ورودی در آن نصب میشود]
socket
[wall socket]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
socket
[wall socket]
پریز دیواری
socket
[wall socket]
پریز روی دیوار
socket
U
دو راهی لوله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
timer socket
[پریز زمان سنج]
socket bayonet
سرنیزه حفره دار
probe socket
[سوکت پروب]
[الکرونیک و کامپیوتر]
three-pin socket
[سرپیچ سه سر]
power socket
پریز برق
external socket
پریز بیرونی
connecting socket
[دوشاخه متصل کننده]
charging socket
حفره جا شارژر
wall socket
پریز روی دیوار
wall socket
پریز دیواری
wafer socket
[پریز صفحه ای]
The socket is broken.
پریز برق شکسته است.
network socket
سوکت شبکه
[کامپیوتر]
network socket
پریز شبکه
[کامپیوتر]
socket box
U
جعبه پریز
utensil socket
[پریز دستگاه برقی]
eye socket
کاسه چشم
fuse socket
پایه فیوز
fuse socket
سوکت فیوز
flush socket
[پریز زیر کار]
earth socket
پریز زمین
drill socket
[مخروطی سه نظام مته]
bulb socket
سرپیچ لامپ
bell socket
تبدیلی
spade socket
[سوکت بیلی شکل]
angle socket
سرپیچ عمودی
eye socket
[خانه چشم]
horn socket
[وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
input socket
ساکت ورودی
socket coupler
پریز اتصال
plug socket
پریز
plug and socket
دوشاخه و پریز
socket pipe
لوله مفصلی
socket putty
[بطانه دو راهی لوله]
lamp socket
سرپیچ
ball and socket joint
مفصل ساچمه ای
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
ball and socket joint
[مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
keyless lamp socket
[سرپیچ بی کلید]
numeric coprossor socket
[پریز کمک پردازنده عددی]
spigot and socket joint
اتصال مفصلی
point
[wall socket]
[British]
پریز دیواری
point
[wall socket]
[British]
پریز روی دیوار
point
[wall socket]
[British]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com