English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
images U مجسمه
images U تمثال
images U شکل
images U پنداره شمایل
images U تصویر
images U پندار
images U تصور خیالی
images U منظر
images U مجسم کردن خوب شرح دادن مجسم ساختن
images U تصویر الکتریکی
images U تصویر ذهنی
images U عکس هوایی
images U نگار
images U صورت
images U شبیه سازی
images U پیکر
images U تندیس
images U منعکس کردن
images U نقش کردن تصویر کردن نشان دادن تصویر
images U عکس
images U مجسمه شکل
images U نقش
images U تصور سیما
images U دو جدول تصویر که وسایل و فرآیندهای ورودی و خروجی را کنترل میکند
images U ناحیهای در حافظه که تصاویر دیجیتالی ذخیره شده اند
images U توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش
images U وسیله تنظیم تایپ که میتواند کاغذ Postscript را پردازش کند و خروجی با ruolution بالا تولید کند
images U وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.
images U وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند
images U سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر
images U تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
images [تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
images U برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر
images U تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
images U فشرده سایز داده یک تصویر
images U فضایی در حافظه که برای ایجاد تصویر پیش از ارسال به صفحه نمایش به کار می رود
images U ناحیهای ز میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند
images U کپی دقیق از فضایی از حافظه
images U کپی از طرح یا تصویر اصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mirror images U تصویر قرینه
mirror images U تصویر ایینهای
incidental images U تصویرهایی که مشاهده انهانتیجه تاثیراتی است که ازچشم ناپدیدگشته اند
multiple images U تصاویر چندگانه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com