Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
instruction control unit
U
واحد کنترل دستورالعمل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cascade control
U
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
damage control bills
U
دستورالعمل کنترل خسارات
shift instruction
U
دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
cpu
U
واحد کنترل
cu
U
واحد کنترل
control unit
U
واحد کنترل
communications control unit
U
واحد کنترل مخابراتی
fuel control unit
U
واحد کنترل سوخت
peripheral control unit
U
واحد کنترل جنبی
autonomous
U
واحد کنترل داخلی
cpu
U
بخش اصلی CPU شامل ALU واحد کنترل
take over bid
U
پیشنهادخرید برای تحت کنترل دراوردن واحد تجارتی
briefing direction
U
دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
MISD
U
معماری کامپیوتر موازی که یک AW و باس داده با تعدادی واحد کنترل دارد
statitizing
U
فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
available
U
کوچکترین واحد یا نقط ه صفحه نمایش که رنگ یا شدت آن قابل کنترل است
multiple
U
معماری کامپیوتر موازی که یک ALU و باس داده و چندین واحد کنترل دارد
elements
U
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ یا شدت آن قابل کنترل است
resolutions
U
توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه
element
U
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ یا شدت آن قابل کنترل است
resolution
U
توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه
channelled
U
دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
picture element
U
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
pixel
U
کوچکترین واحد مجزا یا نقط ه از صفحه نمایش که رنگ و شدت نور آن قابل کنترل باشد
picturing
U
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
channel
U
دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channeled
U
دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channeling
U
دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
pictures
U
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
channels
U
دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
pictured
U
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
picture
U
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
attached processor
U
ریز پردازنده جدا در سیستم که تحت کنترل واحد پردازش مرکزی توابع خاصی را انجام میدهد
instruction counter
U
شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
arithmetic instruction
U
دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
pause instruction
U
دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
central
U
گروهی از مدارها که توابع اولیه یک کامپیوتر را انجام می دهند واز سه بخش تشکیل شده اند واحد کنترل
overrun
U
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overruns
U
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning
U
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
logical
U
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
power
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
U
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
knot
U
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
cpu
U
واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
morpheme
U
واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
functional unit
U
واحد در حال کار واحد تابعی
tasks
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic
U
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tokens
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt
U
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel
U
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor
U
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control and reporting center
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
loops
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
real time
U
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executives
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
circulation control
U
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control
U
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
knot
U
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
U
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
rolleron
U
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
U
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ
U
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controls
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control
U
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
order
U
دستورالعمل
directions
U
دستورالعمل
operating manual
U
دستورالعمل
perscription
U
دستورالعمل
functions
U
دستورالعمل
function
U
دستورالعمل
recipes
U
دستورالعمل
functioned
U
دستورالعمل
instruction
U
دستورالعمل
procedure
U
دستورالعمل
recipe
U
دستورالعمل
ground rule
U
دستورالعمل
instructions
U
دستورالعمل
ctrl
U
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
prescriptions
U
تجویز دستورالعمل
computer instruction
U
دستورالعمل کامپیوتر
machine instruction
U
دستورالعمل ماشین
micro instruction
U
ریز دستورالعمل
entry instruction
U
دستورالعمل دخول
instruction word
U
کلمه دستورالعمل
branch instruction
U
دستورالعمل انشعاب
command processing
U
پردازش دستورالعمل
microcode
U
ریز دستورالعمل
quasi instruction
U
شبه دستورالعمل
direction
U
دستورالعمل جهت
current instruction
U
دستورالعمل جاری
field order
U
دستورالعمل رزمی
code
U
برنامه دستورالعمل ها
ir
U
ثبات دستورالعمل
ship husbandary manual
U
دستورالعمل جرثقیل ها
prescription
U
تجویز دستورالعمل
instruction time
U
زمان دستورالعمل
stop instruction
U
دستورالعمل توقف
flight manual
U
دستورالعمل پرواز
conditional instruction
U
دستورالعمل شرطی
instruction code
U
رمز دستورالعمل
repetition instruction
U
دستورالعمل تکرار
action statement
U
دستورالعمل اقدام
arithmetic instruction
U
دستورالعمل حسابی
push instruction
U
دستورالعمل نشاندن
pull instruction
U
دستورالعمل بازیابی
pseudo instruction
U
شبه دستورالعمل
halt instruction
U
دستورالعمل توقف
macro instruction
U
درشت دستورالعمل
privileged instruction
U
دستورالعمل ممتاز
instruction foramt
U
قالب دستورالعمل
instruction length
U
طول دستورالعمل
one address instruction
U
دستورالعمل یک ادرسه
instruction mix
U
اختلاط دستورالعمل
guidance
U
دستورالعمل راهنما
instruction register
U
ثبات دستورالعمل
instruction repertoire
U
موجودی دستورالعمل
instruction set
U
مجموعه دستورالعمل
decision instruction
U
دستورالعمل تصمیمی
logic instruction
U
دستورالعمل منطقی
object code
U
دستورالعمل مقصود
null instruction
U
دستورالعمل پوچ
pseudo code
U
شبه دستورالعمل
instruction cycle
U
چرخه دستورالعمل
logical instruction
U
دستورالعمل منطقی
call instruction
U
دستورالعمل فراخوانی
order
U
دستورالعمل دستور
decision instruction
U
دستورالعمل تصمیم
dummy instruction
U
دستورالعمل ساختگی
nonexecutable statement
U
دستورالعمل اجراناپذیر
no op instruction
U
دستورالعمل بی اثر
apt
U
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement
U
حکم کنترل دستور کنترل
control sheet
U
صفحه کنترل چارت کنترل
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
verbs
U
دستورالعمل انجام عملی
effective date
U
تاریخ شروداجرای دستورالعمل
instruction cycle
U
سیکل یاچرخش دستورالعمل
microcode
U
دستورالعمل های ریز
computer instruction set
U
مجموعه دستورالعمل کامپیوتر
assembly language instruction
U
دستورالعمل زبان اسمبلی
instruction lookahead
U
پیش بینی دستورالعمل
million instructions per second
U
میلیون دستورالعمل در ثانیه
conditional jump instruction
U
دستورالعمل پرش شرطی
variable instruction length
U
دستورالعمل با طول متغیر
verb
U
دستورالعمل انجام عملی
multiple address instruction
U
دستورالعمل چند ادرسه
mips
U
یک میلیون دستورالعمل درثانیه
pop instruction
U
دستورالعمل بازیابی از پشته
kips
U
هزار دستورالعمل درثانیه
letter of instruction
U
دستورالعمل انجام کار
budget directive
U
دستورالعمل تهیه بودجه
looping instruction
U
دستورالعمل حلقه زنی
airworthiness directive
U
دستورالعمل صلاحیت پرواز
machine instruction set
U
مجموعه دستورالعمل ماشین
control stick
U
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
manual
U
دستورالعمل راهنمای انجام کار
programmed instruction
U
دستورالعمل برنامه ریزی شده
four address instruction
U
نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
directive
U
راهنمای انجام کار دستورالعمل
macroprogramming
U
برنامه نویسی با درشت دستورالعمل ها
initiating directive
U
دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
directives
U
راهنمای انجام کار دستورالعمل
bumf
U
اسناد شامل اطلاعات دستورالعمل چیزی
format
U
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
formats
U
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation
U
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
component change order
U
دستورالعمل تغییر یک نیروی شرکت کننده در عملیات
instruction
U
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
instructions
U
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
commander's guidance
U
دستورالعمل فرماندهی راهنمای طرح ریزی فرمانده
subroutine
U
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
boot
U
اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب
remote control
U
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
control officer
U
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode
U
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
jump instruction
U
موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
areas
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
users
U
دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
pointer
U
متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
area
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
pointers
U
متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
booting
U
اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
boot up
U
اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
user
U
دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
authors
U
CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com