Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
net call sign
U
معرف رادیویی شبکه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
call signs
U
معرف رادیویی
radio call sign
U
معرف رادیویی
call sign
U
معرف رادیویی
radio call sign
U
معرف ایستگاه رادیویی
tactical call sign
U
معرف رادیویی تاکتیکی
net
U
شبکه رادیویی تور استتار شبکه
nets
U
شبکه رادیویی تور استتار شبکه
nett
U
شبکه رادیویی تور استتار شبکه
net call sign
U
معرف شبکه
net authentication
U
اعلام معرف در شبکه
inverts
U
معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
invert
U
معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
inverting
U
معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
cone of silence
U
مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
radio interference
U
تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
local area network
U
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند. تمام ایستگاههای کاری شبکه محلی به سرور شبکه مرکزی وصل هستند و کاربران وارد آن می شوند
lan
U
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند تمام ایستگاههای کار شبکه محلی به سرور شبکه اصلی متصل هستند و کاربران به آن سرور وارد می شوند
internetwork
U
تعدادی شبکه متصل بهم با استفاده از bridge و roater که به کاربر یک شبکه امکان دستیابی به هر منبع در شبکه دیگر بدهد
wireless network
U
شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
radio button
U
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
bridges
U
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridged
U
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge
U
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
sequential
U
پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
localtalk
U
استاندارد شبکه سافت Apple که لایه فیزیکی مثل سیستم کابل یا اتصالات را که در شبکه Apple Talk استفاده میشود را ساخته است . شبکه داده را روی کابل unshield pair-tuisted منتقل میکند
call sign
U
معرف
call signs
U
معرف
identifier
U
معرف
references
U
معرف
signal letters
U
معرف
reagent
U
معرف
referee
U
معرف
identification
U
معرف
representatives
U
معرف
representative
U
معرف
referees
U
معرف
refereeing
U
معرف
reference
U
معرف
refereed
U
معرف
captures
U
حذف یک Token از شبکه برای اینکه داده در شبکه ارسال شود
capture
U
حذف یک Token از شبکه برای اینکه داده در شبکه ارسال شود
capturing
U
حذف یک Token از شبکه برای اینکه داده در شبکه ارسال شود
NDIS
U
بین نرم افزار درایور شبکه و کارتهای آداپتور شبکه
networking
U
1-سازمان شبکه . 2-اتصال دو یا چند شبکه در یک اتاق یا ساختمانهای مختلف
synchronous
U
. شبکه ارتباطی که در آن تمام عملیات شبکه با یک سیگنال زمان بندی کنترل میشود
dispersed intelligence
U
یک سیستم شبکه که در ان قدرت محاسباتی در کل شبکه کامپیوتری توزیع یا پخش شده است
representative sample
U
نمونه معرف
collective call sign
U
معرف عمومی
key note
U
معرف مایه
address call sign
U
معرف ادرس
designator code
U
کد معرف یگان
universal identifier
U
معرف جامع
ship designation
U
معرف ناو
Xerox Network System
U
پروتکل شبکه ساخت aerox که پایهای برای پروتکلهای شبکه novell IPX است
wiring
U
جعبهای که سیم بندی شبکه یا بخشهای شبکه خاتمه می یابند و بهم وصل هستند
ODI
U
واسط استاندارد معرفی شده توسط Novell برای کارت واسط شبکه که به کاربران امکان میدهد فقط یک درایور شبکه داشته باشند که با تمام کارتهای واسط شبکه کار میکند. استاندارد پیش از یک پروتکل را پشتیبانی میکند. مثل IPX و NetBEUI
grid convergence
U
تقارب نصف النهارات یا کجی شبکه انحراف شبکه
speech scrambling
U
نفوذ در شبکه مکالماتی دخالت در شبکه صوتی و به هم زدن ان
fax
U
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxed
U
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxes
U
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxing
U
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
acknowledges
U
اعلام معرف کردن
acknowledge
U
اعلام معرف کردن
acknowledging
U
اعلام معرف کردن
authentication system
U
سیستم تعیین معرف
uses
U
معرف گره , نورو...
use
U
معرف گره , نورو...
authentication equipment
U
وسایل تعیین معرف
acropolis
U
نام دژ معرف اتن
collective call sign
U
معرف مشترک یکانها
identification code
U
رمز معرف یکان
acknowledgment
U
اعلام معرف اعتراف
fault
U
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faults
U
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
spanning tree
U
روش ایجاد توپولوژی شبکه که حلقهای ندارد و در صورت شکل یا خطای شبکه باعث افزونگی میشود
common
U
پروتکلی که به صورت رسمی توسط ISO تنظیم شده برای انتقال اطلاعات مدیریتی شبکه در شبکه
commoners
U
پروتکلی که به صورت رسمی توسط ISO تنظیم شده برای انتقال اطلاعات مدیریتی شبکه در شبکه
XNS
U
پروتکل شبکه ساخت xerox که پایهای برای پروتکلهای شبکه Novell ipx ایجاد کرده است
commonest
U
پروتکلی که به صورت رسمی توسط ISO تنظیم شده برای انتقال اطلاعات مدیریتی شبکه در شبکه
Internetwork Packet Exchange
U
پروتکل شبکه توسعه یافته توسط Novell که برای ارسال بستههای اطلاعاتی روی شبکه است
faulted
U
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
CMIP
U
پروتکلی که به طور رسمی توسط IOS پذیرفته شده است برای انتقال افلاعات مدیریت شبکه در شبکه
IPX
U
پروتکل شبکه توسعه یافته توسط Novell که برای ارسال بستههای اطلاعاتی روی شبکه به کار می رود
corrupts
U
معرف خطاها به داده یا برنامه
corrupting
U
معرف خطاها به داده یا برنامه
genotype
U
نوع معرف و نماینده یک جنس
corrupted
U
معرف خطاها به داده یا برنامه
corrupt
U
معرف خطاها به داده یا برنامه
alert
U
پیام ارسالی از سیستم عامل شبکه به کاربر برای اعلام اینکه سخت افزار شبکه خوب کار نمیکند
alerts
U
پیام ارسالی از سیستم عامل شبکه به کاربر برای اعلام اینکه سخت افزار شبکه خوب کار نمیکند
alerted
U
پیام ارسالی از سیستم عامل شبکه به کاربر برای اعلام اینکه سخت افزار شبکه خوب کار نمیکند
grid current detection
U
یکسوسازی شبکه اشکارسازی جریان شبکه
identifier
U
کلمهای که معرف بلاک یا فایل است
symbol
U
نشانه یا تصویری که معرف چیزی است
master of ceremonies
U
متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
masters of ceremonies
U
متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
server
U
کامپیوتر متصل به شبکه که نرم افزار سیستم عامل شبکه را اجرا میکند تا کاربر دیگر واشتراک فایل و چاپگر را کنترل کند
naming services
U
روش انتساب نام یکتا به هر کاربر یا گره یا کامپیوتر در شبکه که به سایر کاربران امکان دستیابی به منبع اشتراکی بدهد در یک شبکه گسترده 9
gateway
U
1-وسیلهای که دو شبکه غیرمشابه را به هم وصل میکند. 2-وسیله ترجمه پروتکل نرم افزار که به کاربران امکان کار با یک شبکه و دستیابی به دیگری را میدهد
gateways
U
1-وسیلهای که دو شبکه غیرمشابه را به هم وصل میکند. 2-وسیله ترجمه پروتکل نرم افزار که به کاربران امکان کار با یک شبکه و دستیابی به دیگری را میدهد
cloud lattice design
U
طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
group
U
مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
groups
U
مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
NetBEUI
U
گونه پیشرفته پروتکل شبکه NetBios ساخت ماکروسافت NetBECI در شبکه قابل سیریابی نیست و برای شبکههای مابین بزرگ نامناسب میشود
May I use your name as a reference?
U
اجازه میدهید شما را بعنوان معرف ذکر بکنم؟
usable
U
آنچه برای معرف قابل استفاده و فراهم است
bus network
U
سیستمی که در ان تمام ایستگاهها یا دستگاههای کامپیوتری توسط بکارگیری یک کانال مشترک توزیعی یایک گذارگاه با هم دیگر ارتباط برقرار می کنند شبکه گذری شبکه خطی
dedicated
U
کامپیوتری در شبکه که به چاپگر متصل است و وفیفه مدیریت کارهای چاپ و صنعت چاپ کاربران در شبکه را بر عهده دارد
CMOT
U
استفاده از پروتکلهای مدیریت شبکه CMIS , CMIP برای مدیریت دروازه ها در یک شبکه TCP / IP
grid bias
U
پتانسیل شبکه ولتاژ شبکه
grid bias
U
ولتاژپلاریزاسیون شبکه بایاس شبکه
lattices
U
شبکه بندی شبکه کاری
lattice
U
شبکه بندی شبکه کاری
tunnelling
U
روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
rightsizing
U
فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
radar netting
U
تشکیل شبکه اتصالی رادارها تشکیل حلقه زنجیر ازرادارها در یک شبکه
radio
U
رادیویی
radioed
U
رادیویی
broadcasting
U
رادیویی
radioing
U
رادیویی
radios
U
رادیویی
radmail
U
پست رادیویی
radio metal locator
U
فلزیاب رادیویی
metal locator
U
فلزیاب رادیویی
wave
U
موج رادیویی
electronic locator
U
فلزیاب رادیویی
faxing
U
عکاسی رادیویی
waving
U
موج رادیویی
waves
U
موج رادیویی
waved
U
موج رادیویی
radiophotograph
U
عکس رادیویی
hertzian wave
U
موج رادیویی
transmitters
U
فرستنده رادیویی
transmitter
U
فرستنده رادیویی
compere
U
مجریبرنامهتلویزیونییا رادیویی
receivers
U
گیرنده رادیویی
receiver
U
گیرنده رادیویی
wirephoto
U
عکاسی رادیویی
telephotography
U
عکاسی رادیویی
telephoto
U
عکاسی رادیویی
space radiation
U
تشعشع رادیویی
faxes
U
عکاسی رادیویی
faxed
U
عکاسی رادیویی
fax
U
عکاسی رادیویی
receiving set
U
گیرنده رادیویی
radio dicipline
U
انضباط رادیویی
radio horizon
U
افق رادیویی
radio interference
U
پارازیت رادیویی
radio compass
U
قطبنمای رادیویی
radio link
U
پیوند رادیویی
radio silence
U
سکوت رادیویی
radio match
U
رویارویی رادیویی
radio wave
U
موج رادیویی
radio sextant
U
سکستانت رادیویی
radio frequency
U
فرکانس رادیویی
radio beacon
U
بیکن رادیویی
radio detection
U
اکتشاف رادیویی
radio control
U
فرمان رادیویی
radio ferquency
U
بسامد رادیویی
radio frequencies
U
فرکانسهای رادیویی
play by play
U
پخش رادیویی
r.f.
U
بسامد رادیویی
radiophoto
U
عکاسی رادیویی
phototelegraphy
U
عکاسی رادیویی
radio receiver
U
گیرنده رادیویی
radio alimeter
U
فرازیاب رادیویی
facsimiles
U
عکس رادیویی
facsimiles
U
عکاسی رادیویی
facsimile
U
عکس رادیویی
facsimile
U
عکاسی رادیویی
radio broadcasting
U
پخش رادیویی
radiographic
U
مخابرات رادیویی
radiographic
U
عکس رادیویی
radio telescopes
U
تلسکوپ رادیویی
radio telescope
U
تلسکوپ رادیویی
radiometeorograph
U
هوانگار رادیویی
listening silence
U
سکوت رادیویی
radio waves
U
امواج رادیویی
radio navigation
U
ناوبری رادیویی
wave front
U
جبهه امواج رادیویی
groundwave
U
موجهای رادیویی زمینی
play by play
U
پخش رادیویی مسابقه
telemetry
U
مسافت سنجی رادیویی
radio astronomy
U
اختر شناسی رادیویی
spotter
U
کمک مفسر رادیویی
high power radio station
U
ایستگاه رادیویی بزرگ
radiographs
U
پوتونگار عکس رادیویی
skip zone
U
منطقه کور رادیویی
direction finder
U
جهت یاب رادیویی
radiotelegraphic
U
تلگراف رادیویی کردن
radio frequency transformer
U
مبدل بسامد رادیویی
radio
U
پیام رادیویی فرستادن
radioed
U
پیام رادیویی فرستادن
radio frequency interference
U
تداخل فرکانس رادیویی
rawinsonde
U
جهت یاب رادیویی
broadcasting station
U
ایستگاه رادیویی فرستنده
radioing
U
پیام رادیویی فرستادن
radio approach
U
دستگاه تقرب رادیویی
radios
U
پیام رادیویی فرستادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com