Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
synchronous
U
همگام
synchronous
U
هم زمان
synchronous
U
همگاه واقع شونده بطور هم زمان
synchronous
U
همزمان
synchronous
U
هماهنگ
synchronous
U
سنکرون
synchronous
U
سیستم پنهان ثانویه سریع در بسیاری از کامپیوترها که از نقط ه پردازنده pentium استفاده میکند
synchronous
U
کامپیوتری که در آن هر عمل در هنگام ورود پاس ساعت انجام میشود
synchronous
U
پروتکل ارسال داده که در lsnal معماری شبکه سیستم IBM استفاده میشود و نحوه ارسال داده سنکرون را بیان میکند
synchronous
U
. شبکه ارتباطی که در آن تمام عملیات شبکه با یک سیگنال زمان بندی کنترل میشود
synchronous
U
فناوری حافظه سریع جدید که قط عات حافظه آن با همان سیگنال ساعتی کار می کنند که پردازنده اصلی , بنابراین همان هستند
synchronous
U
حرف ارسالی با DTE برای اطمینان از همانی صحیح وقتی هیچ حرف دیگر ارسال نشده است
synchronous
U
حالت سیستمم که عملیات و رویدادها با سیگنال ساعت همان شده است
synchronous
U
شبکهای که تمام اتصالات آن با یک سیگنال زمان بندی همان شده است
synchronous
U
سیستمی که در آن تمام وسایل با سیگنال ساعت اصلی همان هستند
synchronous
U
ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دو وسیله با یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسالی هم سان با سیگنال ساعت است
synchronous
U
آنچه همان با دیگری اجرا شود.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
synchronous operation
U
عملیات همزمان
synchronous operation
U
عمل همگام
synchronous network
U
شبکه همزمان
synchronous multiplexor
U
تسهیم کننده همگام
synchronous motor
U
موتور سنکرون
synchronous motor
U
موتور همزمان
synchronous material
U
ماده مصنوعی
synchronous machine
U
ماشین همزمان
synchronous reactance
U
راکتانس همزمان
synchronous sight
U
دوربین نافم سیستم پرتاب بمب
synchronous speed
U
سرعت همزمان
synchronous transmission
U
انتقال همزمان
synchronous transmission
U
مخابره همزمان
synchronous vibrator
U
لرزه گر همزمان
synchronous transmission
U
مخابره همگام
synchronous timer
U
تایمر سنکرون
synchronous telegraphy
U
تلگراف همزمان
synchronous system
U
سیستم همگام
synchronous machine
U
ماشین همگام
synchronous impedance
U
ناگذرایی همزمان
self synchronous devices
U
دستگاههای همگرد
synchronous admittance
U
گذرایی همزمان
synchronous alternator
U
مولد جریان متناوب سنکرون
synchronous circuit
U
مدار همگام
synchronous communication
U
ارتباط همزمان
synchronous computer
U
کامپیوتر همگام
synchronous computer
U
کامپیوترهمزمان
synchronous condenser
U
خازن همزمان
synchronous generator
U
ژنراتور سنکرون
synchronous generator
U
مولد همزمان
synchronous device
U
دستگاه همزمان
synchronous device
U
دستگاه همگام
synchronous converter
U
تبدیلگر دو جانبه
three phase synchronous motor
U
موتور سنکرون سه فاز
binary synchronous communication
U
ارتباطات همزمان دودویی
synchronous phase advance
U
خازن همزمان
synchronous data link control
U
کنترل پیوند دادهای همگام
inductor type synchronous generator
U
ژنراتور مولدسنکرون نوع اندوکتور
inductor type synchronous generator
U
توربوژنراتور
synchronous time division multiplexing
U
تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com