Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 305 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
recorder
U
دستگاه ضبط صوت
recorders
U
دستگاه ضبط صوت
dictaphone
U
دستگاه ضبط صوت
talking machine
U
دستگاه ضبط صوت
wirerecorder
U
دستگاه ضبط صوت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
click
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicked
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicks
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
press
U
دستگاه پرس
press
U
دستگاه فشار
presses
U
دستگاه پرس
presses
U
دستگاه فشار
controller
U
دستگاه فرمان
controllers
U
دستگاه فرمان
card
U
وسیلهای که به طور خودکار کارت پانچ را درون دستگاه خواننده قرار میدهد
cards
U
وسیلهای که به طور خودکار کارت پانچ را درون دستگاه خواننده قرار میدهد
alternator
U
دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
alternators
U
دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
lobbied
U
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobbies
U
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobby
U
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
rougher
U
دستگاه مخصوص ناصاف کردن اشیا
voice
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voices
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voicing
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
rake
U
دستگاه سنجش خطای برد توپ
rakes
U
دستگاه سنجش خطای برد توپ
raking
U
دستگاه سنجش خطای برد توپ
handler
U
یا دستگاه ذخیره
handlers
U
یا دستگاه ذخیره
drag
U
عمل حرکت دستگاه OUSE
dragged
U
عمل حرکت دستگاه OUSE
drags
U
عمل حرکت دستگاه OUSE
machine
U
دستگاه
machined
U
دستگاه
machines
U
دستگاه
volume
U
قدرت دستگاه مخابراتی
volumes
U
قدرت دستگاه مخابراتی
installation
U
دستگاه
installations
U
دستگاه
generator
U
دستگاه مولد برق
generators
U
دستگاه مولد برق
interlock
U
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
interlocked
U
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
interlocking
U
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
interlocks
U
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
equipment
U
دستگاه
monitor
U
بازدید کار دستگاه
monitored
U
بازدید کار دستگاه
monitors
U
بازدید کار دستگاه
mechanism
U
دستگاه
mechanisms
U
دستگاه
carrier
U
دستگاه کاریر
carriers
U
دستگاه کاریر
power
U
دستگاه برقی
powered
U
دستگاه برقی
powering
U
دستگاه برقی
powers
U
دستگاه برقی
engine
U
موتور ماشین دستگاه مولد نیرو
cassette recorder
U
دستگاه ضبط کاست
cassette recorders
U
دستگاه ضبط کاست
compressor
U
دستگاه یاماشین فشردن هوا
compressor
U
دستگاه تراکم هوا
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
U
دستگاه یاماشین فشردن هوا
compressors
U
دستگاه تراکم هوا
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
howler
U
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howlers
U
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
machinist
U
ماشینیست متصدی دستگاه تراش
machinists
U
ماشینیست متصدی دستگاه تراش
tape recorder
U
ضبط صوت دستگاه ضبط صوت
tape recorders
U
ضبط صوت دستگاه ضبط صوت
willow
U
درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
willows
U
درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
machinery
U
ماشین ها دستگاه
secret service
U
دستگاه محرمانه دولت
secret services
U
دستگاه محرمانه دولت
feed
U
وسیلهای که کاغذ و نور را وارد ماشین میکند مثل چاپگر یا دستگاه فتوکپی
feeds
U
وسیلهای که کاغذ و نور را وارد ماشین میکند مثل چاپگر یا دستگاه فتوکپی
gill
U
دستگاه تنفس ماهی
register
U
ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
registering
U
ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
registers
U
ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
vibrator
U
دستگاه ارتعاش
vibrator
U
دستگاه ماساژ
vibrators
U
دستگاه ارتعاش
vibrators
U
دستگاه ماساژ
set
U
دستگاه
set
U
چیدن دستگاه
sets
U
دستگاه
sets
U
چیدن دستگاه
setting up
U
دستگاه
setting up
U
چیدن دستگاه
array
U
دستگاه انتن
arrays
U
دستگاه انتن
joint
U
دستگاه کوچک باطریدار که سوارکار بطور غیر مجازروی گردن اسب می گذارد تاتندتر برود
peripheral
U
دستگاه جانبی
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
drill
دستگاه مته
drill
U
مته دستگاه مته ستونی
drilled
U
دستگاه مته
drilled
U
مته دستگاه مته ستونی
drills
U
دستگاه مته
drills
U
مته دستگاه مته ستونی
Other Matches
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
peripheral device
U
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
U
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
performance factor
U
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
gun slide
U
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
cold swaging machine
U
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer
U
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
cipher device
U
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
laziest
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator
U
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
unit
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
U
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine
U
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device
U
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
U
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
column grinder
U
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
intercept receiver
U
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
insulation testing apparatus
U
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
telephone repeater
U
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
survey meter
U
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
laser linescan
U
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
preset vector
U
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism
U
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant
U
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument
U
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
units
U
دستگاه
appliances
U
دستگاه
system
U
دستگاه
appurtenance
U
دستگاه
device
U
دستگاه
units
U
یک دستگاه
unit
U
یک دستگاه
appliance
U
دستگاه
systems
U
دستگاه
apparatus
U
دستگاه
organ system
U
دستگاه
devices
U
دستگاه
unit
U
دستگاه
device code
U
کد دستگاه
plant
U
دستگاه
plants
U
دستگاه
instrument
U
دستگاه
nervous systems
U
دستگاه پی
nervous system
U
دستگاه پی
utensils
U
دستگاه
utensil
U
دستگاه
team
U
یک دستگاه
teams
U
یک دستگاه
storage device
U
دستگاه انبارش
system of units
U
دستگاه یکانها
psychic apparatus
U
دستگاه روانی
telegraphed
U
دستگاه تلگراف
agitators
U
دستگاه بهم زن
agitator
U
دستگاه بهم زن
puller
U
دستگاه کشش
supercharge
U
دستگاه تشدید
telegraphs
U
دستگاه تلگراف
power saw
U
دستگاه اره
abel closed tester
U
دستگاه ابل
power plants
U
دستگاه تولیدنیروی
radio set
U
دستگاه رادیو
transmitters
U
دستگاه فرستنده
guns
U
دستگاه تزریق
telegraph
U
دستگاه تلگراف
storage device
U
دستگاه ذخیره
printer machine
U
دستگاه چاپ
symbolic device
U
دستگاه سمبلیک
power plant
U
دستگاه تولیدنیروی
synchronous device
U
دستگاه همزمان
subassembly
U
مونتاژجزئی از یک دستگاه
apparatus
U
الت دستگاه
punching machine
U
دستگاه منگنه
system of forces
U
دستگاه نیروها
storage device
U
دستگاه انباره
punching machine
U
دستگاه پانچ
quantized system
U
دستگاه کوانتایی
synchronous device
U
دستگاه همگام
gun
U
دستگاه تزریق
predictor
U
دستگاه مدبر
rail cambering machine
U
دستگاه ریل خم کن
devices
U
شعار دستگاه
transmitter
U
دستگاه فرستنده
shock inducer
U
دستگاه ضربه زن
telegraphing
U
دستگاه تلگراف
prime mover
U
دستگاه محرک
sequential device
U
دستگاه ترتیبی
leverage
U
دستگاه اهرمی
separator
U
دستگاه تجزیه
automatic
U
دستگاه خودکار
automatics
U
دستگاه خودکار
nervous system
U
دستگاه عصبی
nervous systems
U
دستگاه عصبی
fifth column
U
دستگاه جاسوسی
safety device
U
دستگاه ضامن
rolling mill
U
دستگاه نورد
rivet gun
U
دستگاه پرچ
prime movers
U
دستگاه محرک
respiratory system
U
دستگاه تنفسی
reference frame
U
دستگاه مقایسهای
tape drive
U
دستگاه نوارخوان
tape drives
U
دستگاه نوارخوان
device
U
شعار دستگاه
retorts
U
دستگاه تقطیر
receiving set
U
دستگاه گیرنده
recording instrument
U
دستگاه ضبط
recording instrument
U
دستگاه ثبات
robots
U
دستگاه خودکار
robot
U
دستگاه خودکار
appendages
U
دستگاه فرعی
appendage
U
دستگاه فرعی
curlers
U
دستگاه فرزنی
curler
U
دستگاه فرزنی
recuperator
U
دستگاه عاید
rhombohedral system
U
دستگاه لوزوجهی
machine frame
U
چارچوب دستگاه
input device
U
دستگاه ورودی
classical system
U
دستگاه کلاسیک
induction instrument
U
دستگاه القائی
induction current instrument
U
دستگاه القائی
mobile plant
U
دستگاه متحرک
communication device
U
دستگاه ارتباطی
illuminator
U
دستگاه روشنایی
identification of friend from foe
U
دستگاه تشخیص
i.f.f. system
U
دستگاه تشخیص
honing machine
U
دستگاه سنگ
hexagonal system
U
دستگاه شش گوشهای
control gear
U
دستگاه کنترل
coordinates
U
دستگاه مختصات
instrumental accuracy
U
دقت دستگاه
instrumental error
U
خطای دستگاه
machine foundation
U
پایه دستگاه
c.g.s. system
U
دستگاه سگث
machine accessory
U
متعلقات دستگاه
lymphatic system
U
دستگاه لنفاوی
low potential system
U
دستگاه کم فشار
logic device
U
دستگاه منطقی
link trainer
U
دستگاه پروازاموز
limbic system
U
دستگاه کناری
carpenter's bench
U
دستگاه نجاری
lighting set
U
دستگاه روشنایی
jointing plane
U
رنده دستگاه
jack plane
U
رنده دستگاه
giorgi system
U
دستگاه جورجی
counter recoil
U
دستگاه عاید
gasifying apparatus
U
دستگاه تبخیر
drill press
U
دستگاه مته
device driver
U
محرک دستگاه
device flag
U
پرچم دستگاه
device independence
U
مستقل از دستگاه
device independence
U
استقلال دستگاه
device name
U
نام دستگاه
device number
U
شماره دستگاه
device status
U
وضعیت دستگاه
drawing device
U
دستگاه ترسیمه
double v machine
U
دستگاه ورق خم کن
double column machine
U
دستگاه دو ستونی
dividing attachment
U
دستگاه مقسم
display device
U
دستگاه نمایش
device dependent
U
وابسته به دستگاه
device cluster
U
گروه دستگاه
crystal system
U
دستگاه بلور
cyclon
U
دستگاه غبارگیر
cyclostat
U
دستگاه چرخش
folding machine
U
دستگاه خم کاری
evaporator
U
دستگاه اب شیرین کن
electrostatic system
U
دستگاه الکتروستاتیکی
electromagnetic system
U
دستگاه الکترومغناطیسی
electric machine
U
دستگاه برقی
electric apparatus
U
دستگاه الکتریکی
dedicated device
U
دستگاه اختصاصی
duplexing assembly
U
دستگاه دو راهه
duplexer
U
دستگاه دوراهه
drilling machine
U
دستگاه مته
discrete device
U
دستگاه گسسته
machinery saw
U
دستگاه اره
abrasive cutting machine
U
دستگاه برش
overcurrent device
U
دستگاه حفافت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com