Total search result: 204 (20 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
compact U |
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار |
 |
 |
compacted U |
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار |
 |
 |
compacting U |
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار |
 |
 |
compacts U |
کمترین تعداد دستورات برنامه لازم برای یک کار |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Other Matches |
|
 |
execution U |
1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا |
 |
 |
kernel U |
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه . |
 |
 |
kernels U |
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه . |
 |
 |
elegant U |
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند |
 |
 |
open U |
دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند |
 |
 |
opened U |
دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند |
 |
 |
opens U |
دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند |
 |
 |
wimp U |
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند |
 |
 |
wimps U |
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند |
 |
 |
link U |
تعداد دستورات کامپیوتری در برنامه که در هر زمان قابل فراخوانی هستند و کنترل به دستور بعدی به برنامه اصلی برمی گردد |
 |
 |
elegant programming U |
نوشتن برنامه ساخت یافته با استفاده از کمترین تعداد دستور است |
 |
 |
limen U |
کمترین تحریک عصبی که برای ایجاداحساس لازم است |
 |
 |
sensitivities U |
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است |
 |
 |
sensitivity U |
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است |
 |
 |
calling U |
مجموعهای از دستورات برنامه برای اجرای مستقیم از زیر برنامه |
 |
 |
executing U |
رویدادهای لازم برای بازیابی کد گشایی و اجرای دستورات حافظه |
 |
 |
execute U |
رویدادهای لازم برای بازیابی کد گشایی و اجرای دستورات حافظه |
 |
 |
executed U |
رویدادهای لازم برای بازیابی کد گشایی و اجرای دستورات حافظه |
 |
 |
executes U |
رویدادهای لازم برای بازیابی کد گشایی و اجرای دستورات حافظه |
 |
 |
jump instruction U |
دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه |
 |
 |
reserve factor U |
نسبت استحکام واقعی یک سازه به کمترین استحکام لازم برای شرایط موردنظر |
 |
 |
procedural U |
زبان برنامه نویسی سطح بالا که برنامه نویس عملیات لازم را برای بدست آوردن نتیحه وارد میکند |
 |
 |
turnaround time U |
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است |
 |
 |
MCA U |
تعداد قط عات الکترونیکی لازم برای مدیریت سیگنالهای زمانی و داده روی باس MCA |
 |
 |
Micro Channel Architecture U |
تعداد قط عات الکترونیکی لازم برای مدیریت سیگنال زمان و داده روی باس گسترده MCA |
 |
 |
redundancy check U |
تستی متکی بر انتقال بیت ها وکاراکترهایی که بیش ازحداقل تعداد لازم برای بیان خود پیام هستند |
 |
 |
api U |
مجموعهای از توابع و دستورات برنامه استاندارد که به برنامه ساز امکان میدهد با برنامه از طریق برنامه کاربردی دیگر واسط شود |
 |
 |
self- U |
برنامه کامپیوتری که حاوی دستورات اجرایی برای کاربر است |
 |
 |
assembly U |
نشانه هایی که برای نمایش دستورات کد ماشین در برنامه اسمبلی به کار می روند |
 |
 |
mastered U |
مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود |
 |
 |
allocation U |
فرآیندی که در آن سیستم عامل برای برنامه کاربردی حافظه لازم را فراهم میکند |
 |
 |
masters U |
مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود |
 |
 |
allocations U |
فرآیندی که در آن سیستم عامل برای برنامه کاربردی حافظه لازم را فراهم میکند |
 |
 |
master U |
مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود |
 |
 |
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U |
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری |
 |
 |
languages U |
زبان برنامه نویسی کامپیوتر با دستورات تو کار که برای نمایش گرافیک مفید هستند |
 |
 |
language U |
زبان برنامه نویسی کامپیوتر با دستورات تو کار که برای نمایش گرافیک مفید هستند |
 |
 |
cisc U |
مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند |
 |
 |
crunching U |
متراکم کردن برنامه برای جای دادن تعداد زیاددستورالعملها در فضایی کوچک |
 |
 |
macro U |
نوشتن برنامه با استفاده از دستورات ماکرو با بیان دستورات آن |
 |
 |
jobs U |
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند |
 |
 |
job U |
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند |
 |
 |
subroutine U |
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود |
 |
 |
WISC U |
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند |
 |
 |
writable instruction set computer U |
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند |
 |
 |
RISC U |
طراحی CPU که مجموعه دستورات آن حاوی دستورات سریع الاجرا وساده است که نوشتن برنامه را مشکلتر ولی سریعتر میکند |
 |
 |
access time U |
زمان لازم برای یافتن فایل یا برنامه در حافظه اصلی یا حافظه جانبی |
 |
 |
naive user U |
شخصی که می خواهد کاری را با کامپیوتر انجام دهد امافاقد تجربه لازم برای برنامه نویسی با کامپیوتر میباشد |
 |
 |
graphics U |
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی |
 |
 |
iterative routine U |
حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود |
 |
 |
iterate U |
حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود |
 |
 |
function U |
مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند |
 |
 |
coding U |
صفحه چاپی مخصوص که برنامه نویس دستورات کد گذاری نوعی برنامه را می نویسد |
 |
 |
functioned U |
مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند |
 |
 |
functions U |
مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند |
 |
 |
main U |
مجموعه دستورات که پیاپی تکرار می شوند و عمل اصلی برنامه را انجام می دهند. این حلقه معمولا برای ورودی کاربر صبر میکند پیش از پردازش رویداد |
 |
 |
macro U |
زبان برنامه نویسی که به برنامه نویس امکان تعریف و استفاده از دستورات ماکرو میدهد |
 |
 |
generating U |
محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است |
 |
 |
generates U |
محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است |
 |
 |
generated U |
محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است |
 |
 |
generate U |
محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است |
 |
 |
quasi- U |
که نشان دهنده تعداد دستورات است |
 |
 |
visually U |
روش برنامه نویسی کامپیوتر با کشیدن نشانه ها در یک فلوچارت که عملیات برنامه را شرح میدهد به جای نوشتن یک سری دستورات |
 |
 |
visual U |
روش برنامه نویسی کامپیوتر با کشیدن نشانه ها در یک فلوچارت که عملیات برنامه را شرح میدهد به جای نوشتن یک سری دستورات |
 |
 |
visuals U |
روش برنامه نویسی کامپیوتر با کشیدن نشانه ها در یک فلوچارت که عملیات برنامه را شرح میدهد به جای نوشتن یک سری دستورات |
 |
 |
routine U |
تعداد دستوراتی که کار مشخص را انجام می دهند ولی برنامه کامل نیستند, بخشی از یک برنامه هستند |
 |
 |
routinely U |
تعداد دستوراتی که کار مشخص را انجام می دهند ولی برنامه کامل نیستند, بخشی از یک برنامه هستند |
 |
 |
routines U |
تعداد دستوراتی که کار مشخص را انجام می دهند ولی برنامه کامل نیستند, بخشی از یک برنامه هستند |
 |
 |
PHIGS U |
برنامه واسط استاندارد بین نرم افزار و آداپتور گرافیکی که از مجموعهای از دستورات استاندارد برای رسم و تغییر تصاویر دو بعدی و سه بعدی تشکیل شده است |
 |
 |
cycles U |
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند |
 |
 |
cycled U |
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند |
 |
 |
cycle U |
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند |
 |
 |
command.com U |
در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند |
 |
 |
sort effort U |
تعداد مراحل لازم جهت مرتب نمودن یک رکورد نامرتب |
 |
 |
pre U |
دستورات خوانده شده و ذخیره شده در یک صف کوتاه موقت در CPU که حاوی دستورات بعدی برای پردازش است و سرعت اجرا را افزایش میدهد |
 |
 |
pre- U |
دستورات خوانده شده و ذخیره شده در یک صف کوتاه موقت در CPU که حاوی دستورات بعدی برای پردازش است و سرعت اجرا را افزایش میدهد |
 |
 |
d , top concept U |
تدابیر لازم برای رساندن سطح اماد سکو به سطح لازم در جبهه |
 |
 |
graphics U |
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند |
 |
 |
lexical analysis U |
مرحلهای در ترجمه برنامه که نرم افزار کامپایل یا ترجمه کلمات کلیدی برنامه را با دستورات که ماشین جایگزین کند |
 |
 |
focuses U |
پنجرهای در CUI که فعال است و ورودی کاربر را می پذیرد یا توسط یک برنامه کنترل میشود و از برنامه دستورات را می پذیرد |
 |
 |
focussed U |
پنجرهای در CUI که فعال است و ورودی کاربر را می پذیرد یا توسط یک برنامه کنترل میشود و از برنامه دستورات را می پذیرد |
 |
 |
focus U |
پنجرهای در CUI که فعال است و ورودی کاربر را می پذیرد یا توسط یک برنامه کنترل میشود و از برنامه دستورات را می پذیرد |
 |
 |
focussing U |
پنجرهای در CUI که فعال است و ورودی کاربر را می پذیرد یا توسط یک برنامه کنترل میشود و از برنامه دستورات را می پذیرد |
 |
 |
focused U |
پنجرهای در CUI که فعال است و ورودی کاربر را می پذیرد یا توسط یک برنامه کنترل میشود و از برنامه دستورات را می پذیرد |
 |
 |
focusses U |
پنجرهای در CUI که فعال است و ورودی کاربر را می پذیرد یا توسط یک برنامه کنترل میشود و از برنامه دستورات را می پذیرد |
 |
 |
Windows API U |
مجموعه توابع و دستورات استاندارد که توسط ماکروسافت معرفی شده اند و به برنامه نویس امکان کنترل سیستم عامل ویندوز را از طریق زبان برنامه نویسی میدهد |
 |
 |
synthetic address U |
محل استفاده شده در برنامه که توسط دستورات درون برنامه تولید شده است |
 |
 |
loop U |
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود |
 |
 |
looped U |
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود |
 |
 |
loops U |
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود |
 |
 |
graphical user interface U |
استفاده میکند و به نرم افزار امکان کنترل آسانتر میدهد. دستورات سیستم که لازم به نوشتن نیستند |
 |
 |
absolute system of units |
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند |
 |
 |
narratives U |
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم |
 |
 |
narrative U |
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم |
 |
 |
cold thrust U |
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال |
 |
 |
cold test U |
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال |
 |
 |
run U |
دستورات یک برنامه |
 |
 |
runs U |
دستورات یک برنامه |
 |
 |
worded U |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
 |
 |
wraparound U |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
 |
 |
word U |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
 |
 |
word wrap U |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
 |
 |
not to have a prayer of achieving something U |
کمترین شانس هم برای بانجام رسانیدن چیزی رانداشتن |
 |
 |
machines U |
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور |
 |
 |
machine U |
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور |
 |
 |
machined U |
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور |
 |
 |
authoring U |
ابزاری که برای توسعه برنامههای کاربردی چند منظوره استفاده می شوند. که شامل دستورات خاص برای کنترل درایو -CD ROM |
 |
 |
list U |
لیست توابع یا دستورات و حل آنها در برنامه |
 |
 |
mflops U |
اندازه سرعت محاسبه که به عنوان تعداد دستورات اعشاری که در ثانیه پردازش می شوند محاسبه میشود |
 |
 |
graphics U |
استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار |
 |
 |
machined U |
عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر |
 |
 |
compile U |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
 |
 |
machines U |
عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر |
 |
 |
compiled U |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
 |
 |
machine U |
عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر |
 |
 |
compiling U |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
 |
 |
compiles U |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
 |
 |
references U |
لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه |
 |
 |
reference U |
لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه |
 |
 |
preemptive multitasking U |
حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت |
 |
 |
paths U |
مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه |
 |
 |
run U |
اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر |
 |
 |
runs U |
اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر |
 |
 |
directs U |
دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند |
 |
 |
directed U |
دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند |
 |
 |
main U |
بخشی از دستورات که بخش اصلی برنامه را تشکیل می دهند. |
 |
 |
path U |
مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه |
 |
 |
direct U |
دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند |
 |
 |
macro U |
برنامه اسمبلر که قادر به کدگشایی دستورات ماکرو است |
 |
 |
looped U |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
 |
 |
loops U |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
 |
 |
loop U |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
 |
 |
venturi U |
کانال یامجرایی برای جریان سیال که در گلوگاه کمترین سطح مقطع را داشته و سپس مجدداافزایش می یابد |
 |
 |
conversion U |
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند |
 |
 |
conversions U |
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند |
 |
 |
modification U |
دستوراتی در حلقه که دستورات دیگر یا داده درون برنامه را تغییر میدهد |
 |
 |
interactive U |
سیستمی که حاوی پاسخ سریع به دستورات کاربر یا برنامه یا داده است |
 |
 |
VBScript U |
مجموعه دستورات برنامه نویسی که در یکک صفحه وب معمولی فاهر می شوند, |
 |
 |
second best theory U |
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت |
 |
 |
source computer U |
کامپیوتری که برای ترجمه یک برنامه منبع به برنامه مقصود بکار می رود |
 |
 |
parameters U |
استفاده از برنامه برای بررسی پارامترها و تنظیم سیستم یا برنامه به درستی |
 |
 |
businesses U |
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند. |
 |
 |
business U |
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند. |
 |
 |
parameter U |
استفاده از برنامه برای بررسی پارامترها و تنظیم سیستم یا برنامه به درستی |
 |
 |
routinely U |
مجموعه دستورات یک تابع که درهر بخش برنامه که نیاز باشد کپی می شوند |
 |
 |
graphic U |
زبان برنامه نویس کامپیوتر با دستورات توکار و مفید حین نمایش گرافیک |
 |
 |
routine U |
مجموعه دستورات یک تابع که درهر بخش برنامه که نیاز باشد کپی می شوند |
 |
 |
macro U |
تابع برنامه یا بلاک دستورات که توسط کلمه یا برچسب بیان شده است |
 |
 |
while loop U |
دستورات برنامه شرطی که در صورت درست بودن یک شرط, یک قطعه را اجرا میکند |
 |
 |
non procedural language U |
زبان برنامه سازی که دستورات را پشت سرهم اجرا نمیکند و نه توابع فراخوان را |
 |
 |
routines U |
مجموعه دستورات یک تابع که درهر بخش برنامه که نیاز باشد کپی می شوند |
 |
 |
c U |
زبان برنامه نویسی سطح بالا برای برنامه نویس ساخت یافته |
 |
 |
pl/m U |
زبان برنامه نویسی که برای برنامه ریزی کردن ریزکامپیوترها بکار می رود |
 |
 |
object oriented U |
زبان برنامه نویسی که برای برنامه نویس شی گرا مثل C++ به کار می رود |
 |
 |
mvt U |
چند برنامه نویسی با تعداد متغیری ازکارهاNumber Wariable a ultiprogrammingwith |
 |
 |
applet U |
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3- |
 |
 |
raptatory U |
لازم برای شکار |
 |
 |
raptatorial U |
لازم برای شکار |
 |
 |
hydration water U |
اب لازم برای ابش |
 |
 |
dummies U |
دستوری در برنامه که برا ی موفقیت دستورات زبان یا افزایش طول بلاک قرار دارد |
 |
 |
dummy U |
دستوری در برنامه که برا ی موفقیت دستورات زبان یا افزایش طول بلاک قرار دارد |
 |
 |
presumptive instruction U |
دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد |
 |
 |
mft U |
چند برنامه نویسی با تعداد ثابتی از کارهاof Number Fixed a ultiprogrammingWith |
 |
 |
draw weight U |
نیروی لازم برای کشیدن زه |
 |
 |
climate for growth U |
شرایط لازم برای رشد |
 |
 |
mantling U |
مواد لازم برای پوشش |
 |
 |
quorum U |
اکثریت لازم برای مذاکرات |
 |
 |
magic number U |
امتیاز لازم برای قهرمانی |
 |
 |
microcycle U |
برای دادن زمان اجرای دستورات |
 |
 |
troop space U |
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما |
 |
 |
product U |
ول مواد لازم برای تولید یک محصول |
 |
 |
check out time U |
زمان لازم برای تخلیه محل |
 |
 |
access time U |
زمان لازم برای پاسخگویی کامپیوتر |
 |
 |
operated U |
کل زمان لازم برای انجام یک کار |
 |
 |
check out time U |
زمان لازم برای ازمایش یک وسیله |
 |
 |
products U |
ول مواد لازم برای تولید یک محصول |
 |
 |
operate U |
کل زمان لازم برای انجام یک کار |
 |
 |
barrier material U |
مواد لازم برای ساختن موانع |
 |
 |
light is necessary to life U |
روشنایی برای زندگی لازم است |
 |
 |
operates U |
کل زمان لازم برای انجام یک کار |
 |
 |
jobs U |
زمان برنامه نویسی کامپیوتری که حاوی دستورات خاص مربط به امور کنترل کارها و پردازش است |
 |
 |
job U |
زمان برنامه نویسی کامپیوتری که حاوی دستورات خاص مربط به امور کنترل کارها و پردازش است |
 |
 |
languages U |
زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند |
 |
 |
language U |
زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند |
 |
 |
source U |
نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد |
 |
 |
extensible U |
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که به کاربر امکان افزودن نوع داده و دستورات خاص خود را میدهد |
 |
 |
user freindly U |
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد |
 |
 |
libraries U |
1-تعداد توابع نرم افزاری خاص . که کاربر میتواند در برنامه خود وارد کند |
 |
 |
suite of programs U |
1-گروه برنامه هایی که یکی پس از دیگری اجرا می شوند. 2-تعداد برنامههای یک کار مشخص |
 |
 |
library U |
1-تعداد توابع نرم افزاری خاص . که کاربر میتواند در برنامه خود وارد کند |
 |
 |
Hewlett Packard U |
مجموعه دستورات استاندارد برای شرح گرافیک |
 |
 |
macro U |
تابع و دستورات برای انجام عمل ماکرو |
 |
 |
compacts U |
فرمول کاهش حجم لازم برای یک متن |
 |
 |
add U |
زمان لازم برای انجام یک عمل جمع |
 |
 |
compacted U |
فرمول کاهش حجم لازم برای یک متن |
 |
 |
quorum U |
حداقل عده لازم برای رسمیت جلسه |
 |
 |
adds U |
زمان لازم برای انجام یک عمل جمع |
 |
 |
compact U |
فرمول کاهش حجم لازم برای یک متن |
 |
 |
ineligibly U |
بدون داشتن شرایط لازم برای انتخاب |
 |
 |
canonical time unit U |
زمان لازم برای طی مسافتی معادل یک رادیان |
 |