English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
stop code U کد توقف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
barnstorm U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
ramp U محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
ramp U منطقه اصلی توقف هواپیما درفرودگاه
ramps U محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
ramps U منطقه اصلی توقف هواپیما درفرودگاه
rest U توقف فرمان ازاد
rests U توقف فرمان ازاد
check-points U علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoint U علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoints U علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
cardiac arrest U توقف ناگهانی قلب
cardiac arrests U توقف ناگهانی قلب
exit U در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
exits U در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
stop U ایستادن توقف کردن
stop U توقف منزلگاه بین راه
stop U توقف
stop U توقف انجام کار
stopped U ایستادن توقف کردن
stopped U توقف منزلگاه بین راه
stopped U توقف
stopped U توقف انجام کار
stopping U ایستادن توقف کردن
stopping U توقف منزلگاه بین راه
stopping U توقف
stopping U توقف انجام کار
stops U ایستادن توقف کردن
stops U توقف منزلگاه بین راه
stops U توقف
stops U توقف انجام کار
swap U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swapped U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swaps U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopped U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopping U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swops U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
halt U توقف
halt U دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halt U دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halt U دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
halted U توقف
halted U دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halted U دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halted U دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
halts U توقف
halts U دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halts U دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halts U دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
crash U توقف سیستم ازطریق خرابی سخت افزاری یااشتباه نرم افزاری
crashed U توقف سیستم ازطریق خرابی سخت افزاری یااشتباه نرم افزاری
crashes U توقف سیستم ازطریق خرابی سخت افزاری یااشتباه نرم افزاری
crashing U توقف سیستم ازطریق خرابی سخت افزاری یااشتباه نرم افزاری
crashingly U توقف سیستم ازطریق خرابی سخت افزاری یااشتباه نرم افزاری
colon U که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
colons U که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
power U توقف منبع تغذیه الکتریکی
power U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powered U توقف منبع تغذیه الکتریکی
powered U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powering U توقف منبع تغذیه الکتریکی
powering U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powers U توقف منبع تغذیه الکتریکی
powers U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
measure U توقف رخ دادن چیزی
dead U دستوربرنامه کار یا خطایی که باعث توقف برنامه بدون بهبود میشود
whoa U امر به توقف دادن
dwell U ساکن شدن زمان توقف
dwell U محل توقف توقفگاه استراحت
dwelled U ساکن شدن زمان توقف
dwelled U محل توقف توقفگاه استراحت
dwells U ساکن شدن زمان توقف
dwells U محل توقف توقفگاه استراحت
syncope U توقف
set U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
sets U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
setting up U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
drop U دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
dropped U دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
dropping U دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drops U دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
check U خطا یا توقف کوچک در فرآیند
checked U خطا یا توقف کوچک در فرآیند
checks U خطا یا توقف کوچک در فرآیند
preventative U آنچه سعی در توقف رویدادن چیزی شود
bar U توقف مشخصی برای دستیابی به فایل
bar U توقف کسی برای انجام کاری
bars U توقف مشخصی برای دستیابی به فایل
bars U توقف کسی برای انجام کاری
continuous U آنچه بدون توقف ادامه یابد
blow up U توقف غیر منتظره یک برنامه به خاطر یک اشتباه یا به دلیل مواخه شدن با شرایطی ازداده که نمیتواند ان را بکارگیرد
blow-up U توقف غیر منتظره یک برنامه به خاطر یک اشتباه یا به دلیل مواخه شدن با شرایطی ازداده که نمیتواند ان را بکارگیرد
blow-ups U توقف غیر منتظره یک برنامه به خاطر یک اشتباه یا به دلیل مواخه شدن با شرایطی ازداده که نمیتواند ان را بکارگیرد
stoplight U چراغ علامت توقف وسائط نقلیه
stoplights U چراغ علامت توقف وسائط نقلیه
insolvency U توقف
block U توقف رویدادن چیزی
blocked U توقف رویدادن چیزی
Other Matches
interlook dormant period U زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
stand fast U فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
interruption U توقف
tarriance U توقف
interruptions U توقف
suspensions U توقف
stand U توقف
pause U توقف
suspension U توقف
stoppage U توقف
stoppages U توقف
park U توقف
parked U توقف
parks U توقف
pausing U توقف
pauses U توقف
paused U توقف
interrupt U توقف
commorant U توقف
suspension of payment U توقف
flag stop U توقف
cessation U توقف
interrupting U توقف
stopple U توقف
interrupts U توقف
closest U ایست توقف
stop bit U بیت توقف
close U ایست توقف
closer U ایست توقف
sudden stoppage U توقف ناگهانی
closes U ایست توقف
stoppage of the game U توقف بازی
stop sign U علامت توقف
no parking U توقف ممنوع
stop mechanism U مکانیزم توقف
stayed U توقف مکث
no waiting U توقف ممنوع
program stop U توقف برنامه
failures U توقف کردن
payment stopped U توقف پرداخت
parking place U جایگاه توقف
ceased U ایست توقف
nonstop U بدون توقف
ceases U ایست توقف
ceasing U ایست توقف
suspensive U درحال توقف
stay U توقف کردن
stay U توقف مکث
stayed U توقف کردن
failure U توقف کردن
cease U ایست توقف
thermal critical point U نقطه توقف
carport U توقف گاه
hemostasis U توقف خونریزی
slacks U توقف درحرکت
bankruptcies U توقف بازرگان
slackest U توقف درحرکت
slack U توقف درحرکت
bankruptcy U توقف بازرگان
idle period U زمان توقف
halting place U توقف گاه
lay-by U منطقه توقف
lay-bys U منطقه توقف
break point U نقطه توقف
break key U کلید توقف
come down gracefully U توقف منضبط
black induction U توقف القا
bar stop U توقف میله
down time U زمان توقف
to sojourn [formal] [in a place as a visitor] U توقف کردن
halt instruction U دستورالعمل توقف
stop instruction U دستورالعمل توقف
until stop [up to the stop] U تا جای توقف
dead halt U توقف مطلق
park U محل توقف
parked U محل توقف
parks U محل توقف
port of call U بندر توقف
ports of call U بندر توقف
stopcocks U وسیله توقف
stopcock U وسیله توقف
continuously U بدون توقف
lay by U منطقه توقف
hovers U درحال توقف پر زدن
machine down time U زمان توقف ماشین
hovered U درحال توقف پر زدن
prevents U توقف رخ دادن چیزی
preventing U توقف رخ دادن چیزی
avast U ایست توقف کنید
shut down point U نقطه توقف تولید
termination U خاتمه دادن یا توقف
prevented U توقف رخ دادن چیزی
prevent U توقف رخ دادن چیزی
machine idle time U زمان توقف ماشین
stop off <idiom> U توقف بین راه
hang-ups U معوق شدن توقف
hold back U توقف مانع شدن
hang-up U معوق شدن توقف
hang up U معوق شدن توقف
hover U درحال توقف پر زدن
slow-down <idiom> U به توقف کامل نرسیدن
pull up U توقف کردن [اتومبیل]
stop over U توقف کوتاه مدت
no end <idiom> U پی درپی بدون توقف
stop dead/cold <idiom> U سریع توقف کردن
off one's back <idiom> U توقف آزار رساندن
blocks U توقف رویدادن چیزی
a thorugh train U قطار بدون توقف
time in U ادامه بازی پس از توقف
lie to U درجهت باد توقف کردن
lay over U در نیمه راه توقف کردن
hangup U توقف ناگهانی برنامه جاری
hole high U توقف گوی در کنار سوراخ
to stop [doing something] U توقف کردن [از انجام کاری]
jump stop U توقف ناگهانی با پرش بهواوچرخش
adjustable stop U توقف قابل تنظیم [مهندسی]
hold U دریافت کردن گرفتن توقف
interactive U نقاط توقف را تنظیم کند
signal boxes U توقف گاه متصدی علائم
holds U دریافت کردن گرفتن توقف
nonprogrammed halt U توقف برنامه ریزی نشده
snowplow U توقف با بردن پاشنه ها بعقب
protect U توقف آسیب دیدن چیزی
protecting U توقف آسیب دیدن چیزی
protects U توقف آسیب دیدن چیزی
give pause to <idiom> U باعث توقف وفکر شدن
outer fix U محوطه توقف خارجی هواپیما
signal box U توقف گاه متصدی علائم
interval U توقف کوتاه بین دو عمل
intercity train U قطار بین شهری با توقف
ending U عمل توقف چیزی یا به انتها رسیدن آن
endings U عمل توقف چیزی یا به انتها رسیدن آن
jams U توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
print U توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
jam U توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
phaseout U توقف کار یا فراوری بطور مرحلهای
run on U ادامه دادن متن بدون توقف
prints U توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
printed U توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
stayer U کسی یا چیزی که توقف میکند نگاهدار
How long does the train stop here? U چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
Does the train stop in London? U آیا قطار در لندن توقف دارد؟
throw up one's hands <idiom> U توقف تلاش ،پذیرش موفق نشدن
jammed U توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
What platform does the train from York arrive at? U قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
break down U توقف انجام کار به علت خطای مکانیکی
holding area U منطقه توقف موقت [هوا فضا] [هوانوردی ]
kills U دستور توقف کار کامپیوتر در حین اجرا
kill U دستور توقف کار کامپیوتر در حین اجرا
marina U لنگرگاه یاحوضچه مخصوص توقف قایقهای تفریحی
on the fly U در حین اجرای برنامه بدون توقف اجرا
traffic island U بلندی وسط خیابان مخصوص توقف پیاده رو
overstay U بیش از حد معین توقف کردن زیاد ماندن
overstayed U بیش از حد معین توقف کردن زیاد ماندن
overstaying U بیش از حد معین توقف کردن زیاد ماندن
interrupt U توقف رخ دادن چیزی که در حال اتفاق است
overstays U بیش از حد معین توقف کردن زیاد ماندن
interrupting U توقف رخ دادن چیزی که در حال اتفاق است
interrupts U توقف رخ دادن چیزی که در حال اتفاق است
marinas U لنگرگاه یاحوضچه مخصوص توقف قایقهای تفریحی
breakpoint U حرف کاغذ برای ایجاد نقط ه توقف در برنامه
to pause U [برای مدت کوتاهی] در انجام کاری توقف کردن
kill U پاک کردن فایل با توقف برنامه در حین اجرا
interferes U توقف کار کردن چیزی در راه قرار گرفتن
interfered U توقف کار کردن چیزی در راه قرار گرفتن
interrupt U توقف ارسال طبق عملی در مرحله نهایی سیستم
interrupting U توقف ارسال طبق عملی در مرحله نهایی سیستم
interrupts U توقف ارسال طبق عملی در مرحله نهایی سیستم
catastrophe U خطا یا توقف یک وسیله مربوط به یک آسیب جدی در سیستم
interfere U توقف کار کردن چیزی در راه قرار گرفتن
catastrophes U خطا یا توقف یک وسیله مربوط به یک آسیب جدی در سیستم
kills U پاک کردن فایل با توقف برنامه در حین اجرا
accomodation train راه آهنی که در ایستگاه های مختلف توقف میکند
outrunning U منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
termination U توقف ناگهانی برنامه در حال اجرا به علت خروجی برق
beacon frame U فرم مخصوص در پروتکل FDDI که پس از توقف در شبکه ارسال میشود
break U عمل یا کلید انتخاب شده برای توقف اجرای یک برنامه
breaks U عمل یا کلید انتخاب شده برای توقف اجرای یک برنامه
rerun U محلی دربرنامه که اجرا ازآنجا شروع میشود پس از توقف یا خرابی
outruns U منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrun U منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
tabbing U حرکت نشانه گر در برنامه کلمه پرداز از یک محل توقف tab به دیگری
inhibits U توقف رخ دادن یک فرآیند یا جلوگیری از انجام عملیات در مدار مجتمع یا دروازه .
inhibit U توقف رخ دادن یک فرآیند یا جلوگیری از انجام عملیات در مدار مجتمع یا دروازه .
end stop [Engineering] U توقف [برخورد] [محدودیتی برای حرکت یک سیستم مکانیکی و یا تکه ای] [مهندسی]
stop [Engineering] U توقف [برخورد] [محدودیتی برای حرکت یک سیستم مکانیکی و یا تکه ای] [مهندسی]
block time U زمان سپری شده ا لحظه شروع حرکت هواپیما تالحظه توقف
jams U توقف کار کردن به علت اینکه چیزی مانع کارایی شده است
regional breakpoint U نقط ه توقف که در هر جایی از برنامه میتواند قرار بگیرد تا رفع اشکال شود
jammed U توقف کار کردن به علت اینکه چیزی مانع کارایی شده است
jam U توقف کار کردن به علت اینکه چیزی مانع کارایی شده است
t stop U روش توقف با گذاشتن پای ازاد بطور عمودی پشت اسکیت دیگر
no decompression dive U غواصی کوتاه مدت یا در عمق کم که به هنگام صعود نیازبه توقف یا مکث در زیر اب ندارد
trap U نقط ه توقف انتخابی که اجرا برنامه در آنجا متوقف میشود وثباتها بررسی می شوند
half area U محل توقف سربازان در حین حرکت برای تجدید سازمان یاگرفتن مهمات یا استراحت
transients U پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
transient U پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
policy of contianment U سیاست بازدارندگی اعمال سیاستی که باعث تحدید و توقف اقدامات سیاسی کشور دیگری بشود
holing U 1-مدت زمانی که در آن توان توسط UPS تامین میشود. 2-توقف در برنامه یا وسیله به علت خرابی
hole U 1-مدت زمانی که در آن توان توسط UPS تامین میشود. 2-توقف در برنامه یا وسیله به علت خرابی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com