English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 13 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
prevent U جلوگیری کردن
prevent U پیش گیری کردن
prevent U بازداشتن
prevent U مانع شدن ممانعت کردن
prevent U مانع شدن
prevent U جلوگیری کردن از
prevent U توقف رخ دادن چیزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
There is nothing to prevent me. U هیچی نمیتونه جلوی منو بگیره.
prevent defence U جبهه دفاعی با استفاده از نفراضافی
in order to prevent U برای جلوگیری کردن
rib to prevent seepage U پشت بند جلوگیری از تراوش
to take action to prevent [stop] such practices U اقدام کردن برای اینکه از چنین شیوه هایی جلوگیری شود
Don't let making a living prevent you from making a life. U اجازه ندهید تلاش برای پول درآوردن مانع زندگی شما شود.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com