Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
blocked
U
بنداوردن
blocked
U
انسداد
blocked
U
سد
blocked
U
جعبه قرقره
blocked
U
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
blocked
U
بلوک
blocked
U
کنده مانع ورادع
blocked
U
قطعه
blocked
U
بستن مسدود کردن
blocked
U
مانع شدن از بازداشتن
blocked
U
قالب کردن
blocked
U
توده قلنبه
blocked
U
وقفه
blocked
U
منطقه
blocked
U
مانع
blocked
U
قرقره
blocked
U
کنده
blocked
U
پارازیت
blocked
U
سد قالب
blocked
U
سد کردن
blocked
U
مانع شدن
blocked
U
پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
blocked
U
قطعه زمین
blocked
U
توده
blocked
U
یک دستگاه ساختمان
blocked
U
قرقره طناب خور
blocked
U
بلوک سیمانی
blocked
U
سد کردن خطا
blocked
U
دفاع
blocked
U
سدکردن غیرمجاز حریف
blocked
U
دفاع در مقابل ابشار
blocked
U
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocked
U
بلوک ساختن
blocked
U
قالب ریختن
blocked
U
مجموعهای از موضوعات در یک گروه
blocked
U
تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
blocked
U
توقف رویدادن چیزی
blocked
U
بلاک
blocked
U
مسدودکردن
blocked
U
[ستون، نیم ستون و پشته بند محافظ]
blocked
[with objects]
<adj.>
<past-p.>
U
صعب العبور
blocked
[with objects]
<adj.>
<past-p.>
U
غیر قابل عبور
blocked
[with objects]
<adj.>
<past-p.>
U
مسدود شده
blocked
<adj.>
<past-p.>
U
مسدود شده
blocked
<adj.>
<past-p.>
U
مانع شده
blocked
<adj.>
<past-p.>
U
بلوکه شده
blocked
<adj.>
<past-p.>
U
بسته شده
blocked
<adj.>
<past-p.>
U
سد شده
blocked
<adj.>
<past-p.>
U
بندآورده شده
blocked
<adj.>
<past-p.>
U
غیر فعال شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
blocked currency
U
blocked
blocked cuurency
U
پول مسدود
blocked cuurency
U
پول غیرقابل انتقال به خارج از کشور
blocked opening
U
در مسدود
blocked opening
U
درگاه بسته
The road is blocked.
U
راه بسته است
The road was blocked.
U
راه بسته بود
The rain gutter is blocked up with leaves.
U
برگ ها ناودان باران را مسدود کرده اند.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com