Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to type in quadruplicate
U
چهارنسخه ماشین کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
quadruplicate
U
در چهارنسخه تهیه کردن
machine
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
self binder
U
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal
U
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
U
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
operates
U
تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
operated
U
تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
operate
U
تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
shut down
U
خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
machinist
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinists
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
arm
U
1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
prints
U
ماشین کردن
type write
U
ماشین کردن
printed
U
ماشین کردن
print
U
ماشین کردن
type
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
typed
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
types
U
ماشین کردن طبقه بندی کردن
type write
U
ماشین نویسی کردن
cybernetics
U
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
U
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
U
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machine
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
bulldozing
U
روی ماشین بولدوزکار کردن
wind up
<idiom>
U
سفت کردن فنر ماشین
bulldozes
U
روی ماشین بولدوزکار کردن
bulldoze
U
روی ماشین بولدوزکار کردن
blenders
U
ماشین مخصوص مخلوط کردن
blender
U
ماشین مخصوص مخلوط کردن
bulldozed
U
روی ماشین بولدوزکار کردن
hit the road
<idiom>
U
ترک کردن (معمولابرای ماشین)
pull over
<idiom>
U
متوقف کردن ماشین گوشه جاده
to cross-check the result with a calculator
U
حل را مجددا با ماشین حساب بررسی کردن
turn on
U
وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
cross compiler
U
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
faxes
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
fax
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler
U
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
mechanizing
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanised
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
feeds
U
وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
to switch on the dipped
[dimmed]
headlights
U
چراغ نور پایین
[ماشین]
را روشن کردن
feed
U
وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
forklift
U
ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
double column vertical boring mill
U
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
combine
U
ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combines
U
ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
take to pieces
U
پیاده کردن اجزاء ماشین یاکارخانه و مانند اینها
microphonics
U
انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
combining
U
ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
assemble
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
U
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
to rev
[British E]
the engine
U
موتور
[ماشین]
را روشن کردن
[که صدا مانند زوزه بدهد]
telephones
U
ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
telephone
U
ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
telephoned
U
ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
telephoning
U
ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
to goose
[American E]
the engine
U
موتور
[ماشین]
را روشن کردن
[که صدا مانند زوزه بدهد]
tedder
U
ماشین مخصوص پخش وخشک کردن علف درو شده
pace lap
U
دور پیست را باهم رفتن برای گرم کردن ماشین در اغازمسابقه
atm
U
ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند
carburizing
U
گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
chains
U
روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
chain
U
روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
to jump-start someone's car
U
کمک برای روشن کردن
[خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
ager
U
نوعی ماشین بخار جهت ثابت کردن رنگ ها و افزایش ظاهری قدمت فرش
monitor
U
برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitors
U
برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitored
U
برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
port
U
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
automated teller machine
U
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
the machine is in operation
U
ماشین در گردش است ماشین دایر است
digital computer
U
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
smoke test
U
بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
operational
U
آنچه کار میکند یا مربوطه به نحوه کار کردن ماشین است
preparations
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparation
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
willy
U
ماشین حلاجی پشم و پنبه حلاجی یا پاک کردن
Jacquard loom
U
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
machined
U
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machine
U
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machines
U
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
gig
U
ماشین خارزنی
[این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
leaders
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
plants
U
ماشین
machines
U
ماشین
plant
U
ماشین
motor-
U
ماشین
motor
U
ماشین
automatons
U
ماشین
freeze-up
U
ماشین
motored
U
ماشین
automaton
U
ماشین
machine
U
ماشین
mills
U
ماشین
machined
U
ماشین
mill
U
ماشین
motors
U
ماشین
machanist
U
ماشین چی
pressmen
U
ماشین چی
wheel
U
رل ماشین
engine
U
ماشین
wheeling
U
رل ماشین
runners
U
ماشین چی
wheels
U
رل ماشین
apparatus
U
ماشین
runner
U
ماشین چی
pressman
U
ماشین چی
mechanism
U
ماشین
mechanisms
U
ماشین
gins
U
ماشین
gin
U
ماشین
frictional machine
U
ماشین مالشی
synchronous machine
U
ماشین همزمان
tar spraying machine
U
ماشین قیرپاش
cropper
U
ماشین موزنی
punching machine
U
ماشین سوراخکن
lorry
U
ماشین باری
car tyre
[British]
U
چرخ ماشین
machine
U
تراشیدن ماشین
car tire
[American]
U
چرخ ماشین
synchronous machine
U
ماشین همگام
router
U
ماشین فرز
scouring machine
U
ماشین سمباده
scouring machine
U
ماشین سایش
factory-spun
U
نخ ماشین ریس
hood
U
کاپوت ماشین
sunchronous machine
U
ماشین سنکرون
hoods
U
کاپوت ماشین
engine man
U
ماشین کار
engine order
U
دستور ماشین
sand dredger
U
ماشین حفار
operator
U
متصدی ماشین
paper mill
U
ماشین کاغذسازی
dyeing machine
U
ماشین رنگرزی
enginery
U
ماشین الات
drive!
U
برون!
[با ماشین]
car tire
[American]
U
تایر ماشین
shear
U
ماشین برش
sweeper
[machine]
U
ماشین خاکروب
road sweeper
U
ماشین خاکروب
lorries
U
ماشین باری
reaping machine
U
ماشین درو
lathe
U
ماشین تراش
lathes
U
ماشین تراش
reeling machine
U
ماشین نخ پیچی
pinball machines
U
ماشین پینبال
pinball machine
U
ماشین پینبال
machinists
U
ماشین ساز
welders
U
ماشین جوشکاری
welder
U
ماشین جوشکاری
washing machines
U
ماشین رختشویی
teaching machine
U
ماشین اموزش
road transport vehicle
U
ماشین باری
teazle
U
ماشین خارزنی
car tyre
[British]
U
تایر ماشین
compressors
U
ماشین فشار
machinist
U
ماشین کار
machinist
U
ماشین ساز
compressor
U
ماشین فشار
machinists
U
ماشین کار
teaching machine
U
ماشین تدریس
ibm computer
U
ماشین حساب ای بی ام
sewing press
U
ماشین کتابدوزی
induction machine
U
ماشین القایی
induction machine
U
ماشین القائی
station wagon
U
ماشین کبریتی
inductive machine
U
ماشین القائی
station wagons
U
ماشین کبریتی
stamper
U
ماشین منگنه
infernal machine
U
ماشین اتش زا
pile driving appartus
U
ماشین شمعکوبی
hooter
U
سوت ماشین
hooters
U
سوت ماشین
scooping
U
ماشین حفاری
bakkie
U
نوعی ماشین
planing machine
U
ماشین کندگی
ignition generator
U
دینام ماشین
scoop
U
ماشین حفاری
slot drilling machine
U
ماشین مته
ignition switch
U
سویچ ماشین
six by six
U
ماشین شش چرخه
devil
U
با ماشین خردکردن
devils
U
با ماشین خردکردن
slot drilling machine
U
ماشین سوراخکن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com