English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
structure U پی ریزی کردن ساختار
structures U پی ریزی کردن ساختار
structuring U پی ریزی کردن ساختار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hierarchies U روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy U روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis U [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
linear programming U برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
schedule U برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled U برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
schedules U برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
embank U خاک ریزی کردن
plans U طرح ریزی کردن
plan U برنامه ریزی کردن
plans U برنامه ریزی کردن
plan U طرح ریزی کردن
program U برنامه ریزی کردن
programs U برنامه ریزی کردن
outline U طرح ریزی کردن
outlined U طرح ریزی کردن
design U طرح ریزی کردن
designs U طرح ریزی کردن
constructing U طرح ریزی کردن
constructed U طرح ریزی کردن
construct U طرح ریزی کردن
contriving U طرح ریزی کردن
square away <idiom> U برنامه ریزی کردن
work out <idiom> U برنامه ریزی کردن
projects U طرح ریزی کردن
founds U قالب ریزی کردن
found U قالب ریزی کردن
outlines U طرح ریزی کردن
projected U طرح ریزی کردن
mould U قالب ریزی کردن
metals U : سنگ ریزی کردن
metal U : سنگ ریزی کردن
molds U قالب ریزی کردن
molded U قالب ریزی کردن
contrives U طرح ریزی کردن
contrived U طرح ریزی کردن
contrive U طرح ریزی کردن
swage U قالب ریزی کردن
schedule U برنامه ریزی کردن
scheduled U برنامه ریزی کردن
moulded U قالب ریزی کردن
moulds U قالب ریزی کردن
outlining U طرح ریزی کردن
project U طرح ریزی کردن
mold U قالب ریزی کردن
plot U طرح ریزی کردن
plots U طرح ریزی کردن
plotted U طرح ریزی کردن
to fill up an excavation U خاک ریزی کردن
schedules U برنامه ریزی کردن
constructs U طرح ریزی کردن
To lay the foundation. U پی نهادن ( پی ریزی کردن )
to plan a building U عمارتی راطرح ریزی کردن
fire planning U طرح ریزی کردن اتش
spawn U جرم تخم ریزی کردن
spawned U جرم تخم ریزی کردن
spawning U جرم تخم ریزی کردن
spawns U جرم تخم ریزی کردن
knock about <idiom> بدون برنامه ریزی سفر کردن
austenitize U سخت کردن لایههای استنیتی ساختار استنیتیکی را سخت کردن
plans U طرح ریزی کردن در نظر داشتن نقشه
plan U طرح ریزی کردن در نظر داشتن نقشه
moulting U پر ریزی موی ریزی
to reprogram U دوباره برنامه ریزی [جدید] کردن [رایانه شناسی]
house U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
planning factor U معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning directive U دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
planning comission U هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
simplex method U روش سیمپلکس در برنامه ریزی خطی روش سیستماتیک و منظم برای حل مسائل برنامه ریزی خطی
facsimiles U روش نمایش حروف روی صفحه کامپیوتر با کپی کردن تصاویر برنامه ریزی شده از حافظه
facsimile U روش نمایش حروف روی صفحه کامپیوتر با کپی کردن تصاویر برنامه ریزی شده از حافظه
pl/m U زبان برنامه نویسی که برای برنامه ریزی کردن ریزکامپیوترها بکار می رود
structure ساختار
architecture U ساختار
structures U ساختار
structuring U ساختار
planning guidance U راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
ring structure U ساختار حلقهای
superstructure U ساختار بالا
superstructures U ساختار بالا
economic structure U ساختار اقتصادی
list structure U ساختار لیست
grain structure U ساختار بلوری
network structure U ساختار شبکهای
crystal structure U ساختار بلور
loop structure U ساختار حلقهای
linear structure U ساختار خطی
structure U ساختار ساخت
control structure U ساختار کنترلی
factor structure U ساختار عاملی
crane construction U ساختار جرثقیل
crystalline structure U ساختار بلوری
lewis structure U ساختار لوویس
structure [first order] U ساختار [ریاضی]
close packed structure U ساختار تنگچین
nuclear structure U ساختار هستهای
structuring U ساختار ساخت
band structure U ساختار نواری
file structure U ساختار فایل
electronic structure U ساختار الکترونی
fine structure U ساختار فریف
molecular structure U ساختار مولکولی
pyramidal structure U ساختار هرمی
network stracture U ساختار شبکه
age structure U ساختار سنی
data structure U ساختار داده ها
sequence structure U ساختار ترتیبی
ingots structure U ساختار شمش
cellular structure U ساختار شبکهای
institutional structure U ساختار نهادی
decision structure U ساختار تصمیم
atomic structure U ساختار اتمی
fabric U ساختار ساختمان
inverted structure U ساختار معکوس
shell structure U ساختار لایهای
structure chart U نمودار ساختار
structure factor U عامل ساختار
internal structure U ساختار داخلی
relational structure U ساختار رابطهای
helical structure U ساختار مارپیچی
diamond structure U ساختار الماس
tree structure U ساختار درخت
selection structure U ساختار گزینشی
block structure U ساختار بلوکی
structures U ساختار ساخت
kekule structure U ساختار ککوله
nested structure U ساختار لانهای
branch control structure U ساختار کنترل انشعاب
tertiary structure of protein U ساختار سوم پروتئین
sequence control structure U ساختار کنترل ترتیبی
sequential data structure U ساختار ترتیبی داده
hyperfine structure U ساختار فوق فریف
loop control structure U ساختار کنترل حلقه
contiguous data structure U ساختار دادههای همجوار
secondary structure of portein U ساختار دوم پروتئین
algebraic structure U ساختار جبری [ریاضی]
graphic data structure U ساختار داده گرافیکی
centralized network configuration U ساختار شبکهای متمرکز
hierachical structure U ساختار سلسله مراتبی
hydrogen depleted structure U ساختار هیدروژن زدوده
structured design U طراحی ساختار یافته
straight chain structure U ساختار راست زنجیر
database structure U ساختار پایگاه داده ها
structuralist U وابسته به ساختار گرایی
valence bond structure U ساختار پیوند والانسی
structuralists U وابسته به ساختار گرایی
work breakdown structure U ساختار تفکیک کار
cubic closed packed structure U ساختار مکعبی تنگچین
infrastructure U ساختار یا سرویس ابتدایی
nodes U نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
node U نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
inclusion U عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
implication U عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
hierarchy U ساختار دادهای سلسله مراتبی
branched chain structure U ساختار زنجیری شاخه دار
leaf U گره آخر در ساختار درختی
definition U شرح ساختار در برنامه یا سیستم
pawn structure U ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
definitions U شرح ساختار در برنامه یا سیستم
wurtzite U ساختار شش گوشهای روی سولفید
hierarchies U ساختار دادهای سلسله مراتبی
implications U عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
hexonal zinc sulfide structure U ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
h.f.s U structure hyperfine ساختار فوق فریف
skeletal code U برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
external U دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
externals U دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
broch U [ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
reconfiguration U تغییر دادن ساختار داده در سیستم
forests U تعداد درختهای ساختار داده متصل
forest U تعداد درختهای ساختار داده متصل
frameworks U ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
framework U ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
logic U ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
DNA double helix U [یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
queue U روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queued U روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queueing U روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
backsteingotit U [آجری با ساختار ساده در معماری قرون وسطایی]
queues U روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
schema U شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
schemata U شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
High Victorian U [سبک احیای گوتیک با ساختار چند رگه]
arrays U ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
physical U سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
scripts U ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
array U ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
chimney-cricket U [ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
random U سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
hierarchical communications system U پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
abutment U [ساختار جامدی که فشار قوس یا شمع بر آن است.] [معماری]
variables U شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
variable U شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
one address computer U ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
bandolite U ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
randomly U سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
plex structure U ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
structures U ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com