English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
plans U برنامه
plans U طرح
plans U نقشه
plans U تدبیر اندیشه
plans U خیال
plans U نقشه کشیدن طرح ریختن
plans U طرح ریزی کردن
plans U طرح کردن
plans U پیش بینی کردن
plans U نقشه کف
plans U نقشه مسطحه برنگاره
plans U هامن
plans U پلان
plans U برنامه ریزی کردن
plans U طرح کشیدن یا ریختن
plans U طرح ریزی کردن در نظر داشتن نقشه
plans U تدبیر
plans U زبان برنامه نویسی سطح پایین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ulterior plans U تدابیر اجل بعدی
to make plans U برنامه ریختن
to forge out plans U برنامه ریختن
to make plans U نقشه ریختن
to forge out plans U نقشه ریختن
to make plans U توطئه چیدن
strategic plans U نقشههای استراتژیک
it is inimical to our plans U با نقشههای ما مغایر است برای نقشههای ما زیان اوراست
comprehensive plans U برنامههای جامع
master plans U نقشه کلیات
master plans U نقشه مجموعه
ground plans U نقشهای که هم تراز زمین باشد طرح عمومی
ground plans U شالوده
ground plans U طرح اساسی
ground plans U نقشه مسطحه
ground plans U برنگاره
cash plans U طرح پرداختهای نقدی
to forge out plans U توطئه چیدن
Plans for the dam have been rejected by environmentalists. U برنامه ریزیها برای سد از طرف محیط زیست شناسان رد شده است.
You ought to coordinate(harmonize) your plans (programs). U باید برنامه هایتان را هم آهنگ کنید
I hate to rain on your parade, but all your plans are wrong. U از اینکه کارت را مختل کنم بیزارم، اما برنامه هایت همگی اشتباه هستند.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com