English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
programs U برنامه دستور
programs U نقشه
programs U روش کار پروگرام
programs U دستور کار
programs U برنامه تهیه کردن
programs U برنامه دارکردن
programs U برنامه نوشتن
programs U برنامه
programs U دستور
programs U برنامه ریزی کردن
programs U مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
programs U برنامه دادن برنامه ریختن
programs U مجموعه دستورات کامل که کامپیوتر را برای کار مشخصی هدایت میکند
programs U نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
social programs U برنامههای اجتماعی
suite of programs U 1-گروه برنامه هایی که یکی پس از دیگری اجرا می شوند. 2-تعداد برنامههای یک کار مشخص
support programs U برنامههای پشتیبانی
system programs U برنامههای سیستم
utility programs U برنامههای سودمند
welfare programs U برنامههای رفاهی
Programs menu U زیر منوییکه از دکمه Start در ویندوز قابل دستیابی است
national programs U برنامههای ملی
medical programs U برنامههای پزشکی
control programs U برنامههای کنترلی
conservation programs U برنامههای حفافت منابع
application programs U برنامههای کاربردی
family planning programs U برنامههای تنظیم خانواده
data management programs U برنامههای مدیریت داده ها
You ought to coordinate(harmonize) your plans (programs). U باید برنامه هایتان را هم آهنگ کنید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com