English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
schedule U فرانما
schedule U جدول
schedule U صورت فهرست
schedule U برنامه
schedule U دربرنامه گذاردن
schedule U صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
schedule U برنامه ریزی کردن
schedule U برنامه زمانی
schedule U زمان بندی کردن
schedule U برنامه اجرائی
schedule U برنامه زمان بندی
schedule U برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
schedule U برنامه زمان بندی فهرست
schedule U در برنامه منظورکردن
schedule U فهرست راهنمای قانون
schedule U ریز برنامه
schedule U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule U زمانبندی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Schedule+ U برنامه نرم افزاری که حاوی اصول مدیریت اطلاعات شخصی از قبیل تقویم روزانه است
vr schedule U برنامه نسبتی متغیر
vi schedule U برنامه فاصلهای متغیر
fi schedule U برنامه فاصلهای ثابت
fr schedule U برنامه نسبتی ثابت
subject schedule U برنامه موضوعی
schedule maintenance U نگهداشت زمان بندی شده
schedule report U گزارش زمانبندی شده
schedule of targets U برنامه هدفها
schedule maintenance U نگهداری زمانبندی شده
schedule of fires U برنامه اتشها
schedule of targets U برنامه اماجها
schedule of fires U برنامه ساعتی اتشها
subject schedule U برنامه جزء جزء
shift schedule U برنامه نوبت کاری
shift schedule U برنامه شیفت کاری
schedule an appointment U قرار ملاقات گذاشتن
work schedule U برنامه کار
time schedule U برنامه زمانی
tariff schedule U جدول تعرفه
supply schedule U جدول عرضه
schedule date U موعد طبق برنامه
ratio schedule U مقیاس نسبتی
rating schedule U مقیاس درجه بندی
employment schedule U برنامه استفاده از ناو
employment schedule U برنامه ماموریت ناو
dive schedule U جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
demand schedule U جدول تقاضا
convoy schedule U برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
consumption schedule U جدول مصرف
assault schedule U برنامه هجوم
approach schedule U برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
shift schedule U برنامه زمان کاری
interval schedule U برنامه فاصلهای
indifference schedule U جدول بی تفاوتی
project schedule U زمان بندی پروژه
optimum schedule U مطلوبترین برنامه اجرائی برنامه ایکه مخارج پروژه رابه حداقل می رساند
maintenance schedule U برنامه نگهداشت
landing schedule U برنامه پیاده شدن به ساحل برنامه عملیات اب خاکی برنامه فرود
market demand schedule U صورت تقاضاهای خریدارجزء در بازار
fixed ratio schedule U برنامه نسبتی ثابت
variable ratio schedule U برنامه نسبتی متغیر
individual demand schedule U صورت کالاهایی که یک فرد در یک مدت معین حاضر به خریدانها باشد
fixed interval schedule U برنامه فاصلهای ثابت
individual demand schedule U جدول تقاضای فردی
variable interval schedule U برنامه فاصلهای متغیر
edward's personal preference schedule U مقیاس ادوارد برای رجحانهای شخصی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com