English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
found U زمان ماضی واسم فعول find
found U : برپاکردن
found U بنیادنهادن
found U تاسیس کردن ریختن
found U قالب کردن
found U ذوب کردن
found U ریخته گری
found U قالب ریزی کردن
found U تاسیس کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
well found U مستحکم
if he has found it U اگر ان را پیدا کرده باشد
he was found of her U باو مایل بود
he was found of her U مایل او بود
new-found U کشفویافتهتازه
well found U کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
what a ready welcome i found! U چه حسن استقبالی از من کردند !
They found no trace of her . U ازاونشانی بدست نیامد
to found a college U دانشکدهای تاسیس کردن
to found a building U عمارتی برپاکردن
found article U لقطه
found article U شیئی گمشده
found shipment U بار بدون بارنامه
found shipment U کالای بدون بارنامه یا رسید
to found a building U ساختمانی بینادکردن
She was exposed . She was caught out . She was found out . U مشتش باز شد
I found a hair in the soup . U توی سوپ یک موبود (پیدا کردم )
She found it hard to make up her mind. U برایش سخت بود که تصمیم بگیرد
products customarily found in a pharmacy U کالاهایی که معمولا در داروخانه بفروش می روند
Anyone found trespassing is liable to be reported to the police. U هر کسی که غیر مجاز وارد شود به پلیس گزارش داده می شود.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com