English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (28 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
To dye ones hair. U موها را خاموش کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
hair stand on end <idiom> U سیخ شدن موها ازترس
glochidium U موها یا کرکهای نوک تیز
shutdown U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdowns U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
harder U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hardest U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hard U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
to snuff out U خاموش کردن
put out U خاموش کردن
turn-off U خاموش کردن
turn-offs U خاموش کردن
turn off U خاموش کردن
turn out <idiom> U خاموش کردن
out U خاموش کردن
outed U خاموش کردن
to switch off U خاموش کردن
hush U خاموش کردن
out- U خاموش کردن
extinguishes U خاموش کردن
dout U خاموش کردن
quenching U خاموش کردن
to put out U خاموش کردن
extinguishing U خاموش کردن
suffocating U خاموش کردن
suffocates U خاموش کردن
suffocate U خاموش کردن
smother U خاموش کردن
suffocated U خاموش کردن
extinguish U خاموش کردن
smothers U خاموش کردن
smothering U خاموش کردن
smothered U خاموش کردن
shut down U خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
snubbing U سربالا خاموش کردن
stifles U خاموش کردن فرونشاندن
turn off <idiom> U بستن ،خاموش کردن
stifled U خاموش کردن فرونشاندن
stifle U خاموش کردن فرونشاندن
snubbed U سربالا خاموش کردن
snubs U سربالا خاموش کردن
powering U خاموش کردن یک وسیله
to smother a flame U شعله ای را خاموش کردن
powers U خاموش کردن یک وسیله
powered U خاموش کردن یک وسیله
power U خاموش کردن یک وسیله
To extinguish a fire. U آتش را خاموش کردن
snub U سربالا خاموش کردن
quenched U خاموش کردن ترساندن
fight the fire U اتش خاموش کردن
to talk down U خاموش یاساکت کردن
quench U خاموش کردن ترساندن
turn-offs U خاموش کردن یاشدن
to shut down a reactor U راکتوری را خاموش کردن
turn-off U خاموش کردن یاشدن
turn off U خاموش کردن یاشدن
turn out U باکلید خاموش کردن
quenches U خاموش کردن ترساندن
to blow out alamp U خاموش کردن چراغ
snuff U بافوت خاموش کردن
to laugh down U با خنده خاموش کردن
stills U ساکت کردن خاموش شدن
stillest U ساکت کردن خاموش شدن
still U ساکت کردن خاموش شدن
light line U خط خاموش کردن چراغ خودروها
smoldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulder U بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulders U بی اتش سوختن خاموش کردن
smolders U بی اتش سوختن خاموش کردن
radar silence U خاموش کردن موقتی رادارها
power down U قطع برق خاموش کردن
stanch U خاموش کردن ساکت شدن
to snuff out U در نتیجه گل گیری خاموش کردن
smolder U بی اتش سوختن خاموش کردن
stiller U ساکت کردن خاموش شدن
powered U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
shut off <idiom> U بستن شیرآب یا خاموش کردن کلید برق
powering U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powers U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
to turn off U خاموش کردن انجام دادن بیرون اوردن
To squash someone . U تو دهن کسی زدن ( اورا خاموش وخفه کردن )
wet blanket U پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
powered U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
wet blankets U پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
power U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powering U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powers U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
dumbest U لال کردن خاموش کردن
quenches U دفع کردن خاموش کردن
muffles U خاموش کردن ساکت کردن
quenched U دفع کردن خاموش کردن
dumb U لال کردن خاموش کردن
still brith U خاموش کردن ساکت کردن
dumber U لال کردن خاموش کردن
quench U دفع کردن خاموش کردن
muffle U خاموش کردن ساکت کردن
muffling U خاموش کردن ساکت کردن
magnetic blowout U خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
failed U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fail U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
touch U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
touches U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
extinguished U خاموش
whist U خاموش
on/off light U خاموش
off U خاموش
on/off U خاموش
hist U خاموش
on-off button U خاموش
mumchance U خاموش
uncommunicative U خاموش
quiescent U خاموش
soundless U خاموش
silent U خاموش
h! U خاموش
extinctive U خاموش کننده
inactive status U خط مشی خاموش
quaker's meeting U انجمن خاموش
silencer U خاموش کننده
extinguishable U خاموش کردنی
dry up U خاموش شدن
tacit U مقدر خاموش
quiet U ساکن خاموش
reserved U خاموش کم حرف
quietest U ساکن خاموش
to burn out U خاموش شدن
taciturn U کم سخن خاموش
silencers U خاموش کننده
quenchless U خاموش نشدنی
keep still U خاموش باش
tight-lipped U کم حرف خاموش
tight lipped U کم حرف خاموش
out U دستگاه خاموش
extinction U خاموش سازی
stiller U خاموش ساکت
stillest U خاموش ساکت
to dry up U خاموش شدن
spark arrester U جرقه خاموش کن
Quiet!silence! U خاموش ( ساکت ) !
stills U خاموش ساکت
to hold one's tongue U خاموش شدن
to keep silence U خاموش بودن
to keep silence U خاموش شدن
inextinguishable U خاموش نشدنی
silences U خاموش شدن
silence U خاموش شدن
still U خاموش ساکت
silenced U خاموش شدن
outed U دستگاه خاموش
he did not open his lips U خاموش ماند
go out U خاموش شدن
out- U دستگاه خاموش
glumpy U خاموش وکدر
tight mouthed U کم حرف خاموش
snuff U خاموش شدن
to stand mute U خاموش ماندن
extinguisher U خاموش کننده
silencing U خاموش شدن
power down U خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
lightning protection U با خاموش کننده مغناطیسی
silenced U خاموش اتش قطع
as hush as death U خاموش چون مردگان
his hope was snuffed out U چراغ امیدش خاموش شد
silence U خاموش اتش قطع
silences U خاموش اتش قطع
at pause U مکث کنان خاموش
magnetic blow out with U با خاموش کننده مغناطیسی
magnetic blow out U خاموش کننده مغناطیسی
snuff U خاموش سازی یافوت پف
mum U سکوت شخص خاموش
mums U سکوت شخص خاموش
silencing U خاموش اتش قطع
extinct U منسوخه خاموش شده
fire engines U تلمبه اتش خاموش کن
to die out away off U خاموش شدن پژمردن
inextinguishably U بطور خاموش نشدنی
fire engine U تلمبه اتش خاموش کن
fire extinguisher U خاموش کننده اتش
fire extinguishers U خاموش کننده اتش
inextinct U از بین نرفته خاموش نشده
obmutescence U خاموش نشینی سکوت عمدی
strangle U یاد شده را خاموش کنید
i pause for a reply U خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
wordless U غیرقابل بیان با لغات خاموش
blink U روشن خاموش شدن چراغها
magnetic blow out arrester U برقگیر با خاموش کننده مغناطیسی
blinks U روشن خاموش شدن چراغها
blinked U روشن خاموش شدن چراغها
to lie low U در باب کارخود خاموش بودن
beacon off U رادارتعقیب هدف خود را خاموش کن
Turn off the light before you leave. U پیش از رفتن چراغ را خاموش کن
windmill U چرخش موتور خاموش توسط ملخ
flashes U شدت حرف که روشن و خاموش شود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com