English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
To dye ones hair. U موها را خاموش کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
glochidium U موها یا کرکهای نوک تیز
hair stand on end <idiom> U سیخ شدن موها ازترس
shutdowns U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdown U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
harder U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hard U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hardest U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
turn off U خاموش کردن
turn-off U خاموش کردن
extinguish U خاموش کردن
put out U خاموش کردن
turn-offs U خاموش کردن
quenching U خاموش کردن
dout U خاموش کردن
to switch off U خاموش کردن
outed U خاموش کردن
out- U خاموش کردن
smothers U خاموش کردن
smothering U خاموش کردن
smothered U خاموش کردن
smother U خاموش کردن
suffocate U خاموش کردن
to snuff out U خاموش کردن
hush U خاموش کردن
turn out <idiom> U خاموش کردن
extinguishing U خاموش کردن
to put out U خاموش کردن
suffocating U خاموش کردن
suffocates U خاموش کردن
suffocated U خاموش کردن
out U خاموش کردن
extinguishes U خاموش کردن
shut down U خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
power U خاموش کردن یک وسیله
to talk down U خاموش یاساکت کردن
powered U خاموش کردن یک وسیله
to smother a flame U شعله ای را خاموش کردن
To extinguish a fire. U آتش را خاموش کردن
quenches U خاموش کردن ترساندن
powering U خاموش کردن یک وسیله
to blow out alamp U خاموش کردن چراغ
to shut down a reactor U راکتوری را خاموش کردن
powers U خاموش کردن یک وسیله
fight the fire U اتش خاموش کردن
quenched U خاموش کردن ترساندن
quench U خاموش کردن ترساندن
snuff U بافوت خاموش کردن
snubs U سربالا خاموش کردن
turn-offs U خاموش کردن یاشدن
turn-off U خاموش کردن یاشدن
snubbing U سربالا خاموش کردن
snub U سربالا خاموش کردن
to laugh down U با خنده خاموش کردن
snubbed U سربالا خاموش کردن
stifle U خاموش کردن فرونشاندن
turn off U خاموش کردن یاشدن
stifled U خاموش کردن فرونشاندن
turn off <idiom> U بستن ،خاموش کردن
stifles U خاموش کردن فرونشاندن
turn out U باکلید خاموش کردن
power down U قطع برق خاموش کردن
smoulder U بی اتش سوختن خاموش کردن
stillest U ساکت کردن خاموش شدن
stanch U خاموش کردن ساکت شدن
smouldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulders U بی اتش سوختن خاموش کردن
radar silence U خاموش کردن موقتی رادارها
stiller U ساکت کردن خاموش شدن
still U ساکت کردن خاموش شدن
stills U ساکت کردن خاموش شدن
smoldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
smolder U بی اتش سوختن خاموش کردن
to snuff out U در نتیجه گل گیری خاموش کردن
smoldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
light line U خط خاموش کردن چراغ خودروها
smolders U بی اتش سوختن خاموش کردن
powered U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
to turn off U خاموش کردن انجام دادن بیرون اوردن
powering U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
shut off <idiom> U بستن شیرآب یا خاموش کردن کلید برق
powers U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
To squash someone . U تو دهن کسی زدن ( اورا خاموش وخفه کردن )
wet blankets U پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
powered U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
wet blanket U پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
powering U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powers U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
quenches U دفع کردن خاموش کردن
quenched U دفع کردن خاموش کردن
dumb U لال کردن خاموش کردن
muffle U خاموش کردن ساکت کردن
muffles U خاموش کردن ساکت کردن
dumbest U لال کردن خاموش کردن
dumber U لال کردن خاموش کردن
still brith U خاموش کردن ساکت کردن
muffling U خاموش کردن ساکت کردن
quench U دفع کردن خاموش کردن
magnetic blowout U خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
failed U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fail U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
touches U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
touch U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
uncommunicative U خاموش
off U خاموش
soundless U خاموش
mumchance U خاموش
extinguished U خاموش
silent U خاموش
quiescent U خاموش
hist U خاموش
on-off button U خاموش
h! U خاموش
on/off U خاموش
on/off light U خاموش
whist U خاموش
to burn out U خاموش شدن
tacit U مقدر خاموش
tight mouthed U کم حرف خاموش
to stand mute U خاموش ماندن
extinction U خاموش سازی
reserved U خاموش کم حرف
inactive status U خط مشی خاموش
extinguisher U خاموش کننده
to keep silence U خاموش شدن
out- U دستگاه خاموش
taciturn U کم سخن خاموش
tight lipped U کم حرف خاموش
to hold one's tongue U خاموش شدن
outed U دستگاه خاموش
to dry up U خاموش شدن
out U دستگاه خاموش
spark arrester U جرقه خاموش کن
to keep silence U خاموش بودن
tight-lipped U کم حرف خاموش
silencing U خاموش شدن
go out U خاموش شدن
silencers U خاموش کننده
keep still U خاموش باش
Quiet!silence! U خاموش ( ساکت ) !
stills U خاموش ساکت
stiller U خاموش ساکت
stillest U خاموش ساکت
still U خاموش ساکت
glumpy U خاموش وکدر
quiet U ساکن خاموش
quietest U ساکن خاموش
snuff U خاموش شدن
dry up U خاموش شدن
extinctive U خاموش کننده
extinguishable U خاموش کردنی
quaker's meeting U انجمن خاموش
quenchless U خاموش نشدنی
inextinguishable U خاموش نشدنی
silenced U خاموش شدن
silencer U خاموش کننده
he did not open his lips U خاموش ماند
silences U خاموش شدن
silence U خاموش شدن
power down U خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
as hush as death U خاموش چون مردگان
snuff U خاموش سازی یافوت پف
mums U سکوت شخص خاموش
at pause U مکث کنان خاموش
silence U خاموش اتش قطع
his hope was snuffed out U چراغ امیدش خاموش شد
to die out away off U خاموش شدن پژمردن
extinct U منسوخه خاموش شده
fire engine U تلمبه اتش خاموش کن
silences U خاموش اتش قطع
fire engines U تلمبه اتش خاموش کن
silencing U خاموش اتش قطع
magnetic blow out U خاموش کننده مغناطیسی
silenced U خاموش اتش قطع
magnetic blow out with U با خاموش کننده مغناطیسی
lightning protection U با خاموش کننده مغناطیسی
fire extinguisher U خاموش کننده اتش
inextinguishably U بطور خاموش نشدنی
mum U سکوت شخص خاموش
fire extinguishers U خاموش کننده اتش
Turn off the light before you leave. U پیش از رفتن چراغ را خاموش کن
obmutescence U خاموش نشینی سکوت عمدی
magnetic blow out arrester U برقگیر با خاموش کننده مغناطیسی
wordless U غیرقابل بیان با لغات خاموش
to lie low U در باب کارخود خاموش بودن
inextinct U از بین نرفته خاموش نشده
i pause for a reply U خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
blink U روشن خاموش شدن چراغها
blinked U روشن خاموش شدن چراغها
strangle U یاد شده را خاموش کنید
blinks U روشن خاموش شدن چراغها
beacon off U رادارتعقیب هدف خود را خاموش کن
flash U شدت حرف که روشن و خاموش شود
flashed U شدت حرف که روشن و خاموش شود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com