English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 24 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
flashes U برق
flashes U روشنایی مختصر
flashes U یک ان
flashes U لحظه
flashes U بروز ناگهانی جلوه
flashes U تشعشع
flashes U برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flashes U زودگذشتن
flashes U فلاش عکاسی
flashes U تلالو تاباندن
flashes U پیام انی یا برق اسا
flashes U نور برق دهانه توپ یا تفنگ
flashes U درخشیدن
flashes U برق زدن
flashes U تاباندن
flashes U ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flashes U فلاش
flashes U درخش
flashes U تابش انی
flashes U حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
flashes U عنصر حافظه الکترونیکی که حاوی داده است و معمولاگ فقط خوانده میشود ولی اجازه میدهد داده در حافظه ذخیره شود. با استفاده از سیگنال الکتریکی مخصوص
flashes U معدن موازی سریع A/D.
flashes U شدت حرف که روشن و خاموش شود
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com