English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
gas compressor U متراکم کننده هوا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
compressor U متراکم کننده
compressor U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors U متراکم کننده
compressors U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
augmentative U متراکم شونده متراکم کننده
coke pusher U دستگاه متراکم کننده ذغال کک
combustor U متراکم کننده
grouter U دستگاه متراکم کننده سیمان
supercharger U پیش متراکم کننده
Other Matches
aggregate U متراکم متراکم ساختن
aggregates U متراکم متراکم ساختن
compacts U متراکم
compacting U متراکم
dense U متراکم
denser U متراکم
agglomerative U متراکم
cumulative distribution U متراکم
compact U متراکم
cumulous U متراکم
leak proof U متراکم
compactness U متراکم
accumulated U متراکم
cumulative U متراکم
compacted U متراکم
compressed U متراکم
densest U متراکم
accumulated capital U سرمایه متراکم
massy U متراکم غلیظ
voluminous U متراکم انبوه
compressing U متراکم کردن
compress U متراکم کردن
agglomerate U متراکم شدن
incompact U غیر متراکم
compaction U متراکم کردن
jams U متراکم کردن
cumulative frequency U فراوانی متراکم
comperssion capacitor U خازن متراکم
jammed U متراکم کردن
jam U متراکم کردن
data aggregate U دادههای متراکم
compressed air U هوای متراکم
dense binary code U رمزدودویی متراکم
condenses U متراکم کردن
compresses U متراکم کردن
condense U همچگال متراکم
condense U متراکم کردن
condenses U همچگال متراکم
compacted U متراکم کردن
compact U متراکم کردن
condensing U همچگال متراکم
condensing U متراکم کردن
compacts U متراکم کردن
densify U متراکم کردن
compacting U متراکم کردن
dense list U لیست متراکم
pack U متراکم کردن فشردن
heavily overcast U ابری متراکم [هواشناسی]
clogged U متراکم وانباشته کردن
clogs U متراکم وانباشته کردن
trust fund U وجوه متراکم شده
eluvium U خاک باداورده و متراکم
clog U متراکم وانباشته کردن
cumulous U مانند ابرهای متراکم
supercharge U متراکم کردن مقدماتی
data aggregate U متراکم سازی داده ها
soil consolidation U متراکم کردن خاک
condensed mercurytemperature U دمای جیوه متراکم
data compression U متراکم سازی داده ها
packs U متراکم کردن فشردن
accumulating U روی هم گذاشتن متراکم کردن
accumulated dividend U سود سهام متراکم شده
accumulate U روی هم گذاشتن متراکم کردن
cumuli U ابر متراکم و روی هم انباشته
cumulus U ابر متراکم و روی هم انباشته
air compresser U دستگاهی که هوا را متراکم میکند
over consolidated clay U خاک رس متراکم شده باپیشفشردگی
compression U بهم فشردگی متراکم سازی
accumulates U روی هم گذاشتن متراکم کردن
laminated product U تولید ماده متراکم متورق
wilson cloud U نوعی ابر غلیظ و متراکم
compaction U فشرده سازی متراکم کردن
compressed gas cylinder U سیلندر محتوی گاز متراکم
planosol U گل سفید نرم و متراکم فلات
incompressibly U بطوریکه نتوان متراکم یا خلاصه نمود
chert U نوعی سنگ چخماق که ریزدانه و متراکم است
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
charge neutrality U تساوی تقریبی ذرات مثبت ومنفی در شارههای متراکم
glomerule U خوشه متراکم ازمویرگهای کوچک و بافتهای حیوانی و غیره
provident fund U وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
roller U دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود
rollers U دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود
cumulo nimbus U ابرهای بسیار بزرگ متراکم که قسمتهای فوقانی انها به استراتوسفر میرسد
crunching U متراکم کردن برنامه برای جای دادن تعداد زیاددستورالعملها در فضایی کوچک
inflame U اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
inflames U اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
inflaming U اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
compressive strength U قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
altitude/height hold U متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller U هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor U کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
data compression U متراکم سازی داده ها فشردگی داده ها
quick disconnect coupling U کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor U گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network U یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
makgi boowi U نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
distractive U گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
changer U دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
steam fitter U نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere U وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptors U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
vasomotor U اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptor U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer U تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding U پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge U خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator U سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive U خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing U مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur U تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
congest U متراکم کردن گرفته کردن
compress U خلاصه کردن متراکم کردن
compressing U خلاصه کردن متراکم کردن
compresses U خلاصه کردن متراکم کردن
amass U توده کردن متراکم کردن
amassed U توده کردن متراکم کردن
amasses U توده کردن متراکم کردن
amassing U توده کردن متراکم کردن
to get clogged U مسدود شدن [بسته شدن ] [متراکم وانباشته شدن]
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer U وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
gesticulant U اشاره کننده وحرکت کننده
thickener U غلیظ کننده پرپشت کننده
provisioner U تدارک کننده تهیه کننده
acknowledger U تصدیق کننده قبول کننده
practicer U تمرین کننده مشق کننده
intermediary U وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries U وساطت کننده مداخله کننده
coordinator U هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
prosecutors U پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutor U پیگرد کننده تعقیب کننده
supplicant U درخواست کننده تضرع کننده
supplicants U درخواست کننده تضرع کننده
modifier U اصلاح کننده تعدیل کننده
modifiers U اصلاح کننده تعدیل کننده
divider U جدا کننده تقسیم کننده
designative U اشاره کننده تعیین کننده
spell binder U مسحور کننده مجذوب کننده
hanger U اویزان کننده معلق کننده
venerator U تکریم کننده ستایش کننده
vibrators U ارتعاش کننده نوسان کننده
presenter U ارائه کننده معرفی کننده
oppressive U خورد کننده ناراحت کننده
sniffy U افهار تنفر کننده فن فن کننده
vibrator U ارتعاش کننده نوسان کننده
presenters U ارائه کننده معرفی کننده
favourer U یاری کننده مساعدت کننده
trimmer U دستکاری کننده صاف کننده
striking force U نیروی تک کننده یا کمین کننده
contractive U جمع کننده چوروک کننده
hangers U اویزان کننده معلق کننده
thwarter U خنثی کننده مسدود کننده
insulator U جدا کننده عایق کننده
discriminant U تفکیک کننده جدا کننده
cogitator U اندیشه کننده مطالعه کننده
accaimer U هلهله کننده تحسین کننده
corrupter U فاسد کننده منحرف کننده
insulators U جدا کننده عایق کننده
corruptor U فاسد کننده منحرف کننده
lifter U مرتفع کننده برطرف کننده
thickeners U غلیظ کننده پرپشت کننده
transmitters U منتقل کننده مخابره کننده
whetstone U تیز کننده تند کننده
modulator demodulator U تلفیق کننده- تفکیک کننده
transmitter U منتقل کننده مخابره کننده
preventive U حفافت کننده جلوگیری کننده
presentor U ارائه کننده معرفی کننده
suberter U سرنگون کننده تضعیف کننده
toaster U سرخ کننده برشته کننده
diverting U سرگرم کننده منحرف کننده
desolator U ویران کننده متروک کننده
homager U تجلیل کننده کرنش کننده
desolater U ویران کننده متروک کننده
toasters U سرخ کننده برشته کننده
the producer and the consumer U تولید کننده و مصرف کننده
fuel cooled oil cooler U خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer U ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity U یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit U عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication U معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly U اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
retained earnings U درامدهای تقسیم نشده درامدهای متراکم- شده درامدهای نگهداری شده
voltage stabilizer U تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot U تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper U کج کننده واژگون کننده
army component U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer U تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner U قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flares U گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com