Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
image
U
عکس هوایی
images
U
عکس هوایی
air photograph
U
عکس هوایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
steadied
U
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadies
U
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadiest
U
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steady
U
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadying
U
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
meteor
U
پدیده هوایی
meteors
U
پدیده هوایی
well
U
در رهگیری هوایی یعنی جنگ افزارهای یاد شده خوب کارمی کنند
wells
U
در رهگیری هوایی یعنی جنگ افزارهای یاد شده خوب کارمی کنند
airy
U
هوایی
seascape
U
منظره هوایی دریا
seascapes
U
منظره هوایی دریا
strike
U
تک هوایی
strikes
U
تک هوایی
loft
U
توپ هوایی زدن
loft
U
ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
lofts
U
توپ هوایی زدن
lofts
U
ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
flight
U
رسد هوایی
sleeve
U
هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
sleeves
U
هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
wing
U
گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
wing
U
گروه هوایی
wing
U
تیپ هوایی جناح
winging
U
گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
winging
U
گروه هوایی
winging
U
تیپ هوایی جناح
air
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air
U
پاس هوایی
air
U
هوایی
aired
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
aired
U
پاس هوایی
aired
U
هوایی
airs
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
airs
U
پاس هوایی
airs
U
هوایی
aspect
U
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
aspects
U
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
aerospace
U
فضای هوایی
aerospace
U
فضای هوایی بالای منطقه عملیات
pigeon
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeons
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
music
U
در رهگیری هوایی به معنی پخش پارازیت دردستگاههای الکترونیکی است
purple
U
در رهگیری هوایی یعنی یکان یا هواپیمای تعیین شده مشکوک به حمل جنگ افزاراتمی است
aerobic
U
هوایی
aerobics
U
هوایی
howler
U
بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی
howlers
U
بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی
sweep
U
تجسس هوایی سریع منطقه دشمن
lob
U
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobbed
U
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobbing
U
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobs
U
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
airspeed
U
سرعت سیر هوایی
airspeed
U
سرعت هوایی هواپیما
airspeeds
U
سرعت سیر هوایی
airspeeds
U
سرعت هوایی هواپیما
quail
U
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quails
U
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
merged
U
باهواپیمای دشمن برخورد کرددر رهگیری هوایی
splashed
U
در پدافند هوایی یعنی هواپیمای دشمن زده شد
few
U
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
fewer
U
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
fewest
U
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
orbiting
U
در رهگیری هوایی یعنی درحال چرخش یا دور بزنید وهدف را جستجو کنید
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
duck
U
کد مخصوص درگیریهای هوایی
ducked
U
کد مخصوص درگیریهای هوایی
duckings
U
کد مخصوص درگیریهای هوایی
ducks
U
کد مخصوص درگیریهای هوایی
punch
U
در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punched
U
در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punches
U
در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
isobar
U
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isobars
U
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
lift
U
حمل و نقل هوایی
lift
U
مقدورات هوایی
lifted
U
حمل و نقل هوایی
lifted
U
مقدورات هوایی
lifting
U
حمل و نقل هوایی
lifting
U
مقدورات هوایی
lifts
U
حمل و نقل هوایی
lifts
U
مقدورات هوایی
linesman
U
سیمکش هوایی
linesmen
U
سیمکش هوایی
kite
U
کایت هوایی
kites
U
کایت هوایی
overpass
U
پل هوایی
overpasses
U
پل هوایی
interpreter
U
مفسر عکس هوایی مفسر
interpreters
U
مفسر عکس هوایی مفسر
all clear
U
سوت رفع خطر هوایی
all clear
U
شیپور رفع خطر هوایی رفع خطر
imagery
U
عکاسی هوایی
tone
U
سایه روشن عکس هوایی
tones
U
سایه روشن عکس هوایی
skies
U
زیاد بالا بردن توپ هوایی زدن
skies
U
توپ هوایی
sky
U
زیاد بالا بردن توپ هوایی زدن
Other Matches
airlift service
U
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
holiday
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holidays
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
telling
U
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
antiair warfare
U
جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
air policing
U
عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
restrictive fire plan
U
طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
pounce
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounced
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
i stay
U
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
line chief
U
افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
air delivery container
U
جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
broadcast controlled air interception
U
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air sentinel
U
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steers
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
air scoop
U
چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
sleeve target
U
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
flak
U
گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
fly through
U
عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air superiority
U
برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air suprmacy
U
برتری کامل هوایی سیادت هوایی
air interdiction
U
عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
air pilots
U
خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
aviation pay
U
معاش هوایی سختی خدمت هوایی
carrier air group
U
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
air branch
U
قسمت هوایی رسته هوایی
notice to airmen
U
اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
air material
U
ماتریل هوایی وسایل هوایی
tropopause
U
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
splash
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashes
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashing
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
air station
U
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
air picket
U
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
air photographic
U
شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
air scout
U
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
call mission
U
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
airlift command
U
فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
photogrammetry
U
علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
air defense commander
U
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
airspace prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
air search attack unit
U
تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
airlift capacity
U
مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی
emergency scramble
U
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
channel airlift
U
سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
dispersal airfield
U
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
trimetrogon
U
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
air survey photography
U
عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
airhead operations
U
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
combat airlift support
U
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
trunkair route
U
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
country cover diagram
U
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
air defense action area
U
منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
chalk commander
U
فرمانده سریال حرکت هوایی فرمانده سریال بار هوایی
chalk number
U
شماره سریال بار هوایی شماره سریال حرکت هوایی
tactical air control center
U
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
air position
U
موقعیت هوایی موقعیت هوایی هواپیما
air defense readiness
U
وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
air distant support
U
پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
aerospace projection operations
U
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
air alert warning
U
اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
heavy lift
U
حمل و نقل هوایی سنگین واحد حمل و نقل هوایی سنگین
pneumatic
U
هوایی
raid
U
تک هوایی
air drawn
U
هوایی
atmospheric
U
هوایی
raiding
U
تک هوایی
raids
U
تک هوایی
skyway
U
پل هوایی
AA
U
ضد هوایی
aery
U
هوایی
overhead
U
هوایی
airborne
U
هوایی
over-pass
U
پل هوایی
air attack
U
تک هوایی
air lane
U
خط هوایی
air strike
U
تک هوایی
air head
U
سر پل هوایی
air built
U
هوایی
stuffiness
U
بد هوایی
raided
U
تک هوایی
aviation medicine
U
طب هوایی
airhead line
U
خط سر پل هوایی
acclimatization
U
هم هوایی
anti aircraft
U
ضد هوایی
air raid
U
تک هوایی
air raids
U
تک هوایی
overhead conductor
U
خط هوایی
overhead roadway
U
پل هوایی
overhead line
U
خط هوایی
aerial line
U
خط هوایی
aerials
U
هوایی
aerial
U
هوایی
flying bridge
U
پل هوایی
linear distance
U
خط هوایی
air strike
U
حمله هوایی
air capacitor
U
خازن هوایی
dollies
U
هدف کش هوایی
air burst
U
ترکش هوایی
air terminal
U
ترمینال هوایی
air terminals
U
ترمینال هوایی
air curtain
U
پوشش هوایی
fly
U
توپ هوایی
air cover
U
پوشش هوایی
air chief marshal
U
سپهبد هوایی
air forces
U
نیروی هوایی
air command
U
یکان هوایی
air cooled transformer
U
مبدل هوایی
air corridor
U
دالان هوایی
air control ship
U
ناوکنترل هوایی
air pocket
U
چاه هوایی
air control
U
کنترل هوایی
air consignment
U
محموله هوایی
air base
U
پایگاه هوایی
air pockets
U
چاه هوایی
air bases
U
پایگاه هوایی
air command
U
فرماندهی هوایی
air attack
U
حمله هوایی
skyrocketed
U
موشک هوایی
skyrockets
U
موشک هوایی
aerial reconnaissance
U
شناسایی هوایی
aerial burst
U
ترکش هوایی
aerial radar
U
رادار هوایی
aerial port
U
باراندازی هوایی
aerial burst
U
انفجار هوایی
aerial port
U
لنگرگاه هوایی
aerial circuit
آنتن هوایی
aerial delivery
U
پرتاب هوایی
aerial pickets
U
گشت هوایی
aerial pickets
U
پیکه هوایی
aerial perspective
U
نمای هوایی
air observation
U
دیدبانی هوایی
aerial observation
U
دیدبانی هوایی
skyrocketing
U
موشک هوایی
aerial supply
آماد هوایی
air attache
U
وابسته هوایی
air ambulance
U
امبولانس هوایی
dolly
U
هدف کش هوایی
tow glider
U
یدک هوایی
lane
U
خط سیر هوایی
lanes
U
خط سیر هوایی
sylphid
U
جن هوایی کوچک
aeronautical mile
U
میل هوایی
sylphlike
U
شبیه جن هوایی
aerogramme
U
نامهء هوایی
aerogram
U
نامهء هوایی
aerily
U
بطور هوایی
tactical air observer
U
دیدبان هوایی
skyrocket
U
موشک هوایی
aerial navigation
U
ناوبری هوایی
air surveillance
U
مراقبت هوایی
all weather
U
همه هوایی
potshot
U
گلوله هوایی
an air raid
U
حمله هوایی
anti aircraft
U
پدافند هوایی
anti aircraft artillery
U
توپخانه ضد هوایی
anti aircraft defense
U
پدافند ضد هوایی
antiaircraft
U
ضد حملات هوایی
antiaircraft
U
اسلحه ضد هوایی
aviation channels
U
کانالهای هوایی
airmobile
U
متحرک هوایی
airial
U
محمول هوایی
air target chart
U
نمودارهدفهای هوایی
air torpedo
U
اژدر هوایی
air vice marshal
U
سرتیپ هوایی
combat air patrol
U
گشتی هوایی
air way
U
مسیر هوایی
air way station
U
خطوط هوایی
aircraft accident
U
سانحه هوایی
airdrop
U
بارریزی هوایی
airfreight
U
باربری هوایی
post strike
U
بعد از تک هوایی
avionics
U
ارتباطات هوایی
exposure station
U
ایستگاه هوایی
fire balloon
U
فانوس هوایی
flush decker
U
پل هوایی یک پارچه
flying cadet
U
دانشجوی هوایی
marshal of the air force
U
ارتشبد هوایی
magnet gap
U
فاصله هوایی
group captain
U
سرهنگ هوایی
hard stand
U
بارانداز هوایی
height hole
U
چاه هوایی
escadrille
U
جوخه هوایی
elevated railroad
U
ترن هوایی
pneumatic drill
مته هوایی
bird's eye
U
منظره هوایی
overhead transmission line
U
خط انتقال هوایی
overhead roadway
U
جاده هوایی
overhead line
U
سیمکشی هوایی
overhead conductor
U
سیم هوایی
open wire line
U
خط سیمی هوایی
open wire
U
سیم هوایی
elevated railroad
U
خط اهن هوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com