English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
raid U تاخت و تاز
raid U یورش
raid U حمله ناگهانی
raid U ورود ناگهانی پلیس
raid U یورش اوردن
raid U هجوم اوردن
raid U تک نفوذی سریع
raid U کمین
raid U تک سریع تاخت و تاز
raid U تک هوایی
raid U تک ناگهانی حمله هوایی
raid U سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sneak raid U دستبرد سریع
sneak raid U کمین سریع تک برق اسا
to makea raid.on U حمله کردن بر
bombing raid U بمبارانکردن
police raid U ورود ناگهانی پلیس
police raid U حمله ناگهانی پلیس
sneak raid U دستبرد
raid clerk U نگهبان یا متصدی مرکزاطلاعات سیستم اعلام خطرهوایی
nuisance raid U تک هوایی ایذایی تک مضطرب کننده
nuisance raid U تک ایذایی
an air raid U بمباران
an air raid U حمله هوایی
air raid U تک هوایی
air raid U بمباران هوایی
air raid shelter U پناهگاه حمله هوائی
large scale raid U حمله ناگهانی تعداد زیاد پلیس
air raid reporting control ship U گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
Over 1,000 pirate discs were seized during the raid. U بیش از ۱۰۰۰ سی دی بدون اجازه ناشر چاپ شده در حمله پلیس ضبط و توقیف شد.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com