Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 232 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fly boy
U
عضو نیروی هوایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
air
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
aired
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
airs
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
sagging
U
تاب برداشتن کشتی هوایی دراثر وجود نیروهای بسمت بالادر دو انتها و یا عدم نیروی برا در مرکز
airman
U
پرسنل نیروی هوایی هوانورد
airman
U
سرباز نیروی هوایی
airmen
U
پرسنل نیروی هوایی هوانورد
airmen
U
سرباز نیروی هوایی
air force
U
نیروی هوایی
air forces
U
نیروی هوایی
air command
U
فرماندهی نیروی هوایی
air force base
U
پایگاه نیروی هوایی
air force component
U
نیروی هوایی شرکت کننده درعملیات مشترک یا صحنه عملیات
air force component
U
نیروی هوایی شرکت کننده در عملیات
air force personnel with the army
U
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
air pilots
U
خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
air police
U
دژبان نیروی هوایی
airman basic
U
سرباز ساده و بدون درجه نیروی هوایی
counter force
U
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
farmgate type operations
U
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
flight surgeon
U
افسر پزشک نیروی هوایی
line chief
U
افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
naval aviation
U
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
reflex force
U
نیروی ضربتی هوایی در حال اماده باش فوری
tactical air
U
نیروی هوایی تاکتیکی هواپیمایی تاکتیکی
tactical air command center
U
مرکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی تاکتیکی
tactical air commander
U
فرمانده نیروی هوایی تاکتیکی
tactical air control center
U
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
tactical air force
U
نیروی هوایی تاکتیکی
RAF
U
مخفف نیروی هوایی پادشاهی
U.S.A.F
U
مخفف نیروی هوایی ایالات متحده
Other Matches
airlift service
U
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
magneto electricity
U
نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
blue water school
U
انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
reenforceŠetc
U
نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
torque
U
نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
e.m.f
U
force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
juggernaut
U
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
juggernauts
U
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
telling
U
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
holiday
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holidays
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
air policing
U
عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
restrictive fire plan
U
طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
antiair warfare
U
جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
pounced
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
i stay
U
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
pounces
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounce
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
expeditionary
U
نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
air delivery container
U
جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
broadcast controlled air interception
U
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air sentinel
U
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steers
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeon
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeons
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
sleeve target
U
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
flak
U
گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
air scoop
U
چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
electromotive force
U
نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
fly through
U
عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air superiority
U
برتری موقت هوایی رجحان هوایی
aviation pay
U
معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air suprmacy
U
برتری کامل هوایی سیادت هوایی
air interdiction
U
عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
army landing forces
U
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
attack force
U
نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
buoyancy
U
نیروی بالابر نیروی شناوری
threat force
U
نیروی دشمن نیروی مخالف
carrier air group
U
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
notice to airmen
U
اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
air material
U
ماتریل هوایی وسایل هوایی
air branch
U
قسمت هوایی رسته هوایی
tropopause
U
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
air station
U
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
splash
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashes
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashing
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
self propulsion
U
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
air picket
U
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
air photographic
U
شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
call mission
U
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
air scout
U
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
airlift command
U
فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
free gyroscope
U
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
geomagnetism
U
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
allocated manpower
U
نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
photogrammetry
U
علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
air search attack unit
U
تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
airspace prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
emergency scramble
U
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
air defense commander
U
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
airlift capacity
U
مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی
channel airlift
U
سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
army aircraft
U
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
Marine Corps
U
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
dispersal airfield
U
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
trimetrogon
U
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
air survey photography
U
عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
trunkair route
U
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
combat airlift support
U
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
airhead operations
U
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
country cover diagram
U
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
commandant of marine corps
U
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
component command
U
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
chalk commander
U
فرمانده سریال حرکت هوایی فرمانده سریال بار هوایی
air defense action area
U
منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
chalk number
U
شماره سریال بار هوایی شماره سریال حرکت هوایی
air position
U
موقعیت هوایی موقعیت هوایی هواپیما
eagle flight
U
نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
attached strength
U
استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
air defense readiness
U
وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
air distant support
U
پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
aerospace projection operations
U
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
air alert warning
U
اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
heavy lift
U
حمل و نقل هوایی سنگین واحد حمل و نقل هوایی سنگین
jetted
U
نیروی جت
total force
U
نیروی کل
jet
U
نیروی جت
jet propulsion
U
نیروی جت
jetting
U
نیروی جت
jets
U
نیروی جت
airhead line
U
خط سر پل هوایی
air raids
U
تک هوایی
acclimatization
U
هم هوایی
air raid
U
تک هوایی
aerobics
U
هوایی
flying bridge
U
پل هوایی
air attack
U
تک هوایی
overpasses
U
پل هوایی
overpass
U
پل هوایی
aerial
U
هوایی
overhead
U
هوایی
strikes
U
تک هوایی
skyway
U
پل هوایی
air
U
هوایی
aviation medicine
U
طب هوایی
airborne
U
هوایی
raiding
U
تک هوایی
raided
U
تک هوایی
airs
U
هوایی
raid
U
تک هوایی
aerials
U
هوایی
aerobic
U
هوایی
strike
U
تک هوایی
stuffiness
U
بد هوایی
aired
U
هوایی
airy
U
هوایی
raids
U
تک هوایی
aerial line
U
خط هوایی
air lane
U
خط هوایی
overhead conductor
U
خط هوایی
pneumatic
U
هوایی
air built
U
هوایی
air head
U
سر پل هوایی
overhead roadway
U
پل هوایی
overhead line
U
خط هوایی
linear distance
U
خط هوایی
aery
U
هوایی
atmospheric
U
هوایی
air drawn
U
هوایی
anti aircraft
U
ضد هوایی
over-pass
U
پل هوایی
air strike
U
تک هوایی
AA
U
ضد هوایی
friendlier
U
نیروی خودی
land forces
U
نیروی زمینی
navy
U
نیروی دریایی
navies
U
نیروی دریایی
osmotic force
U
نیروی راند
land force n
U
نیروی زمینی
water power
U
نیروی ابی
internal voltage
U
نیروی الکتروموتوری
people forces
U
نیروی پایداری
mains
U
نیروی برق
paratroop
U
نیروی چترباز
firepower
U
نیروی محرکه
labor
U
نیروی کارگری
amphibious force
U
نیروی اب خاکی
friendliest
U
نیروی خودی
friendly
U
نیروی خودی
joint force
U
نیروی مشترک
expeditionary forces
U
نیروی اعزامی
labor
U
نیروی انسانی
labor force
U
نیروی کار
friendlies
U
نیروی خودی
juvenility
U
نیروی جوانی
net force
U
نیروی برایند
gravitation
U
نیروی ثقل
marine forces
U
نیروی تفنگدار
nonaxial force
U
نیروی غیرمحوری
normal force
U
نیروی عمودی
mana
U
نیروی جادویی
man power
U
نیروی انسانی
man power
U
نیروی مردانه
mailed fist
U
نیروی مسلح
resutant force
U
نیروی برایند
naval forces
U
نیروی دریایی
militia
U
نیروی نظامی
muscularly
U
با نیروی ماهیچه
militias
U
نیروی نظامی
mechanized force
U
نیروی مکانیزه
net force
U
نیروی خالص
army of occupation
U
نیروی اشغالگر
resutant
U
نیروی برایند
resutant
U
نیروی خالص
intellect
U
نیروی عقلانی
albedo
U
نیروی بازتابش
intellects
U
نیروی عقلانی
dynamic
U
نیروی درونی
lorentz force
U
نیروی لورنتس
london force
U
نیروی لاندنی
naval
U
نیروی دریایی
osmotic force
U
نیروی اسمزی
lifting power
U
نیروی خیزش
lifting power
U
نیروی بالابری
vitality
U
نیروی حیاتی
magnemotive force
U
نیروی مغناطیسرانی
dynamic
U
نیروی مستقر
gravity
U
نیروی ثقل
nuclear power
U
نیروی هستهای
dynamically
U
نیروی مستقر
resutant force
U
نیروی خالص
dynamically
U
نیروی درونی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com