English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
snub U سربالا خاموش کردن
snubbed U سربالا خاموش کردن
snubbing U سربالا خاموش کردن
snubs U سربالا خاموش کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
shutdowns U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdown U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
uphill U سربالا
acclivous U سربالا
an upward glance U نگاه سربالا
cast up hill U سربالا ریختن
rises U سربالا رفتن
rise U سربالا رفتن
by the stern U قایق سربالا در اب
uphill U جاده سربالا دشوار
up hill U سربالا شیب سربالایی
hard U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hardest U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
harder U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
smother U خاموش کردن
to put out U خاموش کردن
hush U خاموش کردن
smothering U خاموش کردن
to snuff out U خاموش کردن
turn-offs U خاموش کردن
out U خاموش کردن
to switch off U خاموش کردن
turn-off U خاموش کردن
outed U خاموش کردن
turn off U خاموش کردن
out- U خاموش کردن
smothered U خاموش کردن
extinguish U خاموش کردن
extinguishing U خاموش کردن
quenching U خاموش کردن
extinguishes U خاموش کردن
turn out <idiom> U خاموش کردن
dout U خاموش کردن
put out U خاموش کردن
suffocate U خاموش کردن
suffocated U خاموش کردن
suffocates U خاموش کردن
smothers U خاموش کردن
suffocating U خاموش کردن
shut down U خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
turn out U باکلید خاموش کردن
stifled U خاموش کردن فرونشاندن
power U خاموش کردن یک وسیله
to talk down U خاموش یاساکت کردن
snuff U بافوت خاموش کردن
stifle U خاموش کردن فرونشاندن
stifles U خاموش کردن فرونشاندن
turn-off U خاموش کردن یاشدن
turn-offs U خاموش کردن یاشدن
turn off U خاموش کردن یاشدن
to laugh down U با خنده خاموش کردن
to shut down a reactor U راکتوری را خاموش کردن
to smother a flame U شعله ای را خاموش کردن
powering U خاموش کردن یک وسیله
powered U خاموش کردن یک وسیله
To dye ones hair. U موها را خاموش کردن
quenched U خاموش کردن ترساندن
powers U خاموش کردن یک وسیله
to blow out alamp U خاموش کردن چراغ
turn off <idiom> U بستن ،خاموش کردن
quenches U خاموش کردن ترساندن
fight the fire U اتش خاموش کردن
To extinguish a fire. U آتش را خاموش کردن
quench U خاموش کردن ترساندن
stiller U ساکت کردن خاموش شدن
still U ساکت کردن خاموش شدن
stillest U ساکت کردن خاموش شدن
power down U قطع برق خاموش کردن
stanch U خاموش کردن ساکت شدن
stills U ساکت کردن خاموش شدن
smolder U بی اتش سوختن خاموش کردن
radar silence U خاموش کردن موقتی رادارها
smoulders U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
light line U خط خاموش کردن چراغ خودروها
smouldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
to snuff out U در نتیجه گل گیری خاموش کردن
smouldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulder U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
smolders U بی اتش سوختن خاموش کردن
power U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
shut off <idiom> U بستن شیرآب یا خاموش کردن کلید برق
powers U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
to turn off U خاموش کردن انجام دادن بیرون اوردن
powering U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
To squash someone . U تو دهن کسی زدن ( اورا خاموش وخفه کردن )
powered U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
wet blanket U پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
powers U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powering U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
wet blankets U پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
power U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
muffle U خاموش کردن ساکت کردن
quench U دفع کردن خاموش کردن
still brith U خاموش کردن ساکت کردن
quenched U دفع کردن خاموش کردن
quenches U دفع کردن خاموش کردن
muffling U خاموش کردن ساکت کردن
muffles U خاموش کردن ساکت کردن
dumbest U لال کردن خاموش کردن
dumber U لال کردن خاموش کردن
dumb U لال کردن خاموش کردن
magnetic blowout U خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
fail U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
failed U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
touch U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
touches U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
soundless U خاموش
quiescent U خاموش
uncommunicative U خاموش
extinguished U خاموش
hist U خاموش
off U خاموش
on/off U خاموش
silent U خاموش
on-off button U خاموش
on/off light U خاموش
whist U خاموش
h! U خاموش
mumchance U خاموش
to burn out U خاموش شدن
go out U خاموش شدن
taciturn U کم سخن خاموش
reserved U خاموش کم حرف
extinguishable U خاموش کردنی
tight lipped U کم حرف خاموش
tight-lipped U کم حرف خاموش
extinctive U خاموش کننده
extinction U خاموش سازی
tacit U مقدر خاموش
to dry up U خاموش شدن
tight mouthed U کم حرف خاموش
extinguisher U خاموش کننده
silence U خاموش شدن
out U دستگاه خاموش
out- U دستگاه خاموش
stills U خاموش ساکت
outed U دستگاه خاموش
snuff U خاموش شدن
keep still U خاموش باش
he did not open his lips U خاموش ماند
inactive status U خط مشی خاموش
silenced U خاموش شدن
Quiet!silence! U خاموش ( ساکت ) !
inextinguishable U خاموش نشدنی
still U خاموش ساکت
stiller U خاموش ساکت
stillest U خاموش ساکت
quaker's meeting U انجمن خاموش
quenchless U خاموش نشدنی
silencing U خاموش شدن
silences U خاموش شدن
dry up U خاموش شدن
silencer U خاموش کننده
spark arrester U جرقه خاموش کن
silencers U خاموش کننده
to hold one's tongue U خاموش شدن
to keep silence U خاموش بودن
to keep silence U خاموش شدن
glumpy U خاموش وکدر
quiet U ساکن خاموش
to stand mute U خاموش ماندن
quietest U ساکن خاموش
power down U خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
silenced U خاموش اتش قطع
silences U خاموش اتش قطع
inextinguishably U بطور خاموش نشدنی
silencing U خاموش اتش قطع
fire engines U تلمبه اتش خاموش کن
fire engine U تلمبه اتش خاموش کن
fire extinguisher U خاموش کننده اتش
magnetic blow out U خاموش کننده مغناطیسی
mums U سکوت شخص خاموش
fire extinguishers U خاموش کننده اتش
lightning protection U با خاموش کننده مغناطیسی
snuff U خاموش سازی یافوت پف
his hope was snuffed out U چراغ امیدش خاموش شد
as hush as death U خاموش چون مردگان
magnetic blow out with U با خاموش کننده مغناطیسی
mum U سکوت شخص خاموش
to die out away off U خاموش شدن پژمردن
silence U خاموش اتش قطع
at pause U مکث کنان خاموش
extinct U منسوخه خاموش شده
strangle U یاد شده را خاموش کنید
blinks U روشن خاموش شدن چراغها
blinked U روشن خاموش شدن چراغها
i pause for a reply U خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
blink U روشن خاموش شدن چراغها
to lie low U در باب کارخود خاموش بودن
magnetic blow out arrester U برقگیر با خاموش کننده مغناطیسی
inextinct U از بین نرفته خاموش نشده
beacon off U رادارتعقیب هدف خود را خاموش کن
Turn off the light before you leave. U پیش از رفتن چراغ را خاموش کن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com