English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
initial fire request U درخواست ابتدایی اتش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
basic requisition number U درخواست ابتدایی
Other Matches
request modify U درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
call-ups U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call up U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-up U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
requisitioned U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioning U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitions U درخواست کردن درخواست وسایل
excess demand U درخواست بیش از حد درخواست اضافی
requisition U درخواست کردن درخواست وسایل
call mission U درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
requistioner U قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
requests U درخواست اماد کردن درخواست کردن
fire call U درخواست اتش توپخانه درخواست اتش
request U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requested U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requesting U درخواست اماد کردن درخواست کردن
elementary U ابتدایی
initials U ابتدایی
fundamental U ابتدایی
preliminaries U ابتدایی
preliminary U ابتدایی
infantile U ابتدایی
radicals U ابتدایی
radical U ابتدایی
rudimentary U ابتدایی
initial U ابتدایی
initialed U ابتدایی
initialing U ابتدایی
initialled U ابتدایی
initialling U ابتدایی
primitive U ابتدایی
primo U ابتدایی
basic U ابتدایی
primary U ابتدایی
basics U ابتدایی
original U ابتدایی
elementarily U ابتدایی
originals U ابتدایی
primitivization U ابتدایی شدن
prime impression U دعوی ابتدایی
protopathic sensitivity U حساسیت ابتدایی
primitive society U جامعه ابتدایی
primary U ابتدایی مقدماتی
prime color U رنگ ابتدایی
primer U باستانی ابتدایی
primers U باستانی ابتدایی
elementary gate U دریچه ابتدایی
elementary education U اموزش ابتدایی
lower courts U محاکم ابتدایی
rudiment U اولیه ابتدایی
elementary diagram U نمودار ابتدایی
initial pressure U فشار ابتدایی
basic training U تعلیمات ابتدایی
primary position U موضع ابتدایی
elementary function U تابع ابتدایی
grammar schools U مدرسه ابتدایی
graphics U شکل ابتدایی
grade school U مدرسه ابتدایی
grammar school U مدرسه ابتدایی
primary education U اموزش ابتدایی
abecedarian U مبتدی ابتدایی
high velocity U با سرعت ابتدایی زیاد
natives U قالب اولی یا ابتدایی
muzzle velocity U سرعت ابتدایی توپ
primitive cell U سلول واحد ابتدایی
infrastructure U ساختار یا سرویس ابتدایی
early German history U تاریخ ابتدایی آلمان
native U قالب اولی یا ابتدایی
incipience U وضع مقدماتی ابتدایی
incipincy U وضع مقدماتی ابتدایی
prototaxic mode U شیوه ادراکی ابتدایی
prep U مدرسه ابتدایی دبستان
low-tech U دارای فنآوری ابتدایی
incipient U اولیه مرحله ابتدایی
initial velocity U سرعت ابتدایی توپ
developed muzzle velocity U سرعت ابتدایی و حقیقی توپ
microprocessor U طرح قط عات ابتدایی در CPU
microprocessors U طرح قط عات ابتدایی در CPU
twopenny U کتاب اول ابتدایی بچه ها
triploblastic U دارای سه غشاء سلولی ابتدایی
primary U اولین یا ابتدایی یا بسیار مهم
initiator U چاشنی اولیه خرج ابتدایی
comparative ve U اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
basic U حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
skeletal code U برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
basics U حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
preprocess U اجرای سازمان ابتدایی و پردازش ساده داده
supercharge U خرجی که حداکثر سرعت ابتدایی با ان بدست می اید
grader U جاده صاف کن شاگرد مدرسه ابتدایی یامتوسطه
frameworks U ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
framework U ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
cpu U گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند
map U رسم یا نشان دادن روش ابتدایی صفحه کلید
escapement U تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
maps U رسم یا نشان دادن روش ابتدایی صفحه کلید
microprogram U مجموعه کامل ریز دستورات ابتدایی آماده در CPU
executed U دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
executes U دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
executing U دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
execute U دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
self- U سیستمی که معمولاگ در هنگام شروع بررسیهای ابتدایی را انجام میدهد
gastraea U رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
germ layer U یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
gastrea U رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
primitive U تابع ابتدایی که برای تولید تابعهای پیچیده تر به کار می رود. 2-
rates U بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
limit velocity U حداقل سرعت ابتدایی توپ یاخمپاره که بتوان با ان نفوذلازم را به دست اورد
NetBIOS U که به برنامههای کاربردی امکان انجام عملیات ابتدایی روی شبکه میدهد.
interlude U تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد
interludes U تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد
hypervelocity U سرعت دهانهای و ابتدایی توپی که از 0001 متر درثانیه بیشتر باشد
rate U بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
adlib U نوعی کارت صدا برای کامپیوترهای شخصی با نوارگردان ابتدایی و توابع MIDI
monitor U برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
monitored U برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
monitors U برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
power U تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powered U تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powering U تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powers U تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
kernel U توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است
kernels U توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است
tendering U درخواست
claims U درخواست
claimed U درخواست
claim U درخواست
postulating U درخواست
indent U درخواست
indenting U درخواست
tenderest U درخواست
tendered U درخواست
tender U درخواست
claiming U درخواست
postulate U درخواست
postulated U درخواست
postulates U درخواست
indents U درخواست
demands U درخواست
d. of a request U در درخواست
enquiry U درخواست
demanded U درخواست
demand U درخواست
suit U درخواست
suited U درخواست
applications U درخواست
imploration U درخواست
application U درخواست
suits U درخواست
requisitioning U درخواست
requested U درخواست
requisitions U درخواست
requesting U درخواست
request U درخواست
requisitioned U درخواست
appealed U درخواست
appeals U درخواست
supplication U درخواست
requests U درخواست
solicitation U درخواست
requisition U درخواست
requistion for money U درخواست
on request of which [at his request] U به درخواست او
appeal U درخواست
assignments U دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
adjunct register U ثبات بیت که در آن بیتهای ابتدایی اطلاعات کنترلی و سایر بیتها در اختیار برنامه است
assignment U دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
MDA U استاندارد آداپتور ویدیو که در سیستمهای PC ابتدایی به کار می رفت و متن را خط وطی از ستون ها نمایش میدهد
kernels U تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
basic U نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
basics U نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
kernel U تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
demanded <adj.> <past-p.> U درخواست شده
stock requisition U درخواست کالا
demand U درخواست مطالبه
supervisor request U درخواست نافر
supplicate U درخواست کردن
to g. any one's request U درخواست کسیراپذیرفتن
asking and ordering U درخواست و سفارش
put in for something <idiom> U درخواست چیزی
writ of subpoena U برگ درخواست
excess demand U درخواست مازاد
fire message U درخواست اتش
toa for a job or position U درخواست کارکردن
round robin U درخواست کتبی
purchase requisition U درخواست خرید
pleader U درخواست دادن
request signal U علامت درخواست
on call U بنا به درخواست
plead with U درخواست کردن
requisition line U خط درخواست اماد
speak for <idiom> U درخواست کردن
claimed <adj.> <past-p.> U درخواست شده
at the request of U به خواهش [به درخواست]
materials requisition U درخواست مواد
asked <adj.> <past-p.> U درخواست شده
to make an application [to apply] U درخواست کردن
rrayer U درخواست التماس
requisition number U شماره درخواست
solicit U درخواست کردن
applicants U درخواست دهنده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com