Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
splint
U
خرد وقطعه قطعه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
segments
U
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segment
U
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segmentation
U
تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
anatomize
U
قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
fragmenting
U
قطعه قطعه کردن
segment
U
قطعه قطعه کردن
segments
U
قطعه قطعه کردن
fragment
U
قطعه قطعه کردن
fragments
U
قطعه قطعه کردن
fritter
U
قطعه قطعه کردن
fritters
U
قطعه قطعه کردن
lobation
U
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
companion part
U
لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
planar
U
روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
jig
U
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs
U
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
fasted
U
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts
U
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest
U
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fast
U
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
time slicing
U
قطعه کردن زمان
mated
U
جفت کردن دو قطعه یک سیستم با هم
mate
U
جفت کردن دو قطعه یک سیستم با هم
mates
U
جفت کردن دو قطعه یک سیستم با هم
to perform a piece of music
U
قطعه موسیقی رادرست درساز ادا کردن
dismantling shot
U
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
mammock
U
ریزه کردن قطعه کردن
shadow RAM
U
روش بهبود کارایی PC با کپی کردن محتوای قطعه
shadow RAM
U
ROM به یک قطعه RAMسریع تر در هنگام روشن کردن کامپیوتر
powering
U
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powered
U
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power
U
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powers
U
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
fragmentation
U
قطعه قطعه شدن
sectional
U
قطعه قطعه بخشی
mainland
U
قطعه اصلی قطعه
label
U
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
selects
U
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
labelled
U
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labels
U
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
select
U
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
selected
U
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
labeling
U
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
shim
U
واشر نازکی از جنس فلز بادقت زیاد جهت پر کردن فاصله بین دو قطعه
fan
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fans
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
replication
U
1-قطعه یدکی درسیستم درصورت بروزخطا یا خرابی . 2-کپی کردن دکورد یا داده درمحل دیگری
preventative
U
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventive
U
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
link
U
اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
microcomputer
U
کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micros
U
کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micro
U
کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
segments
U
قطعه
components
U
قطعه
item
U
قطعه
line segment
U
قطعه خط
items
U
قطعه
calligraph
U
قطعه
plots
U
قطعه
plotted
U
قطعه
plot
U
قطعه
stretched
U
قطعه
stretches
U
قطعه
plank
U
قطعه
panes
U
قطعه
piece
U
قطعه
stretch
U
قطعه
pieces
U
قطعه
blocks
U
قطعه
blocked
U
قطعه
pane
U
قطعه
block
U
قطعه
scale
U
قطعه
sections
U
قطعه
section
U
قطعه
segment
U
قطعه
internode
U
قطعه
panels
U
قطعه
panel
U
قطعه
copyslip
U
قطعه
bloc
U
قطعه
blocs
U
قطعه
nugget
U
قطعه
nuggets
U
قطعه
tract
U
قطعه
tracts
U
قطعه
members
U
قطعه
member
U
قطعه
doit
U
قطعه
component
U
قطعه
goblet
U
قطعه
morceau
U
قطعه
trilobation
U
سه قطعه
smidgen
U
قطعه
chunks
U
قطعه
chunk
U
قطعه
fragments
U
قطعه
small scale integration
U
قطعه
slab
U
قطعه
extent
U
قطعه
slabs
U
قطعه
smidgin
U
قطعه
lobe
U
قطعه
lobes
U
قطعه
very large scale integration
U
قطعه
smidgeon
U
قطعه
snippy
U
قطعه
goblets
U
قطعه
snipped
U
قطعه
fragment
U
قطعه
fragmenting
U
قطعه
segmental
U
قطعه قطعه
wodges
U
قطعه
snip
U
قطعه
snipping
U
قطعه
part
U
قطعه
wodge
U
قطعه
piece part
U
قطعه یک پارچه
pericope
U
قطعه منتخب
replacement
U
تعویض قطعه
icicles
U
یخ پاره قطعه یخ
equulei
U
قطعه الفرس
dab
U
قطعه تکه
resident segment
U
قطعه مقیم
root segment
U
قطعه ریشهای
partitura
U
قطعه کامل
plat
U
قطعه نقشه
equuleus
U
قطعه الفرس
icicle
U
یخ پاره قطعه یخ
dabbed
U
قطعه تکه
dabs
U
قطعه تکه
frontal lobe
U
قطعه پیشانی
segmentation
U
قطعه سازی
hexastich
U
قطعه شش فردی
replacement part
U
قطعه یدکی
segmentation
U
قطعه بندی
sett
U
قطعه سنگفرش
program segment
U
قطعه برنامه
replacement part
U
قطعه جایگزینی
partitur
U
قطعه کامل
part number
U
شماره قطعه
fragments
U
قطعه باقیمانده
work
U
قطعه کار
worked
U
قطعه کار
temporal lobe
U
قطعه گیجگاهی
tension member
U
قطعه کششی
item
U
قطعه خبری
items
U
قطعه خبری
major assembly
U
قطعه عمده
magnetic component
U
قطعه مغناطیسی
fragmenting
U
قطعه باقیمانده
passages
U
تصویب قطعه
fragment
U
قطعه باقیمانده
mechanism
U
قطعه ماشینی
passage
U
تصویب قطعه
lobectomy
U
قطعه برداری
lobule
U
قطعه کوچک
theme song
U
قطعه تکراری
handset
U
تلفن در یک قطعه
handsets
U
تلفن در یک قطعه
parietal lobe
U
قطعه اهیانهای
overlay segment
U
قطعه جایگذاشت
time slice
U
قطعه زمان
in sections
U
د رچند قطعه
quad
U
قطعه سربی
quads
U
قطعه سربی
strip
U
قطعه باریک
occipital lobe
U
قطعه پس سری
stull
U
قطعه بزرگ
subassembly
U
یک قطعه جزء
midsection
U
قطعه میانی
replacements
U
تعویض قطعه
mechanisms
U
قطعه ماشینی
electric component
U
قطعه الکتریکی
fitting
U
قطعه اتصال
clearing block
U
قطعه بازدارنده
part
U
قطعه یدکی
concerto
U
قطعه موسیقی
versicle
U
قطعه کوچک
gussets
U
قطعه اتصال
pickling
U
قطعه شویی
casting
U
قطعه ریخته گی
workholder
U
نگهدارنده قطعه
work part
U
قطعه کار
opuses
U
قطعه موسیقی
opus
U
قطعه موسیقی
gusset
U
قطعه اتصال
concertos
U
قطعه موسیقی
vlsi
U
قطعه روی یک IC
unit assembly
U
یک قطعه مجزا
block
U
قطعه زمین
lot
U
پارچه قطعه
cannibalization
U
قطعه برداری
lobotomies
U
قطعه بری
stiffeners
U
قطعه تقویتی
blocked
U
قطعه زمین
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com