English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to blow out alamp U خاموش کردن چراغ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
light line U خط خاموش کردن چراغ خودروها
Other Matches
his hope was snuffed out U چراغ امیدش خاموش شد
Turn off the light before you leave. U پیش از رفتن چراغ را خاموش کن
to go out U خاموش شدن [شمع یا چراغ یا آتش یا سیگار]
black out U قطع کامل برق خاموش شدن چراغ ها خاموشی شهر
shutdown U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdowns U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
hardest U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hard U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
harder U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
to put out U خاموش کردن
smother U خاموش کردن
smothered U خاموش کردن
smothering U خاموش کردن
turn off U خاموش کردن
hush U خاموش کردن
quenching U خاموش کردن
turn-off U خاموش کردن
turn-offs U خاموش کردن
out U خاموش کردن
suffocates U خاموش کردن
dout U خاموش کردن
out- U خاموش کردن
put out U خاموش کردن
smothers U خاموش کردن
extinguish U خاموش کردن
outed U خاموش کردن
extinguishes U خاموش کردن
suffocating U خاموش کردن
to switch off U خاموش کردن
suffocated U خاموش کردن
turn out <idiom> U خاموش کردن
suffocate U خاموش کردن
extinguishing U خاموش کردن
to snuff out U خاموش کردن
shut down U خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
snubbed U سربالا خاموش کردن
snubbing U سربالا خاموش کردن
snubs U سربالا خاموش کردن
fight the fire U اتش خاموش کردن
powered U خاموش کردن یک وسیله
snub U سربالا خاموش کردن
To extinguish a fire. U آتش را خاموش کردن
powering U خاموش کردن یک وسیله
powers U خاموش کردن یک وسیله
power U خاموش کردن یک وسیله
quench U خاموش کردن ترساندن
to smother a flame U شعله ای را خاموش کردن
turn off <idiom> U بستن ،خاموش کردن
turn-offs U خاموش کردن یاشدن
quenches U خاموش کردن ترساندن
To dye ones hair. U موها را خاموش کردن
to laugh down U با خنده خاموش کردن
stifled U خاموش کردن فرونشاندن
to talk down U خاموش یاساکت کردن
to shut down a reactor U راکتوری را خاموش کردن
turn-off U خاموش کردن یاشدن
turn off U خاموش کردن یاشدن
snuff U بافوت خاموش کردن
quenched U خاموش کردن ترساندن
turn out U باکلید خاموش کردن
stifles U خاموش کردن فرونشاندن
stifle U خاموش کردن فرونشاندن
stillest U ساکت کردن خاموش شدن
still U ساکت کردن خاموش شدن
stiller U ساکت کردن خاموش شدن
radar silence U خاموش کردن موقتی رادارها
to snuff out U در نتیجه گل گیری خاموش کردن
stanch U خاموش کردن ساکت شدن
smolder U بی اتش سوختن خاموش کردن
power down U قطع برق خاموش کردن
smouldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulders U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulder U بی اتش سوختن خاموش کردن
smolders U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
stills U ساکت کردن خاموش شدن
smoldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
to douse the glim U چراغ راخاموش کردن
power U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
shut off <idiom> U بستن شیرآب یا خاموش کردن کلید برق
powers U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powering U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
to turn off U خاموش کردن انجام دادن بیرون اوردن
powered U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
lucubrate U بانور چراغ کار کردن
To squash someone . U تو دهن کسی زدن ( اورا خاموش وخفه کردن )
to work by candle light U شب کاری کردن دود چراغ خوردن
wet blanket U پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
powers U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
wet blankets U پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
powered U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powering U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
to switch on the dipped [dimmed] headlights U چراغ نور پایین [ماشین] را روشن کردن
To turn on the light(radio, T. V). U چراغ ( رادیو ؟تلویزیون وغیره ) راروشن کردن
To turn off the lights. (T. V. ,radio). U چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
muffles U خاموش کردن ساکت کردن
muffling U خاموش کردن ساکت کردن
muffle U خاموش کردن ساکت کردن
still brith U خاموش کردن ساکت کردن
quenches U دفع کردن خاموش کردن
quenched U دفع کردن خاموش کردن
dumb U لال کردن خاموش کردن
quench U دفع کردن خاموش کردن
dumbest U لال کردن خاموش کردن
dumber U لال کردن خاموش کردن
magnetic blowout U خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
fail U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
failed U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
touch U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
touches U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
mumchance U خاموش
on-off button U خاموش
on/off U خاموش
on/off light U خاموش
extinguished U خاموش
quiescent U خاموش
whist U خاموش
soundless U خاموش
off U خاموش
uncommunicative U خاموش
silent U خاموش
hist U خاموش
h! U خاموش
silencing U خاموش شدن
reserved U خاموش کم حرف
tight lipped U کم حرف خاموش
silences U خاموش شدن
to keep silence U خاموش شدن
Quiet!silence! U خاموش ( ساکت ) !
quiet U ساکن خاموش
to stand mute U خاموش ماندن
silenced U خاموش شدن
silence U خاموش شدن
tight-lipped U کم حرف خاموش
to keep silence U خاموش بودن
tacit U مقدر خاموش
quietest U ساکن خاموش
to hold one's tongue U خاموش شدن
extinguishable U خاموش کردنی
extinctive U خاموش کننده
inextinguishable U خاموش نشدنی
keep still U خاموش باش
spark arrester U جرقه خاموش کن
extinguisher U خاموش کننده
glumpy U خاموش وکدر
taciturn U کم سخن خاموش
to burn out U خاموش شدن
stillest U خاموش ساکت
to dry up U خاموش شدن
he did not open his lips U خاموش ماند
snuff U خاموش شدن
out U دستگاه خاموش
go out U خاموش شدن
stills U خاموش ساکت
outed U دستگاه خاموش
extinction U خاموش سازی
stiller U خاموش ساکت
quenchless U خاموش نشدنی
silencer U خاموش کننده
still U خاموش ساکت
silencers U خاموش کننده
dry up U خاموش شدن
quaker's meeting U انجمن خاموش
tight mouthed U کم حرف خاموش
inactive status U خط مشی خاموش
out- U دستگاه خاموش
power down U خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
silence U خاموش اتش قطع
extinct U منسوخه خاموش شده
silencing U خاموش اتش قطع
to die out away off U خاموش شدن پژمردن
fire extinguishers U خاموش کننده اتش
silences U خاموش اتش قطع
fire engine U تلمبه اتش خاموش کن
at pause U مکث کنان خاموش
silenced U خاموش اتش قطع
lightning protection U با خاموش کننده مغناطیسی
mums U سکوت شخص خاموش
as hush as death U خاموش چون مردگان
magnetic blow out with U با خاموش کننده مغناطیسی
magnetic blow out U خاموش کننده مغناطیسی
fire engines U تلمبه اتش خاموش کن
mum U سکوت شخص خاموش
fire extinguisher U خاموش کننده اتش
inextinguishably U بطور خاموش نشدنی
snuff U خاموش سازی یافوت پف
nightlights U چراغ کم سو
lamp چراغ
nightlight U چراغ کم سو
lamps U چراغ
white steaming light U چراغ
lampad U چراغ
lampers U چراغ
lamplighter U چراغ چی
overtaking light U چراغ
wordless U غیرقابل بیان با لغات خاموش
inextinct U از بین نرفته خاموش نشده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com