Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
corrosion control
U
جلوگیری و کنترل خوردگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
passivating
U
پوشاندن سطح فلزات با لایهای از مواد خنثی یا بی اثربرای جلوگیری از خوردگی الکتروشیمیائی
nonprint
U
پالسی که از چاپ سطری تحت کنترل ماشین جلوگیری میکند
hair crack
U
شکاف خوردگی ترک خوردگی
carriers
U
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carrier
U
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
cascade control
U
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
electronic
U
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
task
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tokens
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt
U
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor
U
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel
U
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
executive
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time
U
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executives
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loop
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
radio control
U
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control
U
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron
U
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
U
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ
U
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
inventory control
U
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
abrasion
U
خوردگی
abrasions
U
خوردگی
erosion-corrosion
U
خوردگی
chafe
U
خوردگی
corrsion
U
خوردگی
chafes
U
خوردگی
chafing
U
خوردگی
erosion
U
خوردگی
corrosion
U
خوردگی
wears
U
خوردگی
wear
U
خوردگی
search jammer
U
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
turmoil
U
بهم خوردگی
backfall
U
زمین خوردگی
collission
U
بهم خوردگی
folium
U
چین خوردگی
fissuration
U
ترک خوردگی
electrolytic corrosion
U
خوردگی الکترولیتی
indisposedness
U
بهم خوردگی
folding
U
چین خوردگی
uneasiness
U
بهم خوردگی
ricked
U
پیچ خوردگی
electrochemical corrosion
U
خوردگی الکتروشیمیایی
galvanic corrosion
U
خوردگی گالوانیکی
ricking
U
پیچ خوردگی
cracking
U
ترک خوردگی
ricks
U
پیچ خوردگی
graphitic corrosion
U
خوردگی گرافیتی
screw
U
پیچ خوردگی
shrinkage
U
چروک خوردگی
disbandment
U
برهم خوردگی
erosion corrosion
U
خوردگی- فرسودگی
cancellation
U
قلم خوردگی
rick
U
پیچ خوردگی
wrinkles
U
چین خوردگی
twist
U
پیچ خوردگی
intercrystalline corrosion
U
خوردگی کریستالی
kink
U
پیچ خوردگی
surface corrosion
U
خوردگی سطحی
fraction
U
ترک خوردگی
fractions
U
ترک خوردگی
muss
U
بهم خوردگی
rugosity
U
چروک خوردگی
pliature
U
چین خوردگی
ruga
U
تاب خوردگی
corrosive action
U
اثر خوردگی
queasiness
U
بهم خوردگی
wrinkle
U
چین خوردگی
twisting
U
پیچ خوردگی
twists
U
پیچ خوردگی
rancidity
U
باد خوردگی
inurement
U
پینه خوردگی
wrinkling
U
چین خوردگی
screws
U
پیچ خوردگی
vermiculation
U
کرم خوردگی
crossing out
U
قلم خوردگی
induration
U
پینه خوردگی
torsion
U
پیچ خوردگی
cavities
U
کرم خوردگی دندان
slight cold
U
سرما خوردگی کم یا جزئی
folds
U
چین خوردگی زمین
folded
U
چین خوردگی زمین
fold
U
چین خوردگی زمین
turn
U
پیچ خوردگی قرقره
turn one's stomach
<idiom>
U
باعث حال به هم خوردگی
cavity
U
کرم خوردگی دندان
turns
U
پیچ خوردگی قرقره
revolt
U
بهم خوردگی انقلاب
hot crack
U
ترک خوردگی گرم
he is recovered from his cold
U
سرما خوردگی او برطرف شد
caries
U
کرم خوردگی دندان
trainsick
U
دچاربهم خوردگی حال
worm hole
U
جای کرم خوردگی
indispositions
U
بهم خوردگی مزاج
amusement
U
فریب خوردگی پذیرایی
amusements
U
فریب خوردگی پذیرایی
indisposition
U
بهم خوردگی مزاج
stress corrosion
U
خوردگی در اثر تنش
revolts
U
بهم خوردگی انقلاب
anticorrosive protection
U
حفافت در برابر خوردگی
folding test
U
ازمایش چین خوردگی
deceptions
U
حیله فریب خوردگی
deception
U
حیله فریب خوردگی
corrosion pit
U
فرورفتگی در اثر خوردگی
disorderliness
U
اختلال بهم خوردگی
bending over test
U
ازمایش چین خوردگی
ctrl
U
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
upset _
U
برهم زنی بهم خوردگی
he is rather i. than sick
U
بهم خوردگی یاساکت دارد
corrosion
U
زنگ خوردگی فرسایش شیمیایی
cold cracking
U
ترک خوردگی فلز سرد
cross folding test
U
ازمایش چین خوردگی عرضی
wear
U
فرسایش خوردگی جنگ افزارها
wears
U
فرسایش خوردگی جنگ افزارها
stainless steel
U
فولاد مقاوم در برابر خوردگی
apt
U
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet
U
صفحه کنترل چارت کنترل
control statement
U
حکم کنترل دستور کنترل
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
to knock under
U
تن دردادن اقراربزمین خوردگی کردن ازپادرامدن
corrosion resistant
U
مقاومت در برابر خوردگی وزنگ زدگی
carsick
U
مبتلا به بهم خوردگی حال دراتومبیل
control stick
U
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
seasickness
U
تهوع وبهم خوردگی حال در سفر دریا
structural damage
U
خسارت ناشی از خرابی یاترک خوردگی ساختمان
seasick
U
مبتلا به استفراغ وبهم خوردگی حال در سفردریا
nurse a cold
U
سرما خوردگی را ماندن درخانه علاج کردن
oxygen tents
U
چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
oxygen tent
U
چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
varus
U
پیچ خوردگی پابسوی درون چنبرشدگی پاازدرون
windage
U
پیچ خوردگی حرکت دادن دستگاه درجه درسمت
airsick
U
مبتلا بکسالت و بهم خوردگی مزاج در اثر پرواز
monel
U
الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation
U
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
crevice corrosion
U
خوردگی ناشی از وجود ترک مویی یا درز در ساختمان یک قطعه
subroutine
U
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
damask
U
سیاهی و یارنگی که براثر خوردگی روی فولاد صیقلی فاهر میشود
control officer
U
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
remote control
U
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode
U
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
plasma plating
U
ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
simple network management protocol
U
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
pitting corrosion
U
سوراخهائی که در سطح بتن یا فلز در اثر خوردگی ایجاد میشود و به کرم خوراکی معروف است
basic
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests
U
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
restraints
U
جلوگیری
arrested
U
سد جلوگیری
countercheck
U
جلوگیری
obstruction
U
جلوگیری
restraint
U
جلوگیری
forbiddance
U
جلوگیری
interdiction
U
جلوگیری
contraception
U
جلوگیری
arrests
U
سد جلوگیری
prevention
U
جلوگیری
arrest
U
سد جلوگیری
interception
U
جلوگیری
premunition
U
جلوگیری
stoppages
U
جلوگیری
stoppage
U
جلوگیری
suppression
U
جلوگیری
obstructions
U
جلوگیری
debarment
U
جلوگیری
prevented
U
جلوگیری کردن
arrest
U
جلوگیری کردن
keeps
U
جلوگیری کردن
prevent
U
جلوگیری کردن از
preventing
U
جلوگیری کردن
prevent
U
جلوگیری کردن
keep
U
جلوگیری کردن
prevented
U
جلوگیری کردن از
check
U
جلوگیری کردن از
checked
U
جلوگیری کردن از
inhibitions
U
جلوگیری از بروزاحساسات
accident prevention
U
جلوگیری از سانحه
inhibition
U
جلوگیری از بروزاحساسات
inhibitor
U
جلوگیری کننده
prevents
U
جلوگیری کردن از
prevents
U
جلوگیری کردن
preclusive
U
جلوگیری کننده
preventing
U
جلوگیری کردن از
arrest
U
جلوگیری از سقوط
preservatives
U
ماده جلوگیری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com