Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
truth table
U
جدول درستی جذول صحت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
truth table
U
جدول درستی
Veitch diagram
U
نمایش گرافیکی جدول درستی
manning table
U
جدول تعیین مشاغل جدول وفایف پرسنل
symbol table
U
جدول نمادها جدول نمادی
dive schedule
U
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
spelling table
U
جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
correction index
U
جدول تصحیح خطای توپ جدول تصحیح یا تصحیحات
duly
<adv.>
U
به درستی
justly
<adv.>
U
به درستی
properly
<adv.>
U
به درستی
rightfully
<adv.>
U
به درستی
justly
U
به درستی
accuracy
U
درستی
legitimacy
U
درستی
exactitude
U
درستی
integrity
U
درستی
trueness
U
درستی
uprightness
U
درستی
correctness
U
درستی
exactness
U
درستی
aright
<adv.>
U
به درستی
correctly
<adv.>
U
به درستی
precision
U
درستی
rightly
<adv.>
U
به درستی
justness
U
درستی
straightness
U
درستی
integrality
U
درستی
soundness
U
درستی
imprecision
U
نا درستی
genuineness
U
درستی
rightfulness
U
درستی
preciseness
U
درستی
fidelity
U
درستی
validity
U
درستی
rightness
U
درستی
correctitude
U
درستی
justice
U
درستی دادگستری
rectitude
U
راستی درستی
propriety of behaviour
U
درستی رفتار
truth value
U
ارزش درستی
validation
U
تنفیذ درستی
to verifty a staement
U
درستی ونادرستی
honestly
U
از روی درستی
the a of a trans lation
U
درستی ترجمه
damchi
U
راستی و درستی
honesty
U
درستکاری درستی
approximately
U
تقریبا به درستی
truth
U
درستی صداقت
truths
U
درستی صداقت
accuracy
U
درجه دقت درستی
functioned
U
انجام عمل به درستی
in the wrong
<idiom>
U
اشتباه ،درستی حقیقت
line up
<idiom>
U
به درستی میزان کردن
uprightaess
U
درستی راستی عدالت
functions
U
انجام عمل به درستی
to foel
U
حال درستی نداشتن
bona fide
U
به طور جدی به درستی
function
U
انجام عمل به درستی
tracks
U
دنبال کردن یک مسیر به درستی
tracked
U
دنبال کردن یک مسیر به درستی
track
U
دنبال کردن یک مسیر به درستی
true false test
U
ازمایش درستی ونادرستی چیزی
to vouch for any one's honesty
U
ضمانت درستی کسی را کردن
He seems to be an honest man.
U
آدم درستی بنظرمی آید
cynic
<adj.>
U
بدگمان نسبت به درستی ونیکوکاری بشر
accurately
U
به درستی و بدون هر گونه خطا
cynical
<adj.>
U
بدگمان نسبت به درستی ونیکوکاری بشر
cynically
U
بدگمان نسبت به درستی ونیکوکاری بشر
to prove a will
U
درستی و اعتباروصیت نامهای را محقق نمودن
Are we on the right road for ... ?
آیا ما در جاده درستی برای ... هستیم؟
time
U
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
timed
U
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
times
U
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
to check off
U
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
check
U
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
checks
U
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
one element
U
تابع منط قی که در صورت درستی ورودی خروجی درست میدهد
hyphenation
U
تنظیم خط وط با پهنای مشخص به تقسیم کلمات طولانی در انتهای هر خط به درستی
checked
U
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
probabiliorism
U
عقیده باینکه بهر طرف بیشتراحتمال درستی دارد بایدروی اورد
supervising
U
بررسی دقیق اینکه آیا کار به درستی انجام شده یا خیر
supervises
U
بررسی دقیق اینکه آیا کار به درستی انجام شده یا خیر
supervised
U
بررسی دقیق اینکه آیا کار به درستی انجام شده یا خیر
supervise
U
بررسی دقیق اینکه آیا کار به درستی انجام شده یا خیر
partial RAM
U
قطعه RAM که فقط یک بخش آن به درستی کار میکند در قط عات جدید
comparator
U
وسیله منط قی که درستی خروجی آن درست است که ورودیها با هم فرق کنند
stopping
U
ن شود پیام به درستی دریافت شده است پیش از ارسال بیشتر داده
stopped
U
ن شود پیام به درستی دریافت شده است پیش از ارسال بیشتر داده
stop
U
ن شود پیام به درستی دریافت شده است پیش از ارسال بیشتر داده
stops
U
ن شود پیام به درستی دریافت شده است پیش از ارسال بیشتر داده
align
U
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligned
U
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
nonaligned
U
که به درستی در ارتباط با یکیدرگ قرار نگرفته اند تا کار این بهینه داشته باشند
aligns
U
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
acknowledge
U
کدی که گیرنده می فرستد تا به فرستنده اعلام کند یام به درستی دریافت شده است
aligning
U
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
acknowledges
U
کدی که گیرنده می فرستد تا به فرستنده اعلام کند یام به درستی دریافت شده است
acknowledging
U
کدی که گیرنده می فرستد تا به فرستنده اعلام کند یام به درستی دریافت شده است
table
U
جدول
curb
U
جدول
curbing
U
جدول
curbed
U
جدول
kerbs
U
جدول
kerb
U
جدول
curbs
U
جدول
tabled
U
جدول
chamfered kerb
U
جدول پخ
scale
U
جدول
tabling
U
جدول
tables
U
جدول
border stone
U
جدول
charted
U
جدول
logs
U
جدول
scheduled
U
جدول
log
U
جدول
schedules
U
جدول
tableaux
U
جدول
tableaus
U
جدول
tableau
U
جدول
kerb=curb
U
جدول
chart
U
جدول
charts
U
جدول
irrigation channel
U
جدول
charting
U
جدول
schedule
U
جدول
drop
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
drops
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
dropped
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
soak
U
اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
dropping
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
soaks
U
اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
supply schedule
U
جدول عرضه
lookup table
U
جدول مراجعه
symbol table
U
جدول علامت
cross word puzzle
U
جدول معمایی
manning table
U
جدول مشاغل
conversion table
U
جدول تبدیل
station bill
U
جدول محلها
multiplication table
U
جدول ضرب
nomogram
U
جدول محاسباتی
symbolic table
U
جدول علائم
contingency table
U
جدول وابستگی
matrix
U
جدول اعداد
decision table
U
جدول تصمیم
crossword puzzle
U
جدول معمایی
symbol table
U
جدول نمادها
look up table
U
جدول مراجعهای
cross word
U
جدول لغز
sulcate
U
جدول دار
list
U
سیاهه جدول
data table
U
جدول داده ها
matrixes
U
جدول اعداد
cross word
U
جدول معمائی
decision table
U
جدول تصمیمی
decimal table
U
جدول تصمیمی
demand schedule
U
جدول تقاضا
loading chart
U
جدول بارگیری
lip kerb
U
جدول پهن
leontief table
U
جدول لئونتیف
multiplication tables
U
جدول بس شماری
kerbstone
U
سنگ جدول
frequency table
U
جدول بسامد
function table
U
جدول تابعی
kerb stone
U
سنگ جدول
karnaugh map
U
جدول کارنو
multiplication tables
U
جدول ضرب
range table
U
جدول تیرتوپ
probability table
U
جدول احتمالات
indifference schedule
U
جدول بی تفاوتی
raised kerb
U
جدول بلند
flush kerb
U
جدول همکف
loading table
U
جدول بارگیری
state table
U
جدول حالات
deviation table
U
جدول انحراف
double entry table
U
جدول دو سویی
two way table
U
جدول دو سویی
embarkation table
U
جدول بارگیری
fourfold table
U
جدول چهارخانه
rounded kerb
U
جدول گرد
road movement table
U
جدول راهپیمایی
expectancy table
U
جدول انتظار
external table
U
جدول برونی
fender curbs
U
جدول محافظ
firing table
U
جدول تیر
firing table
U
جدول تیراندازی
slope kerb
U
جدول شیبدار
consumption schedule
U
جدول مصرف
cell
U
خانه جدول
tabling
U
لوح جدول
time table
U
جدول زمانی
time log
U
جدول زمان
tide table
U
جدول کشند
text chart
U
جدول نوشتاری
tabulate
U
جدول بندی
tabulated
U
جدول بندی
tariff schedule
U
جدول تعرفه
tabulates
U
جدول بندی
tabulator
U
جدول نویس
tabulating
U
جدول بند
tables
U
لوح جدول
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com