English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
soak U خیساندن
soak U خیس خوردن رسوخ کردن
soak U بوسیله مایع اشباع شدن
soak U غوطه دادن
soak U دراب فرو بردن
soak U عمل خیساندن خیس خوری
soak U غوطه
soak U غوطه وری
soak U غسل
soak U نمزار
soak U اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
soak up <idiom> U خاصیت جنب کردنداشتن
water soak U در اب خیساندن
water soak U در اب صابون زدن
to soak out the salt of U توی اب گذاشتن وکم نمک کردن
to soak oneself U زیاد نوشابه خوردن
to let the peas soak overnight U نخودها را در مدت شب بگذارند بخیسند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com