Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
imposed deformation
U
تغییر شکل اعمال شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
intervention
U
عمل اعمال تغییر در سیستم
interventions
U
عمل اعمال تغییر در سیستم
modification
U
تغییر اعمال شده به چیزی
alteration
U
تغییر اعمال شده
backout
U
ذخیره کردن فایل در محل اصلی پیش از اعمال هر گونه تغییر
modulator
U
مدار الکترونیکی که سیگنال را طبق سیگنال اعمال شده تغییر میدهد
Other Matches
agents
U
مجموعهای از دستورات یا اعمال که خودکار روی یک داده یا فایل مشخص اعمال می شوند
agent
U
مجموعهای از دستورات یا اعمال که خودکار روی یک داده یا فایل مشخص اعمال می شوند
contructive larcency
U
مقصودسرقتی است که از مجموعه اعمال یک عده یا یک فرد ناشی شود در حالتی که این اعمال به تنهایی فاقد هر نوع وصف جنایی باشد
brain washing
U
مغزشویی روشی که به وسیله ان و ازطریق اعمال تدابیر و اعمال مختلف افکار و اعتقادات فردرا زایل و اعتقادات دیگری راجایگزین ان می کنند
erasable
U
قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
end strings
U
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked
U
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions
U
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition
U
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangover
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect
U
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
hangovers
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
varies
U
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary
U
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
plastic
U
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
variable area nozzle
U
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
changed
U
تغییر کردن تغییر دادن
change over
U
تغییر روش تغییر رویه
change
U
تغییر کردن تغییر دادن
changes
U
تغییر کردن تغییر دادن
changing
U
تغییر کردن تغییر دادن
fm
U
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
doings
U
اعمال
applications
U
اعمال
undertakings
U
اعمال
application
U
اعمال
acts
U
اعمال
exercise
U
اعمال
exercising
U
اعمال
exercises
U
اعمال
exertions
U
اعمال
exercised
U
اعمال
exertion
U
اعمال
exercising a right
U
اعمال حق
cycled
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
imposes
U
اعمال نفوذکردن
willable
U
قابل اعمال
applies
U
اعمال کردن
exertion
U
اعمال زور
exertions
U
اعمال زور
peonage
U
اعمال شاقه
galleys
U
اعمال شاقه
labourhardl
U
اعمال شاقه
apply
U
اعمال کردن
lobbying
U
اعمال نفوذ
impose
U
اعمال نفوذکردن
showing partial views
U
اعمال نظر
strong arm
U
اعمال زورکردن
the galleys
U
اعمال شاقه
exert
U
اعمال کردن
exerted
U
اعمال کردن
to have the pull of
U
اعمال نفوذکردن بر
exerting
U
اعمال کردن
exerts
U
اعمال کردن
takeovers
U
اعمال کنترل
takeover
U
اعمال کنترل
applying
U
اعمال کردن
preventative actions
U
اعمال بازدارنده
strong-arm
U
اعمال زورکردن
hard labour
U
اعمال شاقه
exercising force
U
اعمال زور
impressment
U
اعمال زور
applicative
U
اعمال کردنی
applier
U
اعمال کننده
applicatory
U
اعمال شدنی
hard labor
U
اعمال شاقه
workable
U
قابل اعمال
applicator
U
اعمال کننده
counter march
U
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
house keeping operation
U
اعمال خانه داری
To bring pressure to bear . To exert pressure .
U
اعمال فشار کردن
to use one's influence upon
U
اعمال نفوذ کردن بر
non serverign acts
U
اعمال تصدی دولت
imprisonment with hard labour
U
حبس با اعمال شاقه
penal servitude
U
حبس با اعمال شاقه
embraceor
U
اعمال نفوذ کننده
copy protection
U
جلوگیری از اعمال کپی
use one's influence
U
اعمال نفوذ کردن
showing partial views
U
اعمال نظر کردن
unfair trade practice
U
اعمال تجاری نادرست
governance
U
اعمال قوه اختیارداری
undue influence
U
اعمال نفوذ ناروا
To use force(violence)
U
اعمال زور کردن
fet
U
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
applied magnetic field
U
میدان مغناطیسی اعمال شده
embracer
U
کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
jars
U
اعمال شوک شدید به یک وسیله
encode
U
اعمال قوانین کد به برنامه یا داده
squeeze
U
[آبگیری از فرش با اعمال فشار]
encodes
U
اعمال قوانین کد به برنامه یا داده
confidential
U
است نه اعمال تصدی موجودباشد
jar
U
اعمال شوک شدید به یک وسیله
jarred
U
اعمال شوک شدید به یک وسیله
capitalization
U
اعمال سیستم سرمایه داری
put on
U
اعمال کردن بکار گماردن
actions
U
شی که کاربر باید به آن عمل را اعمال کند
action
U
شی که کاربر باید به آن عمل را اعمال کند
powers
U
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
powering
U
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
procrustean
U
بوسیله اعمال زورکاری از پیش برنده
the exercised thier veto
U
انها حق وتوی خود را اعمال کردند
powered
U
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power
U
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
pulse
U
اعمال ولتاژ با دوره کوتاه به یک مدار
technology
U
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
technologies
U
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
embracery
U
اعمال نفوذاز راه رشوه یا تهدیدوغیره
pulsed
U
اعمال ولتاژ با دوره کوتاه به یک مدار
track records
U
آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track record
U
آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
angular travel
U
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
power
U
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
embracery
U
جرم اعمال نفوذ در هیئت منصفه یا دادگاه
arguments
U
متغیری که یک عملگر یا تابع روی آن اعمال میشود
dynamic
U
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود
powered
U
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powering
U
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
embraceor
U
متهم به اعمال نفوذ درهیئت منصفه یا دادگاه
dynamically
U
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود
powers
U
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
argument
U
متغیری که یک عملگر یا تابع روی آن اعمال میشود
arithmetic
U
تابع ریاضی اعمال شده روی داده
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
non procedural language
U
بلکه یک مجموعه قواعدی وضع میکند که اعمال می شوند
impressure
U
اعمال نیرو بر روی چیزی فشار و زور درامری
correctional custudy
U
روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
syntax
U
قوانین گرامری اعمال شده به یک زبان برنامه نویسی
hash
U
عدد ایجاد شده پس از اعمال کلید در تابع hash
knowledge
U
دستورات و دانش خبره را در یک فیلد مشخص اعمال میکند
interactive
U
پردازش آن و اعمال عکس العمل بلاد رنگ روی آن
omnia pressumuntur solemniter
U
اصل بر صحیح انجام شدن همه اعمال است
phosphor
U
مادهای که در اثر اعمال انرژی نور تولید میکند
equitable mortgage
U
از اعمال طرفین یک عمل یا تاسیس حقوقی ناشی میشود
take over bid
U
پیشنهاد خرید سهام یک شرکت برای اعمال کنترل
head pessure
U
فشار اعمال شده توسط یک سیال به سبب ارتفاع ستون ان
condition
U
وضعیتی که پس از اعمال چندین خطا روی داده انجام میشود
stables
U
وضعیت حافظه وقتی هیچ سیگنال خارجی اعمال نشود
stochastic model
U
نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
diode
U
دیور نیمه هادی که در صورت اعمال جریان نور منتشرمیکند
case law
U
رویهای که قاضی CL در موضوع خاصی اعمال میکند و از ان به بعدسابقه میشود
transformational rules
U
مجموعه قوانین اعمال شده به داده که باید به صورت کد در بیایند
stable
U
وضعیت حافظه وقتی هیچ سیگنال خارجی اعمال نشود
crunches
U
بیان فرفیت کامپیوتر برای پردازش اعداد و انجام اعمال ریاضی
recompile
U
کامپایل کردن برنامه اصلی مجددا پس از اعمال تغییرات یا رفع خطا
open
U
کد تابع که وقتی دستور فراخوان اعمال شد در حافظه کپی شده است
jumpers
U
مدار یا وسیلهای که وضعیتهای آن با اعمال اتصالات مختلف قابل انتخاب است
crunch
U
بیان فرفیت کامپیوتر برای پردازش اعداد و انجام اعمال ریاضی
crunched
U
بیان فرفیت کامپیوتر برای پردازش اعداد و انجام اعمال ریاضی
opened
U
کد تابع که وقتی دستور فراخوان اعمال شد در حافظه کپی شده است
opens
U
کد تابع که وقتی دستور فراخوان اعمال شد در حافظه کپی شده است
jumper
U
مدار یا وسیلهای که وضعیتهای آن با اعمال اتصالات مختلف قابل انتخاب است
design maximum weight
U
حداکثر وزن محاسبه شدهای برای اعمال تنش به ساختمان هواپیما
input
U
سیگنالهای الکتریکی که به مدارهای مربوطه اعمال می شوند تا عملیات را انجام دهند
light
U
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
led
U
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
crystals
U
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
lightest
U
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
crystal
U
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
inputted
U
سیگنالهای الکتریکی که به مدارهای مربوطه اعمال می شوند تا عملیات را انجام دهند
lighted
U
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
parliamentarism
U
سیستمی که در ان قوه مجریه درمقابل پارلمان جوابگو ومسئول اعمال خود باشد
powers
U
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
power
U
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
condominium
U
اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
powering
U
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
condominiums
U
اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
powered
U
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
corporate model
U
نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
quiescent
U
وضعیت فرآیند یا مدار یا وسیله وقتی که هیچ سیگنال ورودی اعمال نشده باشد
texel
U
مجموعه پیکسل ها که به عنوان واحد مجزا هنگام اعمال یک تط بیق روی شی به کار می روند
bad break
U
مشکلی که گاهی در نرم افزار کلمه پرداز با اعمال خودکار فاصله ایجاد میشود
biotechnology
U
ان قسمت از مباحث فنی که مربوط به اعمال قواعد زیست شناسی درانسان وماشین الات است
impedance
U
اندازه گیری تاثیر مدار الکتریکی روی سیگنال مغناطیسی شده دارد پس از اعمال ولتاژ
end
U
توابعی که پیش از اتمام اجرای برنامه انجام می شوند تا توابع خاص سیستم را اعمال کنند
expandsionism
U
اعتقاد به لزوم بسط اراضی کشور از طریق اعمال قدرت نظامی یااقتصادی یا هر وسیله دیگر
maintenance
U
جلوگیری ازاستهلاک یا کند کردن استهلاک ماشینها و وسایل صنعتی ازطریق اعمال طرق فنی
decision
U
نمایش گرافیکی جدولی تصمیم گیری که مسیرها و اعمال مناسب در شراطی مختلف را نشان میدهد
decisions
U
نمایش گرافیکی جدولی تصمیم گیری که مسیرها و اعمال مناسب در شراطی مختلف را نشان میدهد
ends
U
توابعی که پیش از اتمام اجرای برنامه انجام می شوند تا توابع خاص سیستم را اعمال کنند
vital necessity
U
پدیدهای که دولتها با توسل به ان بسیاری از اعمال غیر منطقی یا نامشروع یا تجاوزکارانه خود را توجیه می کنند
else rule
U
قانون منط ق برنامه دریک دستور -IF Then برای اعمال IF دیگر اگر شرط -IF Then برقرار نبود
policy of contianment
U
سیاست بازدارندگی اعمال سیاستی که باعث تحدید و توقف اقدامات سیاسی کشور دیگری بشود
escape character
U
ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
ended
U
توابعی که پیش از اتمام اجرای برنامه انجام می شوند تا توابع خاص سیستم را اعمال کنند
rule of law
U
قانون تساوی افراد در برابرقانون و قابل رسیدگی بودن اعمال مامورین دولت درمحاکم عمومی
recital
U
قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
new deal
U
روش سیاسی جدیدی که از دوران روزولت اعمال ان از طرف دولت ایالات متحده امریکا شروع شد
recitals
U
قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
evangelic
U
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
actual address
U
کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اعمال میشود و فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند.
evangelical
U
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
liquid crystal displays
U
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
liquid crystal display
U
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
knowledge
U
وسایل و قوانین خبره را درباره یک موضوع مشخص اعمال میکند روی داده کاربر برای کمک به حل مشکل
necessity
U
درCL به حالاتی اطلاق میشودکه عامل عمل به علت عدم ازادی اراده مسئول اعمال خود نیست
non return to zero
U
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
immunity
U
به طوری که توقیف و اعمال مجازات درمورد چنین ماموری ممکن نیست مگر به وسیله تحویل دادنش به دولت متبوع وی
LCD
U
کریستال مایع که در صورت اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتهای مچی به ماشین حساب و سایر صفحات دیجیتال به کار می رود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com