English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pulsed U تپش
pulsed U ضربان
pulsed U نبض
pulsed U جهندزدن
pulsed U تپیدن
pulsed U ضربه
pulsed U امواج ضربانی
pulsed U پولس
pulsed U پالس
pulsed U جهند
pulsed U ایمپولز
pulsed U تپ
pulsed U روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
pulsed U مجموعه متمادی پالسهای مشابه
pulsed U اعمال ولتاژ با دوره کوتاه به یک مدار
pulsed U دوره کوتاه سطح ولتاژ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pulsed resistance welding U جوشکاری مقاومتی ضربهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com