English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
visitors from abroad U بازدید کنندگان خارجی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
physical inspection U بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
inspection arms U سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
positive externalities U صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
visiting correspondent U نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
producers burden of tax U بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
exterior angle U زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary U فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity U جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
outwork U استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange U پول خارجی ارز خارجی
wilson U پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies U عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
recipients U دریافت کنندگان
recipient U دریافت کنندگان
ruminantia U نشخوار کنندگان
cheerleaders U سر دستهی تشویق کنندگان
electorate U هیئت انتخاب کنندگان
information providers U تهیه کنندگان اطلاعات
revel rout U گروه کیف کنندگان
secondary consumers U مصرف کنندگان دومین
notonecta U بر پشت شنا کنندگان
producers association U انجمن تولید کنندگان
cheerleader U سر دستهی تشویق کنندگان
primary consumers U مصرف کنندگان نخستین
the longs U پیش خرید کنندگان
particular baptists U گروهی از تعمید کنندگان
tertiary consumers U مصرف کنندگان سومین
electorates U هیئت انتخاب کنندگان
we the under signed U امضا کنندگان زیر
weŠthe undersigned U ما امضاء کنندگان زیر
syngraph U تنظیم کنندگان رسیده باشد
back U پشتی کنندگان تکیه گاه
backs U پشتی کنندگان تکیه گاه
drug pushers U توزیع کنندگان مواد مخدر
consumer research U مطالعه وضعیت مصرف کنندگان
border crosser U عبور کنندگان از مرز پناهندگان
consumer organization U سازمان حمایت از مصرف کنندگان
exchanged stabilization fund U مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
electoral college U هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهور
The demonstrators were waving the flags. U تظاهر کنندگان پرچمها راتکان می دادند
electress U خانمیکه عضوهیئت انتخاب کنندگان است
sortie U حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان
computerese U استفاده کنندگان از کامپیوتر مجموعه اصطلاحات کامپیوتری
consumer research U تحقیق درخصوص احتیاجات و نحوه خریدمصرف کنندگان
sorties U حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان
contravallation U استحکامات وسنگرخارجی که محاصره کنندگان میان اردوی خودوشهرمیس
home grown software U برنامههای نوشته شده توسط استفاده کنندگان سیستم کامپیوتری
attestation clause U عبارتی که در ذیل اسنادبلافاصله قبل از اسامی گواهی کنندگان امضا
revisions U بازدید
examining U بازدید
control U بازدید
examines U بازدید
examined U بازدید
examine U بازدید
revision U بازدید
visited U بازدید
review U بازدید
reviewal U بازدید
surveying U بازدید
visits U بازدید
controlling U بازدید
reviewed U بازدید
visit U بازدید
reviewing U بازدید
inspection U بازدید
reviews U بازدید
controls U بازدید
guides U EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
guided U EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
guide U EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
silicon U محل پایه تولید کنندگان قط عات نیمه هادی آمریکا در california
decus U Society Users EqupmentComputer Digital انجمن استفاده کنندگان تجهیزات کامپیوتری
silicon U عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
personnel monitoring U بازدید پرسنلی
see over U بازدید کردن
reconnoiter U بازدید کردن
certificate of survey U گواهی بازدید
destination inspection U بازدید در مقصد
boarding call U بازدید رسمی
to return a visit U بازدید کردن
boarding call U دعوت به بازدید
inspection gallery U دالان بازدید
revisit U بازدید کردن
spot check U بازدید در محل
boarding visit U بازدید پس دادن
spot checks U بازدید در محل
revisited U بازدید کردن
survey U بازدید کردن
reconnoitring U بازدید کردن
man hole U چاهک بازدید
location survey U بازدید در محل
inspection well U چاه بازدید
inspection shaft U میله بازدید
visitor U بازدید کننده
visitors U بازدید کننده
home visit U بازدید خانواده
visit U بازدید دیدار
visited U بازدید دیدار
barrier inspection U بازدید ازموانع
surveys U بازدید کردن
visits U بازدید دیدار
surveyed U بازدید کردن
inspection U بازدید معاینه
reconnoitres U بازدید کردن
reconnoitred U بازدید کردن
reconnoitre U بازدید کردن
revisits U بازدید کردن
examine U بازدید کردن
examined U بازدید کردن
examines U بازدید کردن
revisiting U بازدید کردن
examining U بازدید کردن
reconnoitered U بازدید کردن
reconnoiters U بازدید کردن
reconnoitering U بازدید کردن
reconnaissance U بازدید مقدماتی اکتشاف
review U بازدید انتقاد کردن
annual general inspection U بازدید عمومی سالیانه
barrier inspection U بازدید کنار جاده
before flight inspection U بازدید قبل از پرواز
official visit U بازدید رسمی فرمانده
afterflight inspection U بازدید بعد از پرواز
check out equipment U وسایل بازدید محل
man hole U دهانه بازدید ادم رو
drop by <idiom> U بازدید از کسی با جایی
to rehash something U وضعیتی را بازدید کردن
monitors U بازدید کار دستگاه
monitored U بازدید کار دستگاه
survey U بررسی کردن بازدید
surveyed U بررسی کردن بازدید
surveys U بررسی کردن بازدید
visit of courtesy U بازدید رسمی نظامی
perambulation U دور زنی بازدید
monitor U بازدید کار دستگاه
to revisit an issue U مسئله ای را بازدید کردن
reviewed U بازدید انتقاد کردن
reviews U بازدید انتقاد کردن
reviewing U بازدید انتقاد کردن
to revisit the situation U وضعیتی را بازدید کردن
The Web site allows consumers to make direct comparisons between competing products. U این وب گاه اجازه می دهد مصرف کنندگان مستقیما محصولات رقیبها را با هم مقایسه بکنند..
step in U بازدید مختصر وکوتاهی کردن
refer U مراجعه کردن بازدید مجدد
referred U مراجعه کردن بازدید مجدد
refers U مراجعه کردن بازدید مجدد
gam U گرد امدن بازدید کردن
visit and search U بازدید و تجسس کردن ناو
to revisit something U بازدید کردن چیزی [مجازی]
man hole U دریچه بازدید سوراخ ادم رو
inspection gallery U دالان بازرسی گالری بازدید
safety valve U پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
scrambled U دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambling U دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
prize fighting U درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
scrambles U دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scramble U دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
check off list U برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
to revisit a subject of research U سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
sig U Interest Special زیرمجموعهای از یک سازمان تخصصی یا کلوپ استفاده کنندگان است بااعضایی دارای علاقههای مشترک
altar-rail U [نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
showdown U چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdowns U چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
to revisit a criminal case [judicial proceedings] U یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
muster roll U دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
viewport U فرایندی که به استفاده کنندگان اجازه میدهد تا هر عکس انتخاب شده را در محل معینی روی یک صفحه نمایش قراردهند
precedents U نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedent U نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
saint U نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
saints U نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
server U مشخصه مخصوص در وب سرور که به صفحات وب و متن ها و برنامه ها امکان تواناییهای خاص میدهد. مثل شمارش مراجعه کنندگان به یک سایت
exequy U مراسم تشییع جنازه مشایعت کنندگان جنازه مجلس ترحیم
bunkcombe U نطق وکیل در مجلس برای خودنمایی در پیش وکیل کنندگان
gavels U چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
strike pay U حقوق ایام اعتصاب که ازطرف سندیکاهای کارگری به اعتصاب کنندگان پرداخت میشود
consumer logistics U امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
rig the ship U فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
artspeak U یک زبان برنامه نویسی است برای کمک به استفاده کنندگان کم تجربه طراحی شده است
general act U قرارداد عمومی سندی است که شرکت کنندگان در کنفرانس تنظیم نموده مفاد ان را مانند قسمتی ازقوانین داخلی بر خود لازم الاتباع اعلام می نمایند
brian kellogg U پیمانی که مبتکر ان بریان کلوگ وزیرخارجه امریکا در 8291 بودو امضا کنندگان ان جنگ را به عنوان وسیله حل اختلافات بین المللی محکوم و تحریم کردند
back berm U سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
Viewdata U سیستم خانگی تحویل اطلاعات که از طریق ان استفاده کنندگان می توانند بطورمحاورهای از تلویزیونهای محلی خود به پایگاه داده مرکزی دسترسی پیدا کنند داده نما
dynamic condition U شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
share U IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared U IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares U IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
foreign U خارجی
exterior U خارجی
exteriors U خارجی
externals U خارجی
exotic U خارجی
outer U خارجی
extra U خارجی
extra- U خارجی
extern U خارجی
exogenous U خارجی
exoteric U خارجی
exosphere U خارجی
extras U خارجی
external U خارجی
outward U خارجی
gringo U خارجی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com