Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 14 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
scrambled
U
بادست وپا بالارفتن
scrambled
U
تقلاکردن
scrambled
U
بزحمت جلو رفتن تلاش
scrambled
U
تقلا
scrambled
U
کوشش
scrambled
U
املت درست کردن
scrambled
U
درگیر شدن
scrambled
U
درگیر شدن باهواپیمای دشمن
scrambled
U
فرمان درگیری بهواپیمای رهگیر قاطی کردن رهگیری کردن
scrambled
U
درهم امیختن
scrambled
U
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambled
U
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
scrambled egg
U
غذاییمتشکلازتخممرغوشیر
scrambled eggs
U
نیمروی زرده و سفیده مخلوط شده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com