English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cross wind U باد جانبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
controller U سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
controllers U سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
demand U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demanded U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demands U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
enhance U واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک
enhanced U واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک
enhances U واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک
enhancing U واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک
poll U بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
polled U بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
polls U بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
handler U بخشی از سیستم عامل یا برنامه که یک وسیله جانبی را کنترل میکند
handlers U بخشی از سیستم عامل یا برنامه که یک وسیله جانبی را کنترل میکند
basic U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
integrated U ای که حاوی گرده وسایل جانبی است که با هم سیستم کامپیوتری را تشکیل می دهند
highway U اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
highways U اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
profile U برش عمودی تصویر جانبی
profiled U برش عمودی تصویر جانبی
profiles U برش عمودی تصویر جانبی
profiling U برش عمودی تصویر جانبی
rack U فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racked U فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racks U فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracked U فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracks U فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
allocation U برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
allocations U برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
save U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
plotter U وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
plotters U وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
bundle U بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles U بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling U بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
graphics U پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
vendor U کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
vendors U کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
status U کلمهای حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
status U ثباتی که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
share U استفاده از کامپیوتر یا رسانههای جانبی توسط بیش از یک شخص یا سیستم
share U برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
share U سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
shared U استفاده از کامپیوتر یا رسانههای جانبی توسط بیش از یک شخص یا سیستم
shared U برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
shared U سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
shares U استفاده از کامپیوتر یا رسانههای جانبی توسط بیش از یک شخص یا سیستم
shares U برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
shares U سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
alien U وسیله جانبی که به کامپیوتر اجازه میدهد به داده روی دیسک از کامپیوترها یا سیستمهای دیگر دسترسی داشته باشد
aliens U وسیله جانبی که به کامپیوتر اجازه میدهد به داده روی دیسک از کامپیوترها یا سیستمهای دیگر دسترسی داشته باشد
supervisor U ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
supervisors U ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
built-in U نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
integral U وسیله جانبی یا طرح خاصی که در سیستم نصب شده است
multiple U معماری کامپیوتر که از باس سریع بین CPU و حافظه اصلی و باس کندتر بین CPU و رسانه جانبی استفاده میکند
universal U کانال ارتباطی که امکان انتقال سریع بلاکهای داده به رسانه جانبی فراهم میکند
customer U شخصی که از یک سیستم کامپیوتری یا وسیله جانبی استفاده میکند یا آن را می خرد
customers U شخصی که از یک سیستم کامپیوتری یا وسیله جانبی استفاده میکند یا آن را می خرد
panel U یچ ها که به اپراتور امکان کنترل عملیات کامپیوتر یا وسیله جانبی را میدهد
panel U تابلوی عقب کامپیوتر که اتصالات به رسانههای جانبی مثل صفحه کلید
panels U یچ ها که به اپراتور امکان کنترل عملیات کامپیوتر یا وسیله جانبی را میدهد
panels U تابلوی عقب کامپیوتر که اتصالات به رسانههای جانبی مثل صفحه کلید
peripheral U 1-وسایل جانبی که در کامپیوتر استفاده می شوند مثل چاپگر یا اسکنر. 2-
peripheral U قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
peripheral U رسانه جانبی که با سرعت بالا با کامپیوتر کار میکند
peripheral U وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
peripheral U وسیله مبدل سیگنالهای ورودی /خروجی و دستورات از کامپیوتر به قالب و پروتکل که رسانه جانبی بفهمد
peripheral U مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
peripheral U UPC که نمیتواند دستورات را با سرعت طبیعی اجرا کند به علت رسانه جانبی کند
peripheral U فرفیت ذخیره سازی موجود در وسیله جانبی
peripheral U بخش کوتاه برنامه کامپیوتری که به کاربر امکان دستیابی و کنترل ساده وسیله جانبی میدهد
peripheral U انتقال داده بین CPU و رسانه جانبی
peripheral U مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
peripheral U دستگاه جانبی
signal U پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
signaled U پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
signalled U پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
well behaved U که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
well-behaved U که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
self- U برای اطمینان از صحت نحوه کار کردن , معمولاگ حافظه , وسایل جانبی و دیسک درایوها بررسی می شوند
enhancement U امکان جانبی که خروجی یا کارایی یک وسیله را افزایش میدهد
envelope U وسیله جانبی مخصوص به چاپگربرای چاپ یک پاکت نامه ونه یک ورق کاغذ
envelopes U وسیله جانبی مخصوص به چاپگربرای چاپ یک پاکت نامه ونه یک ورق کاغذ
unit U وسیله جانبی
units U وسیله جانبی
short U تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
shorter U تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
shortest U تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
parallel U تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
paralleled U تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
paralleling U تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallelled U تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallelling U تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallels U تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
Other Matches
expansion interface U حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
sidelap U بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
bells and whistles U خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
channeled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
communication U بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
channelled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
side effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
wait condition U 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait state U 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
power down U خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
byeffect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
adverse reaction U عوارض جانبی [اثر جانبی]
fall-out [side effect] U عوارض جانبی [اثر جانبی]
secondary effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
spillover effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
by-effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
side spray U بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
flank observation U دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
accessory U جانبی
by-effect U اثر جانبی
byeffect U اثر جانبی
secondary effect U اثر جانبی
laterad U جانبی
fall-out [side effect] U اثر جانبی
adverse reaction U اثر جانبی
sidelong U جانبی
lateral U جانبی
spillover effect U اثر جانبی
contour line U خط جانبی
bilateral U دو جانبی
peripherals U دستگاههای جانبی
lateral shifts U حرکت جانبی
lateral shifts U تغییرات جانبی
lateral pressure U فشار جانبی
side friction U اصطکاک جانبی
lateral surface U سطح جانبی
side chain U زنجیر جانبی
side circuit U مدار جانبی
oblique fire U اتش جانبی
marginal bund U خاکریز جانبی
lateral yield U له شدگی جانبی
lateral load U بار جانبی
lateral inversion U معکوس جانبی
lateral fissure U شیار جانبی
auxiliary equipment U تجهیزات جانبی
ancillary equipment U تجهیزات جانبی
ancillary equipment U وسیله جانبی
side effect U اثر جانبی
side effect U نتیجه جانبی
side-effect U اثر جانبی
side-effects U اثر جانبی
side-effects U نتیجه جانبی
devices U وسیله جانبی
dorsolateral U پشتی و جانبی
end gable U نمای جانبی
laterality U برتری جانبی
lateral dominance U برتری جانبی
lateral dispersion U پراکندگی جانبی
accessory U وسیله جانبی
lateral control U کنترل جانبی
lateral buckling U کمانکش جانبی
aisle U جانبی صحن
aisles U جانبی صحن
side-effect U نتیجه جانبی
input/output U وسیله جانبی
i/o U وسیله جانبی
flank speed U سرعت جانبی
device U وسیله جانبی
wing wall U دیواره جانبی
secondary effect U نتیجه جانبی
sidelooking airborne radar U رادار جانبی
fall-out [side effect] U نتیجه جانبی
byeffect U نتیجه جانبی
by-effect U نتیجه جانبی
adverse reaction U نتیجه جانبی
sideways sum U مجموع جانبی
spillover effect U نتیجه جانبی
byeffect U عوارض جانبی
trilaterality U حالت سه جانبی
ventrolateral U بطنی و جانبی
spillover effects U آثار جانبی
sideband U باندهای جانبی
adverse reactions U اثرهای جانبی
side effects U اثرهای جانبی
spillover effects U اثرهای جانبی
side reaction U واکنش جانبی
adverse reactions U آثار جانبی
by-effects U آثار جانبی
byeffects U آثار جانبی
secondary effects U آثار جانبی
side effects U آثار جانبی
side group U گروه جانبی
secondary effects U اثرهای جانبی
side view U نمای جانبی
by-effects U اثرهای جانبی
byeffects U اثرهای جانبی
side-effect U اثرجانبی نتیجه جانبی
side effect U اثرجانبی نتیجه جانبی
crabs U حرکت جانبی ناو
crab U حرکت جانبی ناو
angle of sideslip U زاویه لغزش جانبی
lateral and sway bracing U حرکات جانبی و نوسانی
lateral-adjustment lever سطح تنظیم جانبی
side-effects U اثرجانبی نتیجه جانبی
angle of sideslip U زاویه انحراف جانبی
diaschisis U کارکرد پریشی جانبی
girthed area U سطح جانبی [ریاضی]
peripheral equipment operator U متصدی تجهیزات جانبی
sides way U تغییر مکان جانبی
lateral support U تکیه گاه جانبی
miniperipheral U دستگاه جانبی کوچک
sidelooking airborne radar U رادار با دید جانبی
processor U پردازنده جانبی مخصوص
side chain substitution U استخلاف در زنجیر جانبی
lateral magnifying power U درشت نمایی جانبی
peripheral controller U کنترل کننده جانبی
side tone U صدای جانبی گوشی
ventrolateral U درقسمت جانبی شکم
notch piers U پایههای جانبی سرریز
sidelobe U بیم جانبی رادار
asymmetrical sideband transmission U پخش باند جانبی مانده
sidepiece U قطعه کناری بخش جانبی
lateral strain U تغییر شکل نسبی جانبی
vestigial sideband transmission U پخش باند جانبی مانده
sculpture in the round U پیکره سازی همه جانبی
side overlap U پوشش جانبی عکس هوایی
transverse process U زائده جانبی ستون فقرات
sidelobe U ستونهای جانبی انرژی انتن رادار
interrupts U حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
interrupting U حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
processor U پردازندهای که از حافظه جانبی استفاده میکند
lateral gain U پوشش جانبی زمین درعکاسی هوایی
interrupt U حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
sbc U RA و رابط دستگاه جانبی RO ,Computer SmallBusiness
failures U خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
computer interface unit U وسیله اتصال دستگاههای جانبی به کامپیوتر
bells and whistles U صدا ودستگاههای جانبی بیشتراست نواوری
B: U بیان کننده دیسک درایو جانبی
lateral deflection of beam U تغییر شکل فرعی یا جانبی تیر
sub- U کد شناسایی وسیله جانبی برای دستیابی به آن
failure U خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
stair towers turrets U برجهای پله دار جانبی هشتی ورودی
outputs U کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
form U وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
forms U وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
port U یچ ای که به کاربر امکان میدهد که وسیله جانبی که کامپیوتر
output U کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
formed U وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
auxiliaries U پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
auxiliary U پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
device U مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
load U فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
devices U مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
loads U فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
PCMCIA U حافظه یا وسیله جانبی که با استاندارد PCMCIA مط ابقت دارد
input/output U کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد.
accessorize U اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
s 00 bus U یک وسیله استاندارد اتصال میان برخی ریزکامپیوترها وتجهیزات جانبی
adapter U کارت واسط جانبی که به وسایل ناهماهنگ امکان ارتباط میدهد
processor U که طبق سرعت پردازنده و نه رسانه جانبی تنظیم شده است
eia interface U یک رابط استاندارد میان دستگاههای جانبی وریزکامپیوترها و مدمها وترمینالها
hardware U دیسکها و مکانیزم هایی که یک کامپیوتر و وسایل جانبی آنرا می سازد
externals U سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
external U سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
user U سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
users U سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
daisy chain interrupt U یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
pen U وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
penned U وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
priority U لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
priorities U لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
Hewlett Packard U روش استاندارد واسط بین وسایل جانبی و یا قط عات آزمایش و کامپیوترها
ESDI U واسط استاندارد بین CPU و وسایل جانبی مثل درایو دیسک
pens U وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
penning U وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
channels U اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
double buffering U روش انتقال اطلاعات میان کامپیوتر و دستگاه جانبی میانگیر مضاعف
crabs U پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
channelled U اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
crab U پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
small computer systems interface U واسط موازی سریع استاندارد , برای اتصال کامپیوتر به وسایل جانبی
devices U برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
automatic trim U روش کنترل خودکار لغزش یاانحراف جانبی هواپیما ازروی مسیر
takedown U مدت زمانی که یک وسیله جانبی آماده برای کار دیگری میشود
channel U اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
device U برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
scsi U استاندارد واسط موازی سریع برای اتصال کامپیوتر به رسانه جانبی
channeled U اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
channeling U اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
paddling U وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddles U وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddled U وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddle U وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
buffer U مدار که سیستم را از آسیب ورودی سایر مدارها یا وسایل جانبی حفظ میکند
Ask your doctor or pharmacist about any health risks and possible side effects. U در مورد هر خطرات سلامتی و عوارض جانبی احتمالی از دکتر یا داروساز خود بپرسید.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com