English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
computer managed instruction U اموزش با مدیریت کامپیوتردستورالعمل با مدیریت کامپیوتر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
smarter U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarts U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarting U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smartest U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarted U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smart U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
CMOT U استفاده از پروتکلهای مدیریت شبکه CMIS , CMIP برای مدیریت دروازه ها در یک شبکه TCP / IP
memory management U مدیریت حافظه [علوم کامپیوتر]
process U کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
processes U کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
communication U پردازندهای که چندین واسط و مدیریت بین کامپیوتر و کنترل خط وط ارتباطی برقرار میکند.
InterNIC U سازمانی که روشی که نام میدان ها و آدرس یکتای شبکه به کامپیوتر انتساب شده است را مدیریت میکند
command management system U سیستم مدیریت فرماندهی سیستم مدیریت یکان
fixed point notation = U نمایش عدد که محل ارقام و نقط ه اعشاری را در کامپیوتر نگه می دارد تا بیشترین تعداد اعداد قابل مدیریت را محدود کند
sequential U نوعی کامپیوتر که باید هر دستورکامل شود پیش از اینکه بعدی شروع شود وبنابراین نمیتواند پردازش همزمان را مدیریت کند
army class manager activity U سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
computer assisted instruction U اموزش به کمک کامپیوتر اموزش کامپیوتری دستورالعمل به کمک کامپیوتر
managements U مدیریت
management U مدیریت
superintendence U مدیریت
stage direction U مدیریت
conductorship U مدیریت
matronage U مدیریت
generalship U مدیریت
directorship U مدیریت
managership U مدیریت
administratorship U مدیریت
administration U مدیریت
directorates U مدیریت
leadership U مدیریت
directorate U مدیریت
directorships U مدیریت
menage U مدیریت
administrations U مدیریت
task management U مدیریت کار
management report U گزارش مدیریت
directorates U مقام مدیریت
system mangement U مدیریت سیستم
demand management U مدیریت تقاضا
management science U علم مدیریت
supply management U مدیریت عرضه
superintendency U ریاست مدیریت
superintendence U ریاست مدیریت
directorate U مقام مدیریت
task management U مدیریت وفیفه
maladministration U سوء مدیریت
setup <idiom> U مدیریت داشتن
file management U مدیریت فایل
job management U مدیریت برنامه
industrial management U مدیریت صنعتی
inventory management U مدیریت موجودی
management expenses U مخارج مدیریت
financial management U مدیریت مالی
management graphics U مدیریت گرافیک
file management U مدیریت پرونده
file management U مدیریت پرونده ها
facilities management U مدیریت امکانات
educational administration U مدیریت اموزشی
interlocking directorate U مدیریت واحد
foremanship U مدیریت سرکارگری
record management U مدیریت رکوردها
ownership and management U مالکیت و مدیریت
operational management U مدیریت عملیاتی
scientific management U مدیریت علمی
monopoly management U مدیریت انحصاری
memory management U مدیریت حافظه
materiel management U مدیریت اماد
materiel management U مدیریت اقلام
materiel cognizance U مدیریت کالاها
personnel management U مدیریت استخدام
personnel management U مدیریت پرسنلی
record management U مدیریت مدارک
pyramiding U مدیریت واحد
trust U مدیریت امانی
trusted U مدیریت امانی
trusts U مدیریت امانی
resource management U مدیریت منبع
production management U مدیریت تولید
postal directory U مدیریت پست
materials management U مدیریت مواد
career management U مدیریت مشاغل
managerial economics U اقتصاد مدیریت
concurrency management U مدیریت همزمانی
configuration management U مدیریت پیکربندی
management system U سیستم مدیریت
data management U مدیریت داده ها
run the show U مدیریت کردن
top level management U مدیریت سطح بالا
flows U مدیریت جریان داده
direct U مدیریت یا سازمان دهی
project management program U برنامه مدیریت پروژه
project management system U سیستم مدیریت پروژه
directed U مدیریت یا سازمان دهی
materiel cognizance U مدیریت تشخیص کالا
directs U مدیریت یا سازمان دهی
flowed U مدیریت جریان داده
server U ول مدیریت صف چاپ و چاپگرهاست
management information system U سیستم مدیریت اطلاعات
item manager U مدیریت اقلام تدارکاتی
memory management program U برنامه مدیریت حافظه
middle level management U مدیریت سطح متوسط
flow U مدیریت جریان داده
information resource management U مدیریت منبع اطلاعات
letters of administration U سند مدیریت ترکه
wildlife management U مدیریت حیات وحش
frameworks U مدیریت پایگاه داده
framework U مدیریت پایگاه داده
file management program U برنامه مدیریت فایل
conveyancing U مدیریت از روی مهارت
dm U مدیریت داده هاanagement
data base management U مدیریت پایگاه داده ها
data base management U مدیریت پایگاه داده
data management programs U برنامههای مدیریت داده ها
data management system U سیستم مدیریت داده ها
data processing management U مدیریت پردازش داده
database management U مدیریت پایگاه داده ها
information management system U سیستم مدیریت اطلاعات
intendancy U مدیریت حوزه مباشرت
institute of materials management U موسسه مدیریت مواد
lower level management U مدیریت سطح پایین
input/output U مدیریت و کنترل میکند
spatial data management U مدیریت داده فضایی
personal information manager U برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
pim U برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
career management U مدیریت تهیه تخصصهای نظامی
management U مدیریت وریاست حسن تدبیر
relational database management U مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
managements U مدیریت وریاست حسن تدبیر
computer aided factory management U مدیریت کارخانه با استفاده ازکامپیوتر
army management structure U سازمان مدیریت نیروی زمینی
CMIS U سیستم مدیریت شبکه قدرتمند
data processing management association U انجمن مدیریت پردازش داده
database management program U برنامه مدیریت پایگاه داده ها
IAB U مهندسی و مدیریت اینترنت است
Internet U مهندسی و مدیریت اینترنت است
data base management system U سیستم مدیریت پایگاه داده ها
database management system U سیستم مدیریت پایگاه داده سیستم مدیریت پایگاه داده ها
record oriented database management U برنامه مدیریت پایگاه دادههای رکوردی
rdbms U سیستم مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
flat fuiile database management program U برنامه مدیریت پایگاه دادههای تک فایل
mis- U سیستم اطلاعات مدیریت System anagementInformation
three U سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
relational data menagement system U سیستم مدیریت پایگاه داده رابطهای
table oriented database management progr U برنامه مدیریت پایگاه دادههای جدولی
mis U سیستم اطلاعات مدیریت System anagementInformation
paged memory management U مدیریت حافظه صفحه بندی شده
threes U سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
databases U که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
databases U تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
database U تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
processes U که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
process U که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
administrators U بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
ims U Information سیستم مدیریت اطلاعات System anagement
hierarchical data base management system U سیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی
database U که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
administrator U بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
prints U کامپیوتری در شبکه که مخصوص مدیریت صفهای چاپ و چاپگرهاست
print U کامپیوتری در شبکه که مخصوص مدیریت صفهای چاپ و چاپگرهاست
printed U کامپیوتری در شبکه که مخصوص مدیریت صفهای چاپ و چاپگرهاست
dbase iii U بسته نرم افزاری مدیریت پایگاه داده رابطهای
NetView U معماری مدیریت شبکه توسعه یافته توسط IBM
databases U نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد
database U نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد
dbms U Base Data سیستم مدیریت پایگاه داده System anagement
smis U for Society Systems انجمن سیستمهای مدیریت اطلاعات Information anagement
routines U مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
dynamic U ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
dynamically U ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
routinely U مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
routine U مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
devices U برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
device U برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
fetch U سیستم مدیریت صفحه مجازی که صفحات طبق نیاز انتخاب می شوند
fetched U سیستم مدیریت صفحه مجازی که صفحات طبق نیاز انتخاب می شوند
fetches U سیستم مدیریت صفحه مجازی که صفحات طبق نیاز انتخاب می شوند
hdbms U DataBase Hierarchicalسیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی Systems anagement
UDP U پروتکلی که بخشی از Tcp/Ip است و در مدیریت شبکه به کار می رود و در برنامههای SNMP
operates U بخشی از نرم افزار سیستم عامل که دیسک و مدیریت فایل را کنترل میکند
action oriented management report U گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
operate U بخشی از نرم افزار سیستم عامل که دیسک و مدیریت فایل را کنترل میکند
aggregate U دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregates U دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
critical path analysis U استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
stock control program U نرم افزاری که برای کمک به مدیریت انبار در تجارت طراحی شده است
operated U بخشی از نرم افزار سیستم عامل که دیسک و مدیریت فایل را کنترل میکند
user U پروتکل که بخشی از TCP/IP است و در مدیریت شبکه و برنامههای SNMP استفاده میشود
users U پروتکل که بخشی از TCP/IP است و در مدیریت شبکه و برنامههای SNMP استفاده میشود
partitions U تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
personal U امکان نرم افزاری که تاریخ روزانه کاربر را مدیریت و ذخیره میکند مثل تقویم
overlay U فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
partition U تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
overlaying U فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
overlays U فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
cbt U اموزش بر پایه کامپیوتر
basics U نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
Schedule+ U برنامه نرم افزاری که حاوی اصول مدیریت اطلاعات شخصی از قبیل تقویم روزانه است
basic U نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
MCA U تعداد قط عات الکترونیکی لازم برای مدیریت سیگنالهای زمانی و داده روی باس MCA
reporting by axception U گزارشی که فقط حاوی اقلام خارج از قلمرو عادی بوده ونیازمند توجه مدیریت است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com