Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
air alert
U
اماده باش هوایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pounce
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounced
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
air alert warning
U
اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
dispersal airfield
U
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
platform load
U
بار اماده برای بارریزی هوایی
reflex force
U
نیروی ضربتی هوایی در حال اماده باش فوری
salvos
U
در رهگیری هوایی یعنی موافب باشید اماده شلیک هستم
Other Matches
ready reserve
U
ذخیره اماده ذخایر اماده احتیاط اماده برای بسیج یااستفاده
ground readiness
U
اماده باش در روی زمین اماده بودن هواپیماها درروی باند اماده باش زمینی
supercritical
U
حالت اماده به انفجار ماده اتمی ترکیب اماده به انفجاراتمی
airlift service
U
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
on guard
U
اماده توپگیری اماده برای توگیری
holiday
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holidays
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
telling
U
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
antiair warfare
U
جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
restrictive fire plan
U
طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
air policing
U
عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
line chief
U
افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
i stay
U
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
air delivery container
U
جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
broadcast controlled air interception
U
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air sentinel
U
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steers
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeons
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
air scoop
U
چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
flak
U
گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
sleeve target
U
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
ramp alert
U
اماده باش در سکوی در جا زدن اماده باش 51 دقیقهای
fly through
U
عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air pilots
U
خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
air suprmacy
U
برتری کامل هوایی سیادت هوایی
aviation pay
U
معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air superiority
U
برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air interdiction
U
عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
winterize
U
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
warning order
U
دستور اماده باش اعلام اماده باش
carrier air group
U
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
air
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
notice to airmen
U
اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
air branch
U
قسمت هوایی رسته هوایی
airs
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air material
U
ماتریل هوایی وسایل هوایی
aired
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
splashes
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
air station
U
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
splash
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
tropopause
U
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
splashing
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
laager
U
هلی کوپتر در حال اماده باش جلو هلی کوپتر اماده
air picket
U
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
air scout
U
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
call mission
U
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
air photographic
U
شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
airlift command
U
فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
photogrammetry
U
علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
air defense commander
U
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
air search attack unit
U
تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
emergency scramble
U
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
airlift capacity
U
مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی
airspace prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
alert force
U
نیروهای اماده باش نیروهای اماده
channel airlift
U
سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
trimetrogon
U
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
eagle flight
U
نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
air survey photography
U
عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
combat airlift support
U
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
trunkair route
U
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
airhead operations
U
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
country cover diagram
U
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
station time
U
زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
chalk number
U
شماره سریال بار هوایی شماره سریال حرکت هوایی
chalk commander
U
فرمانده سریال حرکت هوایی فرمانده سریال بار هوایی
tactical air control center
U
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
air defense action area
U
منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
air position
U
موقعیت هوایی موقعیت هوایی هواپیما
supply
U
اماده
readied
U
اماده
accoutrements
U
اماده
readies
U
اماده
ready
U
اماده
supplying
U
اماده
ready made
U
اماده
supplied
U
اماده
yoi
U
اماده
prompts
U
اماده
ready-made
U
اماده
minded
U
اماده
prompted
U
اماده
prompt
U
اماده
lief
U
اماده
stock
U
اماده
susceptible
U
اماده
stocked
U
اماده
yare
U
اماده
handier
U
اماده
handiest
U
اماده
handy
U
اماده
in gear
U
اماده
ablest
U
اماده
provided
U
اماده
abler
U
اماده
in full fig
U
اماده
in the saddle
U
اماده
equipped
U
اماده
accoutred
U
اماده
freshest
U
اماده
fresh-
U
اماده
fresh
U
اماده
in kelter
U
اماده
setting up
U
اماده
in store
U
اماده
in form
U
اماده
set
U
اماده
sets
U
اماده
readying
U
اماده
bellicose
U
اماده بجنگ
giglet
U
دخترسبک که اماده
ready for duty
U
اماده خدمت
to pickle a rod for
U
اماده کردن
ready for operation
U
اماده کار
ready for use
U
اماده مصرف
ready mixed concrete
U
بتن اماده
giglot
U
دخترسبک که اماده
rig
U
اماده شدن
warlike
U
اماده جنگ
ready for duty
U
اماده کار
coach
U
اماده ساز
kelter
U
انتظام اماده
alert
U
اماده باش
to string up
U
اماده کردن
coached
U
اماده ساز
rigs
U
اماده شدن
bound
U
: اماده رفتن
johnny on the sopt
U
حاضر و اماده
rigged
U
اماده شدن
alerted
U
اماده باش
preparatory
U
اماده کننده
ready use
U
اماده مصرف
to buckle oneself
U
اماده شدن
readied
U
اماده کردن
coaches
U
اماده ساز
seaworthy
U
اماده دریا
snug
U
اماده ومجهز
at call
U
اماده فرمان
ripely
U
بطور اماده
readies
U
اماده کردن
at or within call
U
اماده فرمان
ready
U
اماده کردن
fledge
U
اماده پروازکردن
provide
U
اماده کردن
obliging
U
اماده خدمت
to bargain for
U
منتظریا اماده
to gird up one's loins
U
اماده کارشدن
get ready
U
اماده کردن
preparing
U
اماده کردن
ready service
U
اماده به کار
acceptancy
U
اماده قبول
to a. the ball
U
اماده انداختن
alerts
U
اماده باش
prepares
U
اماده کردن
ready to die
U
اماده مردن
prepare
U
اماده کردن
readying
U
اماده کردن
he is ready at excuses
U
اماده است
draft
U
اماده کردن
indispose
U
اماده ساختن
mission ready
U
اماده پرواز
present
U
موجود اماده
night boat
U
قایق اماده
supplying
U
اماده کردن
belay
U
اماده کردن
setting up
U
اماده کردن
drafted
U
اماده کردن
drafts
U
اماده کردن
presents
U
موجود اماده
presenting
U
موجود اماده
presented
U
موجود اماده
insusceptible
U
غیر اماده
apt
U
متمایل اماده
supplied
U
اماده کردن
supply
U
اماده کردن
sets
U
اماده کردن
set
U
اماده کردن
finest
U
بسیار اماده
preparations
U
اماده سازی
preparation
U
اماده کردن
preparation
U
اماده سازی
accoutered
U
اماده جنگ
battailous
U
اماده جنگ
confect
U
اماده کردن
combat available
U
اماده به پرواز
preparations
U
اماده کردن
detonative
U
اماده انفجار
fined
U
بسیار اماده
fine
U
بسیار اماده
pre treatment
U
اماده کردن
on tap
U
اماده کشیدن
action mission ship
U
ناو اماده
in gear
U
اماده حرکت
acoutre
U
اماده جنگ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com