Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 309 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
side effect
U
اثر جانبی
side-effect
U
اثر جانبی
side-effects
U
اثر جانبی
adverse reaction
U
اثر جانبی
by-effect
U
اثر جانبی
byeffect
U
اثر جانبی
fall-out
[side effect]
U
اثر جانبی
secondary effect
U
اثر جانبی
spillover effect
U
اثر جانبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
controller
U
سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
controllers
U
سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
demand
U
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demanded
U
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demands
U
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
enhance
U
واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک
enhanced
U
واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک
enhances
U
واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک
enhancing
U
واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک
poll
U
بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
polled
U
بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
polls
U
بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
handler
U
بخشی از سیستم عامل یا برنامه که یک وسیله جانبی را کنترل میکند
handlers
U
بخشی از سیستم عامل یا برنامه که یک وسیله جانبی را کنترل میکند
basic
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
U
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics
U
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
integrated
U
ای که حاوی گرده وسایل جانبی است که با هم سیستم کامپیوتری را تشکیل می دهند
highway
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
highways
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
profile
U
برش عمودی تصویر جانبی
profiled
U
برش عمودی تصویر جانبی
profiles
U
برش عمودی تصویر جانبی
profiling
U
برش عمودی تصویر جانبی
rack
U
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racked
U
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racks
U
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracked
U
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracks
U
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
allocation
U
برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
allocations
U
برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
save
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
plotter
U
وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
plotters
U
وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
bundle
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
graphics
U
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
vendor
U
کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
vendors
U
کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
status
U
کلمهای حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
status
U
ثباتی که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
share
U
استفاده از کامپیوتر یا رسانههای جانبی توسط بیش از یک شخص یا سیستم
share
U
برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
share
U
سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
shared
U
استفاده از کامپیوتر یا رسانههای جانبی توسط بیش از یک شخص یا سیستم
shared
U
برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
shared
U
سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
shares
U
استفاده از کامپیوتر یا رسانههای جانبی توسط بیش از یک شخص یا سیستم
shares
U
برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
shares
U
سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
alien
U
وسیله جانبی که به کامپیوتر اجازه میدهد به داده روی دیسک از کامپیوترها یا سیستمهای دیگر دسترسی داشته باشد
aliens
U
وسیله جانبی که به کامپیوتر اجازه میدهد به داده روی دیسک از کامپیوترها یا سیستمهای دیگر دسترسی داشته باشد
supervisor
U
ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
supervisors
U
ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
built-in
U
نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
integral
U
وسیله جانبی یا طرح خاصی که در سیستم نصب شده است
multiple
U
معماری کامپیوتر که از باس سریع بین CPU و حافظه اصلی و باس کندتر بین CPU و رسانه جانبی استفاده میکند
universal
U
کانال ارتباطی که امکان انتقال سریع بلاکهای داده به رسانه جانبی فراهم میکند
customer
U
شخصی که از یک سیستم کامپیوتری یا وسیله جانبی استفاده میکند یا آن را می خرد
customers
U
شخصی که از یک سیستم کامپیوتری یا وسیله جانبی استفاده میکند یا آن را می خرد
panel
U
یچ ها که به اپراتور امکان کنترل عملیات کامپیوتر یا وسیله جانبی را میدهد
panel
U
تابلوی عقب کامپیوتر که اتصالات به رسانههای جانبی مثل صفحه کلید
panels
U
یچ ها که به اپراتور امکان کنترل عملیات کامپیوتر یا وسیله جانبی را میدهد
panels
U
تابلوی عقب کامپیوتر که اتصالات به رسانههای جانبی مثل صفحه کلید
peripheral
U
1-وسایل جانبی که در کامپیوتر استفاده می شوند مثل چاپگر یا اسکنر. 2-
peripheral
U
قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
peripheral
U
رسانه جانبی که با سرعت بالا با کامپیوتر کار میکند
peripheral
U
وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
peripheral
U
وسیله مبدل سیگنالهای ورودی /خروجی و دستورات از کامپیوتر به قالب و پروتکل که رسانه جانبی بفهمد
peripheral
U
مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
peripheral
U
UPC که نمیتواند دستورات را با سرعت طبیعی اجرا کند به علت رسانه جانبی کند
peripheral
U
فرفیت ذخیره سازی موجود در وسیله جانبی
peripheral
U
بخش کوتاه برنامه کامپیوتری که به کاربر امکان دستیابی و کنترل ساده وسیله جانبی میدهد
peripheral
U
انتقال داده بین CPU و رسانه جانبی
peripheral
U
مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
peripheral
U
دستگاه جانبی
signal
U
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
signaled
U
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
signalled
U
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
well behaved
U
که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
well-behaved
U
که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
self-
U
برای اطمینان از صحت نحوه کار کردن , معمولاگ حافظه , وسایل جانبی و دیسک درایوها بررسی می شوند
enhancement
U
امکان جانبی که خروجی یا کارایی یک وسیله را افزایش میدهد
envelope
U
وسیله جانبی مخصوص به چاپگربرای چاپ یک پاکت نامه ونه یک ورق کاغذ
envelopes
U
وسیله جانبی مخصوص به چاپگربرای چاپ یک پاکت نامه ونه یک ورق کاغذ
unit
U
وسیله جانبی
units
U
وسیله جانبی
short
U
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
shorter
U
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
shortest
U
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
parallel
U
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
paralleled
U
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
paralleling
U
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallelled
U
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallelling
U
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallels
U
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
Other Matches
expansion interface
U
حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
sidelap
U
بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
bells and whistles
U
خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
channeled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
communication
U
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
channelled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
side effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
wait condition
U
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait state
U
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
byeffect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
adverse reaction
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
fall-out
[side effect]
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
secondary effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
spillover effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
by-effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
side spray
U
بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
flank observation
U
دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
accessory
U
جانبی
laterad
U
جانبی
sidelong
U
جانبی
lateral
U
جانبی
contour line
U
خط جانبی
bilateral
U
دو جانبی
peripherals
U
دستگاههای جانبی
lateral shifts
U
حرکت جانبی
lateral shifts
U
تغییرات جانبی
lateral pressure
U
فشار جانبی
side friction
U
اصطکاک جانبی
lateral surface
U
سطح جانبی
side chain
U
زنجیر جانبی
side circuit
U
مدار جانبی
oblique fire
U
اتش جانبی
marginal bund
U
خاکریز جانبی
lateral yield
U
له شدگی جانبی
lateral load
U
بار جانبی
lateral inversion
U
معکوس جانبی
lateral fissure
U
شیار جانبی
auxiliary equipment
U
تجهیزات جانبی
ancillary equipment
U
تجهیزات جانبی
ancillary equipment
U
وسیله جانبی
side effect
U
نتیجه جانبی
side-effects
U
نتیجه جانبی
devices
U
وسیله جانبی
cross wind
U
باد جانبی
dorsolateral
U
پشتی و جانبی
end gable
U
نمای جانبی
laterality
U
برتری جانبی
lateral dominance
U
برتری جانبی
lateral dispersion
U
پراکندگی جانبی
accessory
U
وسیله جانبی
lateral control
U
کنترل جانبی
lateral buckling
U
کمانکش جانبی
aisle
U
جانبی صحن
aisles
U
جانبی صحن
side-effect
U
نتیجه جانبی
input/output
U
وسیله جانبی
i/o
U
وسیله جانبی
flank speed
U
سرعت جانبی
device
U
وسیله جانبی
wing wall
U
دیواره جانبی
secondary effect
U
نتیجه جانبی
sidelooking airborne radar
U
رادار جانبی
fall-out
[side effect]
U
نتیجه جانبی
byeffect
U
نتیجه جانبی
by-effect
U
نتیجه جانبی
adverse reaction
U
نتیجه جانبی
sideways sum
U
مجموع جانبی
spillover effect
U
نتیجه جانبی
byeffect
U
عوارض جانبی
trilaterality
U
حالت سه جانبی
ventrolateral
U
بطنی و جانبی
spillover effects
U
آثار جانبی
sideband
U
باندهای جانبی
adverse reactions
U
اثرهای جانبی
side effects
U
اثرهای جانبی
spillover effects
U
اثرهای جانبی
side reaction
U
واکنش جانبی
adverse reactions
U
آثار جانبی
by-effects
U
آثار جانبی
byeffects
U
آثار جانبی
secondary effects
U
آثار جانبی
side effects
U
آثار جانبی
side group
U
گروه جانبی
secondary effects
U
اثرهای جانبی
side view
U
نمای جانبی
by-effects
U
اثرهای جانبی
byeffects
U
اثرهای جانبی
side-effect
U
اثرجانبی نتیجه جانبی
side effect
U
اثرجانبی نتیجه جانبی
crabs
U
حرکت جانبی ناو
crab
U
حرکت جانبی ناو
angle of sideslip
U
زاویه لغزش جانبی
lateral and sway bracing
U
حرکات جانبی و نوسانی
lateral-adjustment lever
سطح تنظیم جانبی
side-effects
U
اثرجانبی نتیجه جانبی
angle of sideslip
U
زاویه انحراف جانبی
diaschisis
U
کارکرد پریشی جانبی
girthed area
U
سطح جانبی
[ریاضی]
peripheral equipment operator
U
متصدی تجهیزات جانبی
sides way
U
تغییر مکان جانبی
lateral support
U
تکیه گاه جانبی
miniperipheral
U
دستگاه جانبی کوچک
sidelooking airborne radar
U
رادار با دید جانبی
processor
U
پردازنده جانبی مخصوص
side chain substitution
U
استخلاف در زنجیر جانبی
lateral magnifying power
U
درشت نمایی جانبی
peripheral controller
U
کنترل کننده جانبی
side tone
U
صدای جانبی گوشی
ventrolateral
U
درقسمت جانبی شکم
notch piers
U
پایههای جانبی سرریز
sidelobe
U
بیم جانبی رادار
asymmetrical sideband transmission
U
پخش باند جانبی مانده
sidepiece
U
قطعه کناری بخش جانبی
lateral strain
U
تغییر شکل نسبی جانبی
vestigial sideband transmission
U
پخش باند جانبی مانده
sculpture in the round
U
پیکره سازی همه جانبی
side overlap
U
پوشش جانبی عکس هوایی
transverse process
U
زائده جانبی ستون فقرات
sidelobe
U
ستونهای جانبی انرژی انتن رادار
interrupts
U
حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
interrupting
U
حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
processor
U
پردازندهای که از حافظه جانبی استفاده میکند
lateral gain
U
پوشش جانبی زمین درعکاسی هوایی
interrupt
U
حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
sbc
U
RA و رابط دستگاه جانبی RO ,Computer SmallBusiness
failures
U
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
computer interface unit
U
وسیله اتصال دستگاههای جانبی به کامپیوتر
bells and whistles
U
صدا ودستگاههای جانبی بیشتراست نواوری
B:
U
بیان کننده دیسک درایو جانبی
lateral deflection of beam
U
تغییر شکل فرعی یا جانبی تیر
sub-
U
کد شناسایی وسیله جانبی برای دستیابی به آن
failure
U
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
stair towers turrets
U
برجهای پله دار جانبی هشتی ورودی
outputs
U
کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
form
U
وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
forms
U
وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
port
U
یچ ای که به کاربر امکان میدهد که وسیله جانبی که کامپیوتر
output
U
کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
formed
U
وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
auxiliaries
U
پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
auxiliary
U
پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
device
U
مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
load
U
فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
devices
U
مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
loads
U
فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
PCMCIA
U
حافظه یا وسیله جانبی که با استاندارد PCMCIA مط ابقت دارد
input/output
U
کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد.
accessorize
U
اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
s 00 bus
U
یک وسیله استاندارد اتصال میان برخی ریزکامپیوترها وتجهیزات جانبی
adapter
U
کارت واسط جانبی که به وسایل ناهماهنگ امکان ارتباط میدهد
processor
U
که طبق سرعت پردازنده و نه رسانه جانبی تنظیم شده است
eia interface
U
یک رابط استاندارد میان دستگاههای جانبی وریزکامپیوترها و مدمها وترمینالها
hardware
U
دیسکها و مکانیزم هایی که یک کامپیوتر و وسایل جانبی آنرا می سازد
externals
U
سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
external
U
سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
user
U
سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
users
U
سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
daisy chain interrupt
U
یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
pen
U
وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
penned
U
وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
priority
U
لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
priorities
U
لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
Hewlett Packard
U
روش استاندارد واسط بین وسایل جانبی و یا قط عات آزمایش و کامپیوترها
ESDI
U
واسط استاندارد بین CPU و وسایل جانبی مثل درایو دیسک
pens
U
وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
penning
U
وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
channels
U
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
double buffering
U
روش انتقال اطلاعات میان کامپیوتر و دستگاه جانبی میانگیر مضاعف
crabs
U
پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
channelled
U
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
crab
U
پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
small computer systems interface
U
واسط موازی سریع استاندارد , برای اتصال کامپیوتر به وسایل جانبی
devices
U
برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
automatic trim
U
روش کنترل خودکار لغزش یاانحراف جانبی هواپیما ازروی مسیر
takedown
U
مدت زمانی که یک وسیله جانبی آماده برای کار دیگری میشود
channel
U
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
device
U
برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
scsi
U
استاندارد واسط موازی سریع برای اتصال کامپیوتر به رسانه جانبی
channeled
U
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
channeling
U
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
paddling
U
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddles
U
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddled
U
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddle
U
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
buffer
U
مدار که سیستم را از آسیب ورودی سایر مدارها یا وسایل جانبی حفظ میکند
Ask your doctor or pharmacist about any health risks and possible side effects.
U
در مورد هر خطرات سلامتی و عوارض جانبی احتمالی از دکتر یا داروساز خود بپرسید.
pcm
U
شرکت تولید کننده تختههای جانبی که سازگار کامپیوتر تولیدکننده دیگر باشند
input/output
U
اتصال بین پردازنده و وسیله جانبی که امکان ارسال داده را فراهم میکند
interrupting
U
لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
spool
U
Operations SimultaneousPeripheral Line On عملکرد دستگاه جانبی همزمان به صورت درون خطی
i/o
U
اتصال بین پردازنده و وسیله جانبی که امکان ارسال داده را فراهم میکند
multifunction
U
صفحه مدار جانبی که خصوصیات زیادی برای هنگنام سازی کامپیوتر دارد
interrupt
U
لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupts
U
لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com