English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 233 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
the fire is dying U آتش در حال خاموش شدن است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
extinct U منسوخه خاموش شده
blink U روشن خاموش شدن چراغها
blinked U روشن خاموش شدن چراغها
blinks U روشن خاموش شدن چراغها
hard U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
harder U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hardest U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
fail U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
failed U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
windmill U چرخش موتور خاموش توسط ملخ
windmills U چرخش موتور خاموش توسط ملخ
power U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power U قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power U نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power U خاموش کردن یک وسیله
powered U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powered U قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
powered U نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
powered U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered U خاموش کردن یک وسیله
powering U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powering U قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
powering U نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
powering U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powering U خاموش کردن یک وسیله
powers U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powers U قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
powers U نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
powers U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powers U خاموش کردن یک وسیله
off U خاموش
snub U سربالا خاموش کردن
snubbed U سربالا خاموش کردن
snubbing U سربالا خاموش کردن
snubs U سربالا خاموش کردن
quiet U ساکن خاموش
quietest U ساکن خاموش
snow U واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود
snowed U واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود
snowing U واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود
snows U واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود
zero U 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zeroes U 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zeros U 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
quiescent U خاموش
extinguished U خاموش
quenching U خاموش کردن
flash U شدت حرف که روشن و خاموش شود
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed U شدت حرف که روشن و خاموش شود
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U شدت حرف که روشن و خاموش شود
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
reserved U خاموش کم حرف
tight lipped U کم حرف خاموش
tight-lipped U کم حرف خاموش
out U خاموش کردن
out U دستگاه خاموش
out- U خاموش کردن
out- U دستگاه خاموش
outed U خاموش کردن
outed U دستگاه خاموش
still U خاموش ساکت
still U ساکت کردن خاموش شدن
stiller U خاموش ساکت
stiller U ساکت کردن خاموش شدن
stillest U خاموش ساکت
stillest U ساکت کردن خاموش شدن
stills U خاموش ساکت
stills U ساکت کردن خاموش شدن
extinction U خاموش سازی
silent U خاموش
taciturn U کم سخن خاموش
snuff U خاموش سازی یافوت پف
snuff U بافوت خاموش کردن
snuff U خاموش شدن
mum U سکوت شخص خاموش
mums U سکوت شخص خاموش
muffle U خاموش کردن ساکت کردن
muffles U خاموش کردن ساکت کردن
muffling U خاموش کردن ساکت کردن
wet blanket U پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
wet blankets U پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
turn off U خاموش کردن یاشدن
turn off U خاموش کردن
turn-off U خاموش کردن یاشدن
turn-off U خاموش کردن
turn-offs U خاموش کردن یاشدن
turn-offs U خاموش کردن
dumb U لال کردن خاموش کردن
dumber U لال کردن خاموش کردن
dumbest U لال کردن خاموش کردن
smoldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
smolders U بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulder U بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldered U بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldering U بی اتش سوختن خاموش کردن
Other Matches
shutdowns U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdown U دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
mumchance U خاموش
hist U خاموش
soundless U خاموش
h! U خاموش
whist U خاموش
on/off light U خاموش
uncommunicative U خاموش
on/off U خاموش
on-off button U خاموش
smothered U خاموش کردن
silencers U خاموش کننده
silencer U خاموش کننده
silence U خاموش شدن
smothers U خاموش کردن
smothering U خاموش کردن
extinguishing U خاموش کردن
smother U خاموش کردن
extinguishable U خاموش کردنی
extinguish U خاموش کردن
extinguishes U خاموش کردن
suffocate U خاموش کردن
suffocated U خاموش کردن
suffocates U خاموش کردن
suffocating U خاموش کردن
silenced U خاموش شدن
quenchless U خاموش نشدنی
spark arrester U جرقه خاموش کن
tight mouthed U کم حرف خاموش
to burn out U خاموش شدن
to dry up U خاموش شدن
to hold one's tongue U خاموش شدن
to keep silence U خاموش شدن
to keep silence U خاموش بودن
to put out U خاموش کردن
to snuff out U خاموش کردن
to stand mute U خاموش ماندن
to switch off U خاموش کردن
Quiet!silence! U خاموش ( ساکت ) !
turn out <idiom> U خاموش کردن
quaker's meeting U انجمن خاموش
put out U خاموش کردن
silences U خاموش شدن
silencing U خاموش شدن
hush U خاموش کردن
tacit U مقدر خاموش
extinguisher U خاموش کننده
he did not open his lips U خاموش ماند
dout U خاموش کردن
dry up U خاموش شدن
extinctive U خاموش کننده
glumpy U خاموش وکدر
go out U خاموش شدن
inactive status U خط مشی خاموش
inextinguishable U خاموش نشدنی
keep still U خاموش باش
lightning protection U با خاموش کننده مغناطیسی
magnetic blow out with U با خاموش کننده مغناطیسی
magnetic blow out U خاموش کننده مغناطیسی
fire extinguishers U خاموش کننده اتش
fire extinguisher U خاموش کننده اتش
inextinguishably U بطور خاموش نشدنی
silencing U خاموش اتش قطع
silences U خاموش اتش قطع
silenced U خاموش اتش قطع
his hope was snuffed out U چراغ امیدش خاموش شد
silence U خاموش اتش قطع
to die out away off U خاموش شدن پژمردن
fight the fire U اتش خاموش کردن
turn out U باکلید خاموش کردن
at pause U مکث کنان خاموش
as hush as death U خاموش چون مردگان
to laugh down U با خنده خاموش کردن
To extinguish a fire. U آتش را خاموش کردن
To dye ones hair. U موها را خاموش کردن
fire engines U تلمبه اتش خاموش کن
to talk down U خاموش یاساکت کردن
fire engine U تلمبه اتش خاموش کن
turn off <idiom> U بستن ،خاموش کردن
to blow out alamp U خاموش کردن چراغ
to shut down a reactor U راکتوری را خاموش کردن
quenched U خاموش کردن ترساندن
to smother a flame U شعله ای را خاموش کردن
quench U خاموش کردن ترساندن
stifle U خاموش کردن فرونشاندن
stifled U خاموش کردن فرونشاندن
stifles U خاموش کردن فرونشاندن
quenches U خاموش کردن ترساندن
power down U قطع برق خاموش کردن
i pause for a reply U خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
radar silence U خاموش کردن موقتی رادارها
inextinct U از بین نرفته خاموش نشده
stanch U خاموش کردن ساکت شدن
light line U خط خاموش کردن چراغ خودروها
obmutescence U خاموش نشینی سکوت عمدی
smolder U بی اتش سوختن خاموش کردن
magnetic blow out arrester U برقگیر با خاموش کننده مغناطیسی
wordless U غیرقابل بیان با لغات خاموش
Turn off the light before you leave. U پیش از رفتن چراغ را خاموش کن
strangle U یاد شده را خاموش کنید
beacon off U رادارتعقیب هدف خود را خاموش کن
smoulders U بی اتش سوختن خاموش کردن
to lie low U در باب کارخود خاموش بودن
to snuff out U در نتیجه گل گیری خاموش کردن
magnetic blow out circuit breaker U کلید قدرت با خاموش کننده مغناطیسی
bistable U که در موقعیت ممکن روشن و خاموش دارد
mump U خاموش وعبوس نشستن ترشرو بودن
shut off <idiom> U بستن شیرآب یا خاموش کردن کلید برق
snuffer U وسیله یا کسیکه چراغی راروشن یا خاموش کند
foam type fire extinguisher U دستگاه خاموش کننده اتش ازنوع کفی
to turn off U خاموش کردن انجام دادن بیرون اوردن
quaker's meeting U انجمن کوالرهاکه اعضای ان خاموش میماندندتایکی درنتیجه
to go out U خاموش شدن [شمع یا چراغ یا آتش یا سیگار]
The lights of the aircraft were blinking. U چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
To squash someone . U تو دهن کسی زدن ( اورا خاموش وخفه کردن )
black out U قطع کامل برق خاموش شدن چراغ ها خاموشی شهر
stop squawk U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را خاموش کنید
blinking U روشن و خاموش شدن در نتیجه تغییر شدت حرف نمایش داده شده
dark bulb U نوعی لامپ اشعه کاتدی که هنگام خاموش بودن سیاه بنظر می رسد و به تصاویرویدئویی وضوح خوبی میدهد
warm boot U فرایند فریب دادن کامپیوتر بااین تفکر که برق ان با وجودروشن بودن خاموش شده است راه اندازی گرم
shut down U خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
magnetic blowout U خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
Fire cannot be extinguished by fire . <proverb> U آتش را به آتش خاموش نتوان کرد .
bit map U ارایهای از بیت ها که وضعیت خاموش یا روشن بودن انها در ارتباط با ارایهای از چیزهای دیگر است نقشه بیت
still brith U خاموش کردن ساکت کردن
quench U دفع کردن خاموش کردن
quenched U دفع کردن خاموش کردن
quenches U دفع کردن خاموش کردن
touches U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
touch U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
power down U خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com