English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 218 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
air guard U گشتی هوایی
combat air patrol U گشتی هوایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
resume U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumed U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumes U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resuming U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
zipper U گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
zippers U گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
air picket U هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
air raid reporting control ship U گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
barrier combat air patrol U گشتی مرزی هوایی
barrier combat air patrol U گشتی هوایی سد کننده راه دشمن
combat air patrol U هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
igo U علامت من پست گشتی خود راترک می کنم در درگیری هوایی
locap U گشتی رزمی هوایی مخصوص ارتفاع پست
night cap U گشتی رزمی هوایی شبانه
radar picket cap U هواپیمای گشتی هوایی حامل رادار
target cap U گشتی هوایی رزمی مخصوص تجسس منطقه هدف
Other Matches
waiting position U ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
airlift service U سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
holiday U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holidays U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
telling U مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
air policing U عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
restrictive fire plan U طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
antiair warfare U جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
line chief U افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
pounce U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
i stay U در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
pounced U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
broadcast controlled air interception U نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air delivery container U جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
air sentinel U گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steers U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeon U در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeons U در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
flak U گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
sleeve target U هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
air scoop U چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
fly through U عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air superiority U برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air pilots U خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
air suprmacy U برتری کامل هوایی سیادت هوایی
aviation pay U معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air interdiction U عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
feedback U گشتی
patrols U گشتی
patrolled U گشتی
out guard U گشتی
patrol U گشتی
patrolmen U گشتی
patrolman U گشتی
confusion U گم گشتی
patrolling U گشتی
vessel U ناو گشتی
runner U گردنده گشتی
out guard U گشتی صحرایی
patrol U قسمت گشتی
beach patrol U گشتی ساحلی
patrol cars U اتومبیل گشتی
patrol boats U ناوچه گشتی
patrol boat U ناوچه گشتی
reconnaissance patrol U گشتی شناسایی
roundsman U افسرپلیس گشتی
patrol car U اتومبیل گشتی
patrolmen U پلیس گشتی
standing patrol U گشتی ثابت
patrolman U پلیس گشتی
vessels U ناو گشتی
runners U گردنده گشتی
patrolling U قسمت گشتی
fighting patrol U گشتی رزمی
contact patrol U گشتی تماس
contact patrol U گشتی اخذتماس
inshorepatrol U گشتی مرزساحلی
patrols U قسمت گشتی
inshorepatrol U گشتی ساحلی
end around U دور گشتی
flatfoot U پلیس گشتی
combat patrol U گشتی رزمی
moving screen U گشتی ممانعتی
patrolled U قسمت گشتی
fanal U چراغ گشتی
coastal patrol U گشتی ساحلی
service craft U قایق گشتی
black Marias U اتومبیل گشتی پلیس
fire patrol U گشتی اتش نشان
black Maria U اتومبیل گشتی پلیس
screwdriver U پیچ گشتی [ابزار]
barrier patrol U گشتی مامور موانع
turnscrew U پیچ گشتی [ابزار]
barrier patrol U ناو گشتی سد کننده
end around borrow U رقم قرضی دور گشتی
scout helicopter U هلی کوپتر شناسایی یا گشتی
end around carry U رقم نقلی دور گشتی
carrier air group U دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
air material U ماتریل هوایی وسایل هوایی
notice to airmen U اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
airs U هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air branch U قسمت هوایی رسته هوایی
aired U هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air U هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
splashing U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashes U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splash U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
tropopause U منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
code panel U رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
air station U ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
lightening bug ship U هلی کوپتر روشن کننده گشتی
milk walk U گشتی که شیر فروش میزند گشت
call mission U درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
tactical air controler U افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
air photographic U شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
air scout U هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
airlift command U فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
photogrammetry U علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
air defense commander U فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
airspace prohibited area U منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
emergency scramble U درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
airlift capacity U مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی
air search attack unit U تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
channel airlift U سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
dispersal airfield U فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
trimetrogon U عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
air survey photography U عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
airlift control element U عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
combat airlift support U پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
airhead operations U عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
trunkair route U مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
country cover diagram U دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
pickets U ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picket U ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picketed U ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
chalk number U شماره سریال بار هوایی شماره سریال حرکت هوایی
air defense action area U منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
chalk commander U فرمانده سریال حرکت هوایی فرمانده سریال بار هوایی
tactical air control center U مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
air position U موقعیت هوایی موقعیت هوایی هواپیما
shore patrol U انتظامات ساحلی یا گشتی ساحلی
air defense readiness U وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
air distant support U پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
aerospace projection operations U عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
heavy lift U حمل و نقل هوایی سنگین واحد حمل و نقل هوایی سنگین
air alert warning U اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
over-pass U پل هوایی
flying bridge U پل هوایی
airborne U هوایی
skyway U پل هوایی
overhead conductor U خط هوایی
overhead line U خط هوایی
AA U ضد هوایی
overhead roadway U پل هوایی
stuffiness U بد هوایی
air head U سر پل هوایی
aerial U هوایی
anti aircraft U ضد هوایی
acclimatization U هم هوایی
aerial line U خط هوایی
aery U هوایی
air strike U تک هوایی
air built U هوایی
airhead line U خط سر پل هوایی
air attack U تک هوایی
air drawn U هوایی
aviation medicine U طب هوایی
linear distance U خط هوایی
aerials U هوایی
air raid U تک هوایی
air raids U تک هوایی
air lane U خط هوایی
raid U تک هوایی
pneumatic U هوایی
overpasses U پل هوایی
raiding U تک هوایی
strikes U تک هوایی
aerobic U هوایی
aerobics U هوایی
overpass U پل هوایی
raided U تک هوایی
airy U هوایی
air U هوایی
aired U هوایی
raids U تک هوایی
strike U تک هوایی
atmospheric U هوایی
overhead U هوایی
airs U هوایی
escadrille U جوخه هوایی
air chief marshal U سپهبد هوایی
air division U لشکر هوایی
exposure station U ایستگاه هوایی
air capacitor U خازن هوایی
air burst U ترکش هوایی
fire balloon U فانوس هوایی
flush decker U پل هوایی یک پارچه
air strike U حمله هوایی
group captain U سرهنگ هوایی
air attack U حمله هوایی
flying cadet U دانشجوی هوایی
air damper U خفه کن هوایی
air curtain U پوشش هوایی
air cover U پوشش هوایی
air defense U پدافند هوایی
air cooled transformer U مبدل هوایی
air control ship U ناوکنترل هوایی
elevated railroad U خط اهن هوایی
elevated railroad U ترن هوایی
bird's eye U منظره هوایی
air consignment U محموله هوایی
air command U فرماندهی هوایی
air command U یکان هوایی
lift U مقدورات هوایی
air corridor U دالان هوایی
air distance U مسافت هوایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com